او در بدو ورود و پیش از رفع خستگی، مجبور به حضور در جلسه‌ای شد که قرار بود حاج همت مسئول روابط عمومی سپاه پاوه برایشان سخن بگوید. در این جلسه نخستین دیدار بدیهیان با همسر آینده‌اش به بدترین شکل ممکن رقم خورد. او حاج همت را اینگونه توصیف می‌کند: مردی با شلوار کردی و پیراهن چینی برتن که بر لبه جیبش عکس امام خمینی را زده بود. جثه‌ای نحیف داشت اما می‌خندید. ریشش بیش از حدِ معمول بلند بود. در انتهای همین جلسه بود که برخورد تندی از سوی حاج همت با بدیهیان شد، به حدی که از جلسه آمدم بیرون بغض هم کرده بودم. در آن لحظه آرزو داشتم بر می گشتم اصفهان ولی جرأت نداشتم» او که درنتیجه آن برخورد حاج همت، گریان شده بود، یواش یواش با اوضاع، بیشتر آشنا شد و تصمیم به ماندن گرفت؛ هرچند روزهای سختی درپیش داشت. به قول خودش: «برخوردهای ایشان با من تند بود. یا لا اقل به‌ نظرم این طور می‌آمد. به نظرم می‌آمد ایشان خیلی جدی و حتی بداخلاق است».اما چندی بعد به واسطه واقعه‌ای که در محل اقامت خانم‌ها رخ داد، و خانم بدیهیان در متن آن حضور داشت، جلوه دیگری از رفتار و احساسات حاج همت نمایان شد و با واسطه از او خواستگاری کرد که البته جواب رد شنید. این نخستین بار از خواستگاری‌های چهارگانه او بود. راوی : همسر شهید حاج همت دارد روزمرِگی_من_و_مامان👇https://eitaa.com/joinchat/444596224C4175