#تشنه_تر_از_دریا
#صفحه_سیزدهم
و اكنون...
اى عبّاس! تو برادرى به نام "محمّد" دارى، من او را به نام "محمّدحَنَفيّه" مى شناسم.
"حنفيّه" نام مادر اوست.
تو و محمّدحنفيّه و حسين(ع) با هم برادر هستيد، امّا از سه مادر. نام مادر تو، "اُمّ البَنين" است. نام مادر حسين(ع)، فاطمه(س) است، نام مادر محمّدحنفيّه هم "حنفيّه" است.
راستى محمّدحَنَفيّه الآن كجاست؟
چرا در كربلا نيست؟ چرا به يارى حسين(ع) نيامده است؟
وقتى حسين(ع) به سوى كوفه حركت كرد، او در سرزمين حجاز ماند، او بيمار بود و توان حركت نداشت.
چرا من از "محمّدحنفيّه" ياد كردم؟
چه مى خواهم بگويم؟
مى خواهم از جنگ "صفّين" سخن بگويم. زمانى كه على(ع) در مقابل سپاه معاويه قرار گرفت. على(ع) پرچم را به دست پسرش (محمّدحنفيّه) داد و از او خواست تا به قلب سپاه معاويه حمله كند.
محمّدحنفيّه نگاهى به ميدان جنگ كرد، ترس بر دلش نشست و گفت: "پدر جان! مگر نمى بينى كه نيزه ها مانند قطرات باران به اين سو مى آيند".
على(ع) نگاهى به پسرش مى كند و پرچم را از دست او مى گيرد و خود به قلب سپاه معاويه حمله مى برد.
اين ترس محمّدحنفيّه براى چه بود؟
او اين ترس را از خاندان مادرى خود به ارث برده بود، راست گفته اند كه حلال زاده به دايى خود مى رود...
اكنون مى خواهم از يك ماجرا سخن بگويم!
سال ها بود كه فاطمه(س) از دنيا رفته بود، على(ع) قصد داشت بار ديگر ازدواج كند.
او مى دانست كه فرزند از مادر شجاعت را به ارث مى برد...
على(ع) برادرى به نام "عقيل" داشت. عقيل قبيله هاى عرب را به خوبى مى شناخت و با نسب و ويژگى هاى آنان، آشنايى كامل داشت.
على(ع) نزد عقيل رفت و به او گفت: "اى برادر! من مى خواهم پسرى شجاع داشته باشم، به دنبال دخترى مى گردم كه از خاندانى شجاع باشد.
عقيل به فكر فرو رفت، به راستى على(ع) اين پسر شجاع را براى چه مى خواهد؟ خدا به على(ع) حسن و حسين(ع) را داده است، اين دو پسر در اوج شجاعت هستند، آنان پسران فاطمه(س) هستند، شجاعت آنان مثال زدنى است.
عقيل نمى دانست كه روزى در كربلا، حسين(ع) غريب مى شود، مردم كوفه او را دعوت مى كنند و سپس شمشير به رويش مى كشند، على(ع)مى خواهد پسرى شجاع داشته باشد كه در روز عاشورا، برادرش حسين را يارى كند...
عقيل نياز به زمان داشت، خيلى ها آرزو دارند دختر خود را به عقد على(ع)درآورند، امّا عقيل بايد بررسى مى كرد، به راستى چه كسى مى تواند پسرى شجاع به دنيا آورد؟
❤️❤️❤️❤️🌹🌹🌹🌹
#تشنه_تر_از_دریا
#قمر_منیر_بنی_هاشم
#کانال_کمال_بندگی
#کپی_آزاد
#نشر_حداکثری
#هدیه_ای_به_شما
eitaa.com/joinchat/177012741Cffe22f43ef
🏴🏴🏴🏴🏴🏴