سر را برید و پیکر او را رها نکرد نفرین به چکمه با بدنش خوب تا نکرد خنجر که تیز بود ؟ چرا از قفا برید از روی عرف هم سر او را جدا نکرد از نعل تازه نیز بپرس از چه کینه داشت پیش نگاه ام ابیها حیا نکرد از سایه هم مضایقه کردند کوفیان نفرین به کوفه ای که به عهدش وفا نکرد بر آن سری که تن به دل دشت جا گذاشت غیر از تنور هیچ کس آغوش وا نکرد