از قضا سخنی با شجریان
#حق ۵
حسین قدیانی: سپیدهدم دیروز که در جستوجوی متنی قدیمی از آرشیو سایت «وطن امروز» ناگهان چشمم به مصاحبه با شجریان افتاد، «مرغ سحر» ناله سر کرد و داغ مرا تازهتر کرد؛ «از هم دور افتادهایم!» این سخن اما بیش از آنکه تیتر یک آن روز ما باشد، گلهی خود ایشان بود از روزگار! و شکایت از جدایی! القصه! رفتم به روزهای دور! دورتر! دههی ۶۰! و آن شبهایی که با کاست شجریان سپری میشد! در آن ضبطصوت قدیمی! شبهایی که شجریان گوش میدادیم و تازه صبح، اول دعوا بود! دعوا با جماعتی که ما را رسما مسخره میکردند! نیز موسیقی سنتی و اصیل را! کد میدادند به ما که برویم مبتذلهای آنسوی آب را گوش دهیم! یا که هم غربی! اساسا جامعهی متدینی که انسی با موسیقی داشت، عمدتا شجریان و ناظری و از این دست گوش میداد! و این علاقه آنقدر عمیق بود که حتی اصحاب موسیقی سنتی را در منازعات موسیقایی دههی ۶۰ تنها نگذارد! فیالحال سئوال! آیا من و ما که آن روزها، این همه از سنتیخوانان در برابر حامیان موسیقی عاری از ادب و خالی از هنر «ای قشنگتر از پریا» یا سینهچاکان موسیقی غربی دفاع میکردیم، منباب این بود که شجریان مثلا موضع سیاسی مطابق با جریان مورد علاقهی ما اتخاذ میکرد؟! قطعا نه! نه خودش به این معنی سیاسی بود و نه ما او را برای این معنی میخواستیم! قصه این بود که اولا شجریان، موسیقی را اصیل و سنتی اجرا میکرد، ثانیا برای همه میخواند، نه برای خوشایند تنها فلان گروه! دقت شود! داریم دربارهی یک «چهره هنری» حرف میزنیم، نه یک «عنصر سیاسی»! جناب پروفسور سمیعی عنصر سیاسی نیست، پس چه باک اگر ایشان را همهی آحاد ملت دوست داشته باشند؟! مثال از این دست بسیار است! جناب استاد فرشچیان! یا بازیگر توانمند عرصهی سینما، علی نصیریان! این عزیزان را همهی ملت، صرفنظر از اختلاف سلیقه و عقیده، دوست میدارند، چرا که «چهرهی فراگیر» محسوب میشوند! و صدالبته خود ایشان مراقب هستند که همچنان اینگونه باقی بمانند! از این رو وارد «سیاستبازی» نمیشوند! این عدم ورود، قطعا به معنای «تنزهطلبی» نیست! و ناظر بر وحدت کلمهی آحاد ملت، اتفاقا بد هم نیست چهرههایی همهپسند داشته باشیم! چهرههایی محبوب هم من و هم آن روزنامهنگار مخالف خط من! سال ۸۸ امثال من هرگز از شجریان متوقع نبودیم که چون روزگاری «دود عود» گوش میدادیم و علاوه بر این، دفاع هم از امثال او میکردیم، ایشان هم منباب جبران، به صحنه بیایند و موضع کذا اتخاذ کنند لیکن متوقع این هم نبودیم که به واسطهی شماری از افراد سوءاستفادهچی، به ورطهی همراهی و همصدایی با دشمن تمام این مرز و بوم بیفتند! ما با فهم دقیق ماجرا، از قضا قائل بودیم به فرق میان «چهرههای هنری» و «عناصر سیاسی» و لذا کی و کجا خرده بر مثلا استاد مشایخی گرفتهایم که چرا فتنه را عینا مثل جوانان انقلابی محکوم نکردهاند؟! باورم هست در آن مقطع، اشتباه بزرگی مرتکب شدند آقای شجریان! و انشاءالله که ناخواسته! عاقبت، جمع و جماعتی را از خود رنجاندند که در منازعات دههی شصتی، کم در مقام دفاع از موسیقی سنتی و اصحابش بلند نشده بودند! طرفه حکایت اینجا بود؛ همانها که پیش از این، حتی از در تمسخر هم بلند شده بودند و «هاهاهاها» میکردند و همانها که در مواجهه با موسیقی مبتذل و موسیقی غربی، مدام به من و ما بد و بیراه میگفتند، ناگهان شدند مرید شجریان! ضمن طلب شفای عاجل برای ایشان، از خوانندهی «ایران، ای سرای امید» میپرسیم؛ ما شما را برای چه میخواستیم، سینهچاکان سیاست منهای صداقت، شما را برای چه میخواستند؟! آیا جز این است که ما شما را، نه برای مطامع سیاسی، که تنها و تنها برای همهی مردم میخواستیم؟! و میخواهیم؟! مگر «ربنا»ی حضرتعالی در خط جناح مورد علاقهی ما در میدان سیاست بود؟! در خط خدا بود انشاءالله! ما نمیخواستیم شما را با نیرنگ، تنها به یک رنگ خاص درآورند، بلکه میخواستیم حکایت خسرو شکیبایی هر رنگی و هر طیفی و هر طایفهای، شما را دوست داشته باشند. آری! حکایت «خسرو شکیبایی»! لیکن آیا جریان «شجریاناولی» هم همین قصد را داشت یا ضمن سوءاستفاده از جایگاه شما، مسبب بعضی دورافتادگیها شد؟! آیا شما را برای همه خواستن بد بود یا اتفاقا این بد بود که شما را بردارند هزینه کنند برای دشمن همهی این مردم؟!
#حسین_قدیانی
🔻نشانی ما در پیامرسانهای سروش، آیگپ، ایتا، گپ و بله
✅ 🇮🇷
@MAHOUR24
👇