🕸ث) انكار دعاوى از لحاظ منابع موثق بهائيت كتاب: «كشف الغطاء» ميرزا ابوالفضل گلپايگانى، سند مستند است. وى بى آنكه متعرض محتويات نامه ناصر الدين ميرزا وليعهد به پدرش محمد شاه قاجار شود و يا با تأويلاتى، مصمم به وارونه كردن حقايق شود، گزارش وليعهد را قبول و از آنجائى كه آن را به عنوان مقدمه نتائجى مورد نظر، در مقام حسينعلى ميرزا به كار گرفته است به اصالت و حقيقت آن صريحاً و آشكار اعتراف كرده است. مضافاً آنكه خود معترف است، پس از خلع محمد على شاه كه مخازن دولتى به تصرف ملتيان در آمد- يكى از محبين تاريخ، عكس برداشته و منتشر ساخته است. [۱] متن عريضه وليعهد ناصر الدين ميرزا به محمد شاه قاجار: هو اللَّه تعالى شأنه «قربان خاك پاى مباركت شوم، در باب فرمان قضا جريان صادر شده بود كه علماى طرفين را احضار كرده با او گفتگو نمايند. حسب الحكم همايون محصل فرستاده با زنجير از اروميه آورده به كاظم خان سپرده و رقعه به جناب مجتهد نوشت كه آمده با ادله و براهين و قوانين دين مبين گفت و شنيد كنند. جناب مجتهد در جواب نوشتند كه از تقريرات جمعى از معتمدين و ملاحظه تحريرات اين شخص بى دينى و كفر او اظهر من الشمس واوضح من الأمس است. بعد از شهادت شهود تكليف داعى مجدداً در گفت و شنيد نيست. لهذا جناب آخوند ملا محمد و ملا مرتضى قلى را احضار نمود و در مجلس از نوكران اين غلام؛ امير اصلان خان و ميرزا يحيى و كاظم خان نيز ايستادند. اول حاجى محمود پرسيد كه مسموع مى شود كه تو مى گوئى من نائب امام هستم و بابم و بعضى كلمات گفته اى كه دليل بر امام بودن بلكه پيغمبرى توست. گفت: بلى حبيب من قبله من نائب امام هستم و باب هستم و آنچه گفته‌ام و شنيده ايد راست است. اطاعت من بر شما لازم است به دليل «ادخلو الباب سجداً» و ليكن اين كلمات را من نگفته ام. آن كه گفته است، گفته است. پرسيدند گوينده كيست؟ جواب داد آن كه به كوه طور تجلى كرد. ---------- 📗[۱]: كشف الغطاء، پاورقى صفحه ۲۰۵، همچنين مراجعه شود به كتاب: ظهور الحق، مازندرانى، جزء سوم، صفحه ۱۴، كه عيناً نامه مذكور را كليشه كرده است. 📗 بهائیان، نجفی، محمد باقر،ص۲۳۳ 🚫@bahaiyat🚫