صفحه ۲۳۲ -۲۳۱قرآن کریم ♦️با دقت در آیات مربوط به حضرت در میابیم که : 💥۱ -آن پيامبر بزرگ خدا دعوتش را از توحيدگرايى و يكتا پرستى آغاز كرد. 👈🏻قال يا قوم اعبدوا اللَّه... 💥۲- و پس از اصل توحيد، بى درنگ به تنظيم امور و موضوع معاش روى آورد و مردم را از كم فروشى و ديگر راههاى ظالمانه ثروت اندوزى برحذر داشت و نظام دادوستد و تجارت را بر اساس عدل و داد بنيان نهاد 👈🏻ولا تنقصوا المكيال و الميزان... 💥۳- از اين آيات به روشنى دريافت مى گردد که او مى كوشيد تا با آگاهى بخشى و محو بتهاى گوناگون، روح و فكر مردم را آزاد سازد و ثروتها و امكانات به جاى قرار گرفتن در مسير تباهى و اسارت مردم، همان گونه كه خدا خواسته است باعث زينت زندگى باشد. 👈🏻اصلوتك تأمرك أَنْ نترك ما يعبد آباؤنا... 💥۴- شعيب براى خود امتيازى نمى شناخت، بلكه خود را بنده اى از بندگان خدا اعلان مى كرد و از او يارى مى جست و از او موفقيت مى طلبيد. 👈🏻و ما توفيقى الا باللّه... 💥۵ - تنها هدف او در دعوت آسمانى اش و اصلاحگرى بود و براى خود چيزى نمى جست و چيزى نمى خواست. 👈🏻إن اريد الاّ الاصلاح.... 💥۶- او از پيشوايان راستين آسمانى است كه آنچه را براى خود مى خواست براى مردم نيز مى خواست و آنچه را به مردم توصيه مى كرد، خود بدانها عمل مى نمود و از هر آنچه مردم را بر حذر مى داشت، خود پيش از همه آنان دورى مى جست. 👈🏻و ما اريد أَن اخالفكم الى ما انهاكم... 💥۷- او به ارزش هاى اخلاقى و انسانى بسيار اهميت مى داد و بعد اخلاقى دعوت آسمانى اش از كران تا كران اندرزهاى انسان سازش جلوه گر است. 👈🏻و يا قوم لا يَجْرِمَنَّكم شقاقى... 💥۸- و شهامت و شجاعت و راستى او در دعوت آسمانى اش تفكّر انگيز است كه نخست با همه وجود به مردم خويش آگاهى مى بخشد و پند و اندرز مى دهد و روشنگرى مى كند و از پى آن هشدارها مى دهد كه از عذاب خدا بترسيد، و آنگاه با شهامتى تحسين برانگيز در برابر دجّالگرى ها و تهديدها و شانتاژهاى آنان دلاورانه مى ايستد. 👈🏻و يا قوم اعملوا على مكانتكم...  ♦️همان گونه كه شعيب وعده داده بود عذاب الهى به سراغ اهل مدين آمد. اين عذاب عبارت بود از آسمانى و بانگ مرگبار و كشنده كه همراه با زلزله بود. در اين آيه از «صيحه» و در آيات سوره اعراف از «» كه به معناى زلزله است ياد مى كند. بنابراين، علت هلاك آنها بانگ مرگبار و زلزله بوده است كه همزمان بر آنان رسيد. ♦️اهل مدين با اين عذاب در خانه هایشان نابود شدند آن چنان كه گويا اصلا وجود نداشته اند و هرگز در آنجا نبوده اند. در پايان قصه قوم مى فرمايد: اهل هلاك شدند و به لعنت گرفتار آمدند همان گونه كه قوم ثمود هلاك شدند. اين سخن به جهت تشابهى است كه ميان اين دو قوم وجود داشت چون هر دو قوم با هلاك شدند. 🌸🍃🌸🍃🌸 🆔https://eitaa.com/emamsadegh_ir