زنِ ترازِ انقلاب...!
جمله ای که وقتی میبینمش، تمام ذهنم را فلسفهای خاکستری رنگ از پستوی کهنهی خاک خوردهای دور میگیرد! و حتی دلم نمیخواهد نگاهش کنم چه رسد که حرفهایی که پایش نوشته شده را بخوانم..
اما امشب ناخواسته با متنی رو برو شدم که داشت جایگاه زن تراز انقلاب را معنا میکرد...
چند صحنه از چند گوشهای را بیرون کشیده، مرتبش کرده بود، این ها را نام زن تراز انقلاب گذاشته بود...
با خودم فکر کردم دیدم اصلا زن تراز انقلاب یعنی چه؟؟ اصلا انقلاب را بگذار معنا کنم تا زنِ ترازش را هم پیدا کنم! هرچه بیشتر انگشت کشیدم و ها کردم که ببینم، تارتر شد و محو شد همهی معنای زن تراز انقلاب...
به نظرم اصلا این واژهها را ردیف کردن، بستنِ بیخِ ریشِ زن هست...
که تو اگر خانه داری کنی، که تو اگر فرزندآور باشی؛که تو اگر معلم باشی، که تو اگر پرستار باشی و هزار کار کادر بندی که شیک و بسته بندی شده باشد و یک پک کامل از زن را نشان دهد!!!! تا نامش را زن انقلابی بگذاریم؛
به نظرم اینها هیچ کدامشان زن تراز انقلاب نیست..
انقلاب وسعتی است به اندازه ی هر نفس.. .به اندازه ی وسعت هر انسان و همه ی اینها اشارهای محدود کمرنگ بیانتها، به گوشه و کنار این وسعت تاریخی هست..
با خودم فکر میکنم و احساس میکنم دیگر نباید دنبال جایگاه تاریخی زن و زن تراز انقلاب باشیم..
اصلا این جا پیدا کردن برای زن را باید تمام کرد... اصلا همه ی این واژه ها را باید دور ریخت و با تک تک آدمها در جای خودشان روبرو شد... احساس میکنم تمام این کلمات یک کادری میبندد، کارخانه ی ربات سازی میشود برای نشان دادن یک زن در جایگاه درست!
اگر قرار بود جای زن معلوم شود، قطعا با حضرت زهرا باید معنا و پیدا میشد...حضرت زهرایی که تماما مستور و گمنام نمایان میشود...
کمی بالاتر قدم بگذاریم...فقط کمی بالاتر از این کلمات...
✍
#مهدیهسادات_فیاض
@gharare_andishe