روایت جوانمرد ✍️فاطمه داودی حربن یزید ریاحی یکی از سرداران نظامی کوفه بود که قبل از ورود امام به کوفه دستور یافته بود مانع از ورود کاروان امام به کوفه بشود. از زمانی که به دستور ابن زیاد به سمت کاروان حضرت رفت که مانع از ورود ایشان به کوفه شود تا در روز عاشورا که قصد ابن سعد برای جنگ با حضرت را جدی دید تماماً احترام اهل بیت را رعایت می‌کرد. در روز عاشورا اوج جوانمردی خود را به اثبات رساند هنگام حرکت به سوی لشکر امام حسین (علیه السلام) چهره‌اش سرشار از شرمندگی و مردانگی بود به نزد امام رسید سپر و شمشیرش را بر زمین انداخت؛ هنگام انداختن سپرش ظلم باقی مانده در وجودش به زمین رسید زمین طاقت این درد را نداشت، زمین در حال متلاشی شدن از غم‌واندوه بود. به نزد حضرت رسید و با شرمندگی توبه کرد و توبه‌اش پذیرفته شد. امام حسین (علیه السلام) سر بندی بر سر جناب حر بست، حر اذن جنگ خواست و امام پذیرفت و به میدان رفت و اولین شهید کربلا شد. غیرت را به رخ لشکر پست فطرتان کشید مبارزه تن به تن کرد؛ مردانگی و آزادی‌اش باعث شد اولین شهید کربلا بشود. دلیر مرد جناب حربن یزید ریاحی مصداق این بیت شعر است که: این درگه ما درگه نومیدی نیست صدبار اگر توبه شکستی باز آ @AFKAREHOWZAVI