🌺🍃🌺 🍃💖 🌺 📖 (12) ❤️ رضا در سال ۱۳۵۶ در بیمارستان بنت‌الهدی به دنیا آمد. کارمند بانک بود و مربی آموزش نظامی بسیج نیز بوده است. از وقتی خودش و راه خدا و پیامبر (ص) را شناخت، در مسجد، جلسه قرآن و مجالس روضه حضور پیدا می‌کرد، مادرش هم از سادات بسیار معتقد بود و رضا را با خودش به مجالس مذهبی می‌برد. ✅ از سه سالگی قاری قرآن بود و در تعطیلات تحصیلی در مسجد به بچه‌ها قرآن درس می‌داد. اکنون شاگردانش بهترین قاریان منطقه قاسم‌آباد مشهد هستند. 🌺 رضا بعد از به وجود آمدن داعش و اتفاقات عراق و سوریه، خیلی غمگین بود. یک روز که بسیار دلتنگ و بی‌قرار شده بود. دلیل دلتنگی‌اش را پرسیدم جواب داد، بابا داعش داره میره سمت حرم حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س)، پرسیدم، گلوله‌ای به سمت حرم‌ها شلیک کردند، گفت، نه بابا اگر این اتفاق می‌افتاد شاهرگم را می‌زدم، گفتم این کار که سودی ندارد. 🌺 و مادرش حرف‌هایش را در چند جمله خلاصه کرده و می‌گوید : ❤️ رضا با خدا معامله کرد، از همان روز اول می‌دانستم این پسر پیش من نمی‌ماند و مال من نیست. 📆 روزی که می‌خواست به سوریه برود، گفتم : «من جواب بچه‌هایت را نمی‌توانم بدهم» رضا گفت : 😢 «مادر! من اگر نروم از حرم دفاع کنم، شما فردا می‌توانی سرت را مقابل جدت حضرت زهرا (س) بالا بگیری؟ به حرم بی بی (س) جسارت می‌کنند، من چطور آرام بنشینم؟» ✅ حالا هم در عجبم که چرا اینقدر آرامم و صبور. مطمئنم در حقم دعا کرده وگرنه مگر می‌شود خار به پای فرزندی برود و مادرش آرام بنشیند. بخدا رضا برایم دعا کرده است. اول : پدر شهید ❤️ دوم : مادر شهید ❤️ 🌺🍃 eitaa.com/shahid_mohsen_hojaji_ya_hosein 🌐 برگرفته از وب سایت های تسنیم نیوز و خبرگذاری بین المللی قرآن 🌺 🍃💖 🌺🍃🌺