♡
دیدی که اسماعیل خود را هم فدا کردم؟
دیدی به عهدم با تو ای زیبا وفا کردم؟
بااینکه قلبم خانۀ احساس بود اما
دیدی سر احساس را از تن جدا کردم؟
دیدی که آخر، خشت این دل را که از گل بود
با کیمیای یادت ای یکتا طلا کردم؟
صد بند بر پای دلم بود و به عشق تو
از آنهمه دلبستگی خود را رها کردم
حتما شنیدی نالههای بیصدایم را!
دیدی تو را ازبین هر جمعی صدا کردم
آنقدر گفتم ذکر یا کافی و یا شافی
تا عاقبت سجاده را دارالشفا کردم
مانند باران، خیر بر من ریختی دائم
باید ببخشی آنهمه چونوچرا کردم
من از نماز عشق جا ماندم ولی حالا
با التفاتت آن قضا را هم ادا کردم
از هر طریقی بود ای زیباترین معشوق!
چشمان خود را با نگاهت آشنا کردم
یکعمر خواهش کردهام آغوش گرمت را
امروز هم در زیر این باران دعا کردم
یا کافی یا شافی یا وافی یا معافی
#زینب_نجفی
#راجی
@eitaaparvanegi