eitaa logo
صالحین تنها مسیر
237 دنبال‌کننده
17.2هزار عکس
7هزار ویدیو
271 فایل
جهاد اکبر، مبارزه با هوای نفس در تنها مسیر آرامش کاری کنیم ورنه خجالت براورد روزیکه رخت جان به جهان دگر کشیم خادم کانال @Yanoor برایم بنویس tps://harfeto.timefriend.net/16133242830132
مشاهده در ایتا
دانلود
بهار نارنج: قسمت(۱۴۵) سئوالی نگاهم کرد که ادامه دادم: منظورش از رسم و رسوم این بود که من باید  خوددادر باشم و...  *کش و قوسی به بدنم دادم و به ساعت روی دیوار که ساعت یازده صبح رو نشون  می داد نگاه کردم و از تخت پایین اومدم و با برداشتن حوله ام به قصد رفتن به  حموم از اتاق بیرون زدم.  خیلی سریع دوش گرفتم و لباس عوض کردم و به طبقه ی پایین رفتم. خونه ساکت بود و آرام در حالی که سرش رو روی دسته ی مبل کنار شومینه  گذاشته و موهاش رو از مبل آویزون کرده بود، گوشیش رو روی  سینه ا ش گذاشته و خوابیده بود.  انقدر توی خواب مظلوم شده بود که دلم نیومد از کنارش بگذرم و بالای سرش وایستادم و بهش خیره شدم ولی با صدای عطسه ای که بی موقع به سراغم اومده  بود بیدار شد و با دیدن من بالای سرش به روم لبخند زد و بهم سلام کرد.  که جوابش رو دادم:سلام عشق آراد! چرا اینجا خوابیدی؟!  _اینجا دراز کشیدم تا موهام با گرمی شومینه خشک بشن که خوابم برده.  _مامان خونه نیست؟  _نه! از مدرسه ی آوا باهاش تماس گرفتن و رفت اونجا.  _چرا چیزی شده؟  _نمی دونم!  یه حسی بهم می گفت حتما آوا یه شاه کاری انداخته که از مامان خواستن به  مدرسه اش بره. کلافه بازوی قلمبه و بیرون زده از تیشرتم رو چنگ زدم و ماساژش دادم که آرام سر  جاش نشست و پرسید: آراد تو صبحونه خوردی ؟  _نه! خیلی وقت نیست که از خواب پا شدم .  روی پاش وایستاد و با گرفتن دستم من رو با خودش به سمت آشپزخونه کشوند.  پشت میز وسط آشپزخونه نشستم و او با وجود رقیه خانم خودش برای دوتامون  چایی ریخت و روبه روم نشست.  استکان چایی رو به دست گرفتم و بهش خیره شدم و گفتم :آرام مامان درست می گفت که بهشون سر نزدی؟!  _آراد! این خونه با همه بزرگی و قشنگیش با نبود تو برام مثل قفس دل گیره من  یه روز اومدم اینجا ولی نتونستم جای خالیت رو تحمل کنم و زود رفتم مامانت حق داره ازم دل گیر باشه و گلایه کنه.  به فهمیدگیش لبخند زدم و مشغول خوردن چاییم شدم.  هنوز با آرام توی آشپزخونه نشسته بودیم و حرف می زدیم که با صدای غرغر مامان با تعجب به هم نگاه کردیم و از آشپزخونه خارج شدیم.  مامان که تازه وارد خونه شده بود و معلوم بود حسابی از آوا عصبیه کیفش رو  روی مبل انداخت و رو به آوا که با ناراحتی بهش نگاه می کرد غر زد: من نمی دونم تو دیگه چی میخوای که اینجوری می کنی آخه مگه ما چی برات کم گذاشتیم که اینجوری جوابمون رو می دی ؟ !
بهار نارنج: قسمت (۱۴۶) آوا با عصبانیت جواب مامان رو داد: مشکل شما همینه که فکر میکنین همه چی پول و مدرک تحصیلیه اصلا من اگه نخوام درس بخونم کی رو باید ببینم؟  مامان عصبی تر از قبل سرش دادزد:تو غلط می کنی که نخوای درس بخونی! مگه  دست خودته؟!  آوا با عصبانیت از پله ها بالا رفت و در همون حال گفت :اصلا من دیگه به  مدرسه نمی رم.  با رفتن آوا مامان خودش رو روی مبل انداخت و سرش رو توی دستاش گرفت که جلو رفتم و پرسیدم :چی شده؟  _چی می خواستی بشه؟ خانم از صبح فقط یک ساعت رو مدرسه بوده و معلوم  نیست بقیه اش رو کدوم گوری بوده تازه بار اولش نیست که! این چندمین باره که  به جای مدرسه معلوم نیست کجا غیبش میزنه و موقع تعطیل شدن مدرسه بر می گرده.  _ولی آخه چرا؟ شما تا حالا نمیدونستین که به مدرسه نمی ره؟  _هه! اگه می دونستم که الان اوضاعم این نبود.... دختره ی چشم سفید تو  چشمام زل زده و می گه نمی خوام درس بخونم! بایدم اینجور بگه! دختری که هر چی خواست براش خریدی و هر کاری که خواست کرد معلومه که آخرش اینجوری می کنه.  عصبی و کلافه روی مبