*•═•••◈🌸﷽🌸◈•••═•* مروری برزندگانی‌ عالم جلیل القدر شیخ مفید رحمه الله علیه ⬅️ یک نمونه از مناظرات ↩️ داستان مناظرات آنها بسیار شیرین و خواندنی است. سید مرتضی که بزرگترین شاگرد شیخ مفید است آنها را در کتابی جمع نموده که از جمله یک داستان آن را برای نمونه می‌آوریم: در کتاب "مجموعه ورّام" می‌نویسد: "مفید در اصل از "عکبرا" است، در ایام کودکی همراه پدرش به بغداد آمد و نزد ابوعبدالله معروف به "جعل" به تحصیل پرداخت. سپس به مجلس "ابویاسر" که در دروازه خراسان تدریس می‌کرد حضور یافت. چون ابویاسر از عهده بحث و پرسش‌های او درمانده شده او را به "علی بن عیسی رمّانی" که از بزرگان علمای کلام بود ارجاع داد و گفت چرا به نزد او نمی‌روی تا از او استفاده کنی؟ مفید گفت او را نمی‌شناسم و کسی ندارم مرا به او معرفی کند. ابویاسر یکی از شاگردان خود را همراه او کرد و نزد رمانی فرستاد 👈چون مجلس رمانی از فضلا و دانشمندان پر بود، مفید در صف آخر نشست و به تدریج که مجلس خلوت شد نزدیکتر رفت. در آن اثناء مردی از اهل بصره آمد و از رمانی پرسید چه می‌فرمایید درباره حدیث غدیر که به عقیده شیعه پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم امیرمؤمنان علیه‌السّلام را جانشین بلافصل خود گردانید" و داستان غار که به اعتقاد اهل سنت دلیل بر خلافت ابوبکر است؟ رمانی گفت: داستان غار درایت یعنی امری مسلم و معقول است و حدیث غدیر روایت و منقول می‌باشد، و آنچه از درایت و امر مسلم استفاده می‌شود از روایت مستفاد نمی‌گردد. مرد بصری سکوت کرد و برخاست و از مجلس بیرون رفت. در این موقع مفید خود را به رمانی نزدیک گردانید و گفت: سوال دارم. رمانی گفت: بگو! شیخ مفید گفت: چه می‌فرمایید درباره کسی که بر امام عادل خروج کند و با وی جنگ نماید؟ رمانی گفت: او کافر است، بعد گفت: نه فاسق است. شیخ مفید پرسید: راجع به امامت امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیه‌السّلام چه می‌گویید؟ رمانی گفت: او امام است. مفید گفت: درباره طلحه و زبیر دو آتش افروز جنگ جمل بر ضد امیرالمؤمنین بودندچه می‌فرمایید؟ رمانی گفت: آنها از این عمل توبه کردند. شیخ مفید گفت: جناب استاد! داستان جنگ جمل درایت و امر مسلمی است و توبه کردن طلحه و زبیر روایت می‌باشد!! رمانی که متوجه موضوع شد گفت: مگر موقعی که آن مرد بصری از من سئوال کرد تو حاضر بودی؟ شیخ مفید گفت: آری: رمانی گفت: این سخن به جای آنچه من گفتم! اشکال تو وارد است!! آنگاه پرسید: تو کیستی و نزد کدام یک از علمای این شهر درس می‌خوانی؟ مفید گفت: نزد شیخ ابوعبدالله جعل. رمانی گفت: بنشین تا من مراجعت کنم. سپس برخاست و به درون خانه رفت و پس از لحظه‌ای برگشت و نامه‌ای سربسته به وی داد گفت: این را به استاد خود بده. مفید نامه را آورد و به استادش تسلیم کرد. استاد نامه را گشود و شروع به قرائت آن کرد و طی مطالعه آن به خنده افتاد. پس از قرائت نامه گفت: رمانی ماجرائی را که میان تو و او در مجلس وی روی داده نوشته و سفارش تو را نموده و تو را ملقب به "مفید" کرده است. البته از ابن شهر آشوب مازندرانی نقل شده که لقب "مفید" را حضرت امام زمان علیه‌السّلام به مفید داده‌اند. ممکن است چنین بوده و شیخ بزرگوار به این لقب شهرت داشته، و رمانی و قاضی عبدالجبار این لقب را برای او تایید کرده‌اند. این مطلب ادامه دارد ┄┄┄┅••🌸✻🌸••┅┄┄┄ موسسه نورالیقین مرکز تخصصی تفسیر و علوم قرآنی @moassese_nooralyaghin