#بحر_طویل
#گودال_قتلگاه
کیست این پای کشیده ز همه هست و گرفته سر و جان را به سر دست و به جانان شده پابست و ز صهبای وصال آمده سر مست و گذشته ز تن و جان و سر و افسر دخت و پسر
و همسر و هفتاد و دو یار و نفسش سوخته از سوز عطش حنجرهاش خشک و دلش آتش و
چشمش شده دریا نگه دوخته بر نیزه و شمشیر سراپا شده از چار طرف پیکر پاکش
سپر تیر و پیامش همه تهلیل و کلامش همه تکبیر به مرآت جمالش شده تفسیر کتاب
الله اکبر به گمانم که خداوند بود پیشرو و پشت سرش خیل رسولان مکرم، سپهش
یوسف و یعقوب و مسیحا و کلیم است و ذبیح است و خلیلالله و آدم به سرش
سایه پیغمبر اسلام و یمینش ملک آب و یسارش ملک خاک و مطیعش ملک نار و مریدش
ملک باد وزنند از جگر سوخته فریاد که: ای بر تو سلام از طرف خلق و خدا باد
بده اذن که یک لحظه بگیریم و ببندیم، بکوبیم و بسوزیم سر و جان و تن این
قوم دغا را.
شعر:استاد حاج غلامرضا سازگار