"گرگ ظاهر گرد یوسف خود نگشت
این حسد در فعل از گرگان گذشت"
زیرا گرگِ طبیعت که همان حیوانِ درنده است ، هرگز به حضرت یوسف( ع) نزدیک نشد و به او گزندی نرساند،
خطر این حسادت عملاً از خطر گرگ ها هم بیشتر است.
"زخم کرد این گرگ وز عذر لبق
آمده که انا ذهبنا نستبق"
گرگ حسادت، یوسف را گزید و زخمی کرد، ولی این انسان های گرگ سیرت با لحنی شیرین پوزش خواستند و گفتند: ما برای مسابقه تیراندازی و أسب سواری و شتر دوانی رفته بودیم.
مصراع دوم اشاره به آیه ۱۷، سوره یوسف
" ای پدر، ما به مسابقه تیراندازی و اسب سواری رفته بودیم و یوسف را نزد بار و بُنه خود نهاده بودیم که گرگ، او را خورد.
گرگ حسد، از گرگ درنده بسی هارتر و خطرناک تر است. زیرا حسادت ممکن است که جهانی را به کام نیستی فرستد.
لَبِق: خوش خُلق
"صد هزاران گرگ را این مکر نیست
عاقبت رسوا شود این گرگ بیست"
صدها هزار گرگ این مکر را ندارند. یعنی اگر صدها هزار گرگ، دور هم جمع می شدند
نمی توانستند مانند برادران یوسف، حیله به کار برند، تو صبر کن بالاخره این گرگ رسوا می شود.
بیست: مخفف بایست.
در اینجا به معنی صبرکن است.
"زانک حشر حاسدان روز گزند
بی گمان بر صورت گرگان کنند"
زیرا حسودان در روز رستاخیز، بی هیچ گفتگو به صورتِ گُرگان محشور می شوند.
روزِ گزند : اشاره به آیه ۸ سوره تَغابُن (=زیانمند شدن)روزی که شما را گردآورَد برای روز حشر، آن روز، روز زیانمندی کافران است.
#شرح مثنوی شریف
#استاد کریم زمانی
@TAMASHAGAH