دستی آمد به روی صورت تو جا انداخت پایی از راه رسید و جلویت پا انداخت یکنفر که دلش از بغض قدیمی پر بود ضربه ای زد به در خانه و در را انداخت عدّه ای را به درِ خانه ی تو آورد و ... از روی کینه ی دیرینه به دعوا انداخت آمد و با همه بی حرمتی اش در کوچه ریسمان گردنِ"مولا"ی دو دنیا انداخت در قیامت جلوی چشم همه می اُفتد آنکه در کوچه تورا بین تماشا...انداخت