🌸چون خدا بیند لبان روزه دار
💫می کند نزد ملائک افتخار
🌸پس شما را مرحبا، صد آفرین
💫ای به کل آفرینش بهترین
طاعاتتون قبول
🌹التماس دعا
أَلابذکرالله تطمئن القلوب
صالحین تنها مسیر
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین 🌺🔶🌷🔸🌺 #از_خ
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین
و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
🌺🔶🌷🔸🌺
#از_خانه_تا_خدا....
#درس سی و پنجم
👇
💎 "برای رسیدن به آرامش"
☢ در این فصل به تبیینِ زیربنای همۀ خوبیهای یه جامعه و خصوصاً خانواده میپردازیم.
💢 موضوعی که کمتر بهش توجه میشه امّا اهمیتِ فوق العاده ای در زندگی داره👌
✅ موضوعی که اگه همۀ انسانها به اهمیّتش پی ببرن زندگیشون عالی خواهد شد.🌈
💞 خیلی راحت میتونن محبت، صداقت، لذّت و سایر خوبی ها رو توی زندگیشون گسترش بدن.
✔️ وقتی انسان "مبنای نگاهش" رو درست کرد خیلی از مشکلاتش حل میشه.
☑️🔷🌷
🔸قرآن کریم یه آیۀ بسیار مهم و دقیق در مورد ازدواج و رابطۀ زن و شوهر داره.
🌺 در سوره مبارکه روم آیه ۲۱ خداوند متعال میفرماید:
✨وَ مِنْ آيٰاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوٰاجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْهٰا وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ✨
👈 در ابتدای این آیه، خداوند متعال خیلی واضح، "ازدواج" رو یکی از نشانه های خداوند میدونن. (وَ مِن آیاتِهِ)
💯 "آیه" هم به این معناست که اگه کسی در موردش فکر کنه به عظمت و بزرگی میرسه
✅ اینجا معلوم میشه که ازدواج امر مهمی هست.
🌠 در آخرِ آیه هم میفرماید این نشانه برای "اهلِ #تفکر" هست.
🌹 در واقع خداوند حکیم دارن به این اشاره میکنن که باید در مورد ازدواج خیلی #عمیق فکر کنید. 👌
💍 خبرای زیادی توی ازدواج هست. آثار خیلی خوبی داره. 😊
🌷در ادامۀ آیه، خداوند مهربان خیلی صریح "هدفِ ازدواج" رو عنوان میکنن:👇
💞 لِتَسْكُنُوا إِلَيْهٰا ؛ ازدواج کنید تا به "آرامش" برسید...
🔷 اینکه یه زن و مرد طی ازدواجشون چطور به آرامش میرسن رو در ادامه تقدیم میکنیم.
🌺 امّا فعلاً این موضوع مهمه که "خالِقِ ما، هدف از ازدواج رو رسیدن به آرامش معرفی فرمودن"😌
✔️ در واقع باید به همه اینطوری توصیه کنیم و بگیم:
"هر کی توی زندگیش نیاز به آرامش داره، بهترین راهِ رسیدن به آرامش، ازدواج هست"💞
✅🔶🌷➖💍💖
اللهم صل علی محمد و آل محمد
و عجل فرجهم
┄┄┄••❅❈✧❈❅••┄┄┄
صالحین تنها مسیر
🎆 رمان شب #بدون_تو_هرگز 37 🌷"بیت المال" ❣اَحَدی حریفِ من نبود ... گفتم یا مرگ یا علی ... به هر قی
🎆 رمان شب #بدون_تو_هرگز 39
❣ "برمی گردم..."
🔷 وجودم آتش گرفته بود ... می سوختم و ضجه می زدم ... محکم علی رو توی بغل گرفته بودم ... صدای ناله های من بین سوتِ خمپاره ها گم می شد ...
از جا بلند شدم ... بین جنازه شهدا ... علی رو روی زمین می کشیدم ... بدنم قدرت و توان نداشت ...
🌷 هر قدم که علی رو می کشیدم ... محکم روی زمین می افتادم ... تمام دست و پام زخم شده بود ... دوباره بلند می شدم و سمتِ ماشین می کشیدمش ...
🔸آخرین بار که افتادم ... چشمم به یه مجروح افتاد ... علی رو که توی آمبولانس گذاشتم، برگشتم سراغش ...
💢 بینِ اون همه جنازه شهید، هنوز یه عدّه باقی مونده بودن ... هیچ کدوم قادر به حرکت نبودن ... تا حرکت شون می دادم... ناله درد، فضا رو پر می کرد ...
🔵 دیگه جا نبود ... مجروح ها رو روی همدیگه می گذاشتم ... با این امید که با اون وضع فقط تا بیمارستان زنده بمونن و زیرِ هم، خفه نشن ...
