موتورم  را بفروشید امیرعلی درباره‌ی کارهایی که می‌کرد خیلی حرف نمی‌زد و کسی هم نمی‌دانست که او حقوقش را خرج نیازمندان می‌کند. تنها دارایی امیرعلی یک موتور بود که آن را هم با قرض خریده بود. وقتی هم رفت به مادرش سفارش کرد اگر برنگشتم آن را بفروشید و بدهی‌های مرا بدهید. به وسایل بیت‌المال دست نزنید پشت یک برگه موارد بدهی‌اش نوشته ‌شده است. تأکید داشت به وسایل بیت‌المال دست نزنید و خودش هم دست نمی‌زد. اما با این‌حال برای اطمینان وجهی را به این موضوع اختصاص داده بود. خودش نماز و روزه‌هایش را به‌جا آورده اما این 30 روز نماز قضا که نوشته مربوط به یکی از دوستانش است که در سانحه‌ی تصادف فوت کرده است. 🆔 @khoddam_almahdy313