باید گشود پنجره را رو به آفتاب
از چشمهای بسته و مست از شراب خواب
با اشتیاق دیدن صبحی که میدمد
هر روز از سراچهی چشمت درون قاب
باغی پر از شکوفه شده خنده های تو؟
یا این منم که غرق شده باز در سراب؟
ای قدِّ خوش تراش تو چون مثنوی غزل
ای حاجت لبان تو پیوسته مستجاب
یک استکان بریز که تا مست تر کنی
با شربت کلامِ گواراتر از گلاب
بگذار اعتراف کنم عاشقت شدم
ای خندهی تو علت سکرآور شراب
#مهتاب_بهشتی
🟩 عضو کانال
💠💠💠💠💠💠
در محفل ما شعر سخن می گوید
👇👇👇
@shaeranehayemahkhaky