نفس کشیدن با جراحت و خونریزی ... اون هم وقتی یکی دیگه هم روی تو افتاده باشه ...😔
آمبولانس دیگه جا نداشت ...
❤️ چند لحظه کوتاه ایستادم و محوِ علی شدم ... کشیدمش بیرون ... پیشونیش رو بوسیدم ...
- بر می گردم علی جان ...
برمی گردم دنبالت .....
🔹و آخرین مجروح رو گذاشتم توی آمبولانس ...
🌺
🎆 رمان شب #بدون_تو_هرگز 40
🌷 "خون و ناموس..."
🔥آتیشِ برگشت سنگین تر بود ... فقط معجزه مستقیمِ خدا ما رو تا بیمارستان سالم رسوند ...
از ماشین پریدم پایین و دویدم توی بیمارستان تا کمک کنم ...
⭕️ بیمارستان خالی شده بود ... فقط چند تا مجروح با همون برادرِ سپاهی اونجا بودن ... تا چشمش بهم افتاد با تعجب از جا پرید ... باورش نمی شد من رو زنده می دید ...
🔹مات و مبهوت بودم ...
- بقیه کجان؟ ... آمبولانس پر از مجروحه ... باید خالی شون کنیم دوباره برگردم خط ...
🔶به زحمت بغضش رو کنترل کرد ...
- دیگه خطی نیست خواهرم ...خط سقوط کرد ...الان اونجا دست دشمنه ...😔
✅ یهو حالتش جدی شد ...
- شما هم هر چه سریع تر سوارِ آمبولانس شو برو عقب ... فاصله شون تا اینجا زیاد نیست ... بیمارستان رو تخلیه کردن ... اینجا هم تا چند دقیقه دیگه سقوط می کنه ...
یهو به خودم اومدم ...
- علی ... علی هنوز اونجاست ... ❤️
و دویدم سمت ماشین ...
🔷 دوید سمتم و درحالی که فریاد می زد، روپوشم رو چنگ زد ...
- می فهمی داری چه کار می کنی؟ ... بهت میگم خط سقوط کرده ...
هنوز تو شوک بودم ...
❇️ رفت سمتِ آمبولانس و درِ عقب رو باز کرد ... جا خورد ... سرش رو انداخت پایین و مکثِ کوتاهی کرد ...
- خواهرم سوار شو و سریع تر برو عقب ... اگر هنوز اینجا سقوط نکرده بود ... بگو هنوز توی بیمارستان مجروح مونده... بیان دنبال مون ...
من اینجا، پیششون می مونم ...
🔸سوتِ خمپاره ها به بیمارستان نزدیک تر می شد ... سر چرخوند و نگاهی به اطراف کرد ...
- بسم الله خواهرم ... معطل نشو ... برو تا دیر نشده ...
🚐 سریع سوارِ آمبولانس شدم ... هنوز حالِ خودم رو نمی فهمیدم ...
- مجروح ها رو که پیاده کنم سریع بر می گردم دنبالتون ...
✅ اومد سمتم و در رو نگهداشت ...
- شما نه ... اگر همه مون هم اینجا کشته بشیم ... ارزشِ گیر افتادن و اسارتِ ناموسِ مسلمان ، دستِ اون بعثی های از خدا بی خبر رو نداره ...
"جون میدیم ... ناموسِ مون رو نه ..."
یا علی گفت... و در رو بست ...
🔷 با رسیدنِ من به عقب ، خبرِ سقوطِ بیمارستان هم رسید ...😞
✍ پ.ن: "شهید سید علی حسینی" در سن ۲۹ سالگی به درجه رفیعِ شهادت نائل آمد ... پیکرِ مطهر این شهید هرگز بازنگشت ....
جهتِ شادی ارواحِ طیبه شهدا صلوات...🌷
🌹 @saLhintanhamasir
﷽
✍🏼 نیایش شبانه
الهی!
کجا این دل شکسته را جزنگاه تو درمانیست
وکجا این دل تشنه را جز ابر احسان تو بارانی
ای معبودم!...
چه لذت بخش است گذرنسیم یادتو بردلها،
چه زیباست پرواز خاطر تو بر قلبها،
و چه شیرین است پیمودن اندیشه درجاده
غیب ها بسوی تو،
سبحانا...
"ای یگانه محبوب بی ریا"در کنارمان گیر و
دامنت را پناه جاودانه مان ساز؛
بار الها....
تو را سوگند به رحمت بی منتهایت،
اجابت کن دعاهای بندگانت خصوصا
دوستان و عزیزانم را... الهی آمین...
💙💙💙
شب تان نورانی