بر شاخههای قسمت آهسته زد جوانه
چشم انتظاری من، هر روز دانه دانه
اشکم گلاب گونه از گونه ام چکیدو
بر راه تو نشستم دلتنگ و عاجزانه
بی تو بهار در من یخ زد به بانگ سرما
زد باد بر امیدم با خشم تازیانه
از وحشت زمستان بر تو پناه بردم
ای شاخسار مهرت بر جانم آشیانه
این جمعه هم گذشت و از تو خبر نیامد
تنها تویی برای این اشکها بهانه...
#مهتاب_بهشتی
#غزل_انتظار
🟩 عضو کانال
💠💠💠💠💠💠
در محفل ما شعر سخن می گوید
👇👇👇
@shaeranehayemahkhaky