eitaa logo
🌹سید روح الله موید🌹
1.6هزار دنبال‌کننده
406 عکس
126 ویدیو
87 فایل
کانال اشعار سید روح‌الله موید 🔥 شعرهای ناب مذهبی که دل و جانت رو روشن می‌کنه 💫 هر بیت، سفری به تاریخ، معنویت و زیبایی اهل‌بیت 🌙 مناسبت‌ها، یادبودها و لحظاتی که قلبت رو تکون می‌ده 👇 برای ارتباط با ادمین: @seromo
مشاهده در ایتا
دانلود
علیه السلام باز خورشید گرم دلبری است آسمان مات از این سخنوری است چهار چوبی که جای باطل بود حال کانون عشق پروری است ارزش مسجد از امام رسد ارزش منبرش به منبری است مرکب خطبه دست موسایی است که کلامش شکست سامری است نفسش معجز مسیحایی است این علی شیوه اش پیمبری است خطبه اش قوت دل حرم است سخنش را عقیله مشتری است خسته هست و به جنگ می آید همت این قبیله، مادری است جمله ها را لباس عثمان کرد تا بگوید رسول، حیدری است عاجز از شرح این کلام فصیح واژه های مفَخّم دَری است این جوان از تبار نیکان است سیدی از نژاد ایران است شام را جلوه ی سحر بخشید به دل مردگان اثر بخشید دست افتادگانِ جهل گرفت به زمین خورده، بال و پر بخشید پیش چشم یزید، معجزه وار نهضت کربلا ثمر بخشید آن حسینی که در مسیرِ خدا از از دل و جان گذشت و سر بخشید علم صبر را به زینب داد علم فتح بر پسر بخشید ای بنازم به نور چشم حسین شده در شام، فاتح صفین وصف مولای انَّما کردی! شام را، صبح کربلا کردی! آنچنان دم زدی ز عشقِ علی سر طاغوت را جدا کردی عِرض آل امیّه را بُردی صحبت از آل مصطفی کردی با کلامت یزید رسوا شد عیش آن قوم را عزا کردی چشم خشکی نماند در آن روز تا تو تبیین ماجرا کردی یک یهودی در آن میان به یزید گفت ای بی حیا چه ها کردی؟ نور چشم پیمبر خود را کافر و خارجی صدا کردی؟ جسم او را بدون غسل و کفن وسط دشت خون رها کردی؟ تو مسلمانِ نامسلمانی! هیچ از حریّت نمیدانی! شام اما حکایتی دارد روضه های اسارتی دارد از هیاهوی کوفه رد بشویم شام یک باب ساعتی دارد طعن و دشنام بر زبان دارند سنگ هاشان جسارتی دارد یارب این زینب است در بازار؟! آه این زن چه طاقتی دارد! در حمایت از آرمان حسین کوشش بی نهایتی دارد داغ دار است و باز می جنگد در دل خود قیامتی دارد مجلس شام جای زینب نیست! دشمن بی مروتی دارد همسران یزید پرده نشین زینب اما چه غربتی دارد! کوه غم ریخت بر سر زینب آه از قلب مضطر زینب
علیه السلام باز هم آشفته ای، ای مرد! خوابی دیده ای؟ یا که در رویا مگر بزم شرابی دیده ای؟ اشک میریزی، مگر ششماهه ای آورده اند یا کنار سفره ی خود ظرف آبی دیده ای؟ گوشه ای کِز کرده ای زانوی غم کردی بغل غصه دار زینبی، گویا طنابی دیده ای! باز نا آرامی ای آرام جان خیمه ها باز شاید کودکِ در اضطرابی دیده ای! در مرور خاطرات خود سری بر نیزه ها، یا مگر جسمی رها در آفتابی دیده ای؟
تاریخ مینویسد از ما... نه توانستیم جان رهبرمان را حفظ کنیم و نه حتی توانستیم از رهبر جدیدمان دفع تهدید کنیم. دنبال عجایب کربلا در تاریخ دور نباشیم شیفتگان قدرت امروز همان جویندگان گندم ری هستند. حواسمان باشد اسم و عنوان برخی گمراه مان نکند، که قاضی شریح هم از علمای فقیه و شناخته شده ی زمانش بود. مُرده باد این جامعه شیعه، که نمیتواند افسار امور را از عده ای ترسو و غرب زده بگیرد. حالا حالا ها باید تاوان این بی غیرتی را بدهیم! ما را چه به ظهور؟! ما باید دلمان به همان بازی های فوتبالی که ره به جایی نبُرد خوش باشد. وا اسلاما🥺
دشمن شِکَند لشکر ما را هیهات! ویرانه کُند کشور ما را هیهات! یک روز مگر که مُرده باشیم و سگی تهدید کند رهبر ما را، هیهات!
بی چاره کنیم دشمنان را قطعا بر باد دهیم خاکشان را قطعا هر کس که زبان خود به تهدید گشود خواهیم برید آن زبان را قطعا
با لطف خدا رو به زوال است یهود نابود شود لشکر صهیون، نابود دشمن که به میدان عمل بی چاره است در عجز شد و زبان به تهدید گشود
ای آن که تو را مُهره ی بازی کردند سرگرم پیامد مجازی کردند تنهایی رهبر مرا دشمن دید در غفلت تو، زبان درازی کردند
ای خیره سرانِ نطفه ناپاک و پلید ای حرمله های مانده از عصر یزید خواهید که دستتان به رهبر برسد؟ باید که ز روی نعش ما رد بشوید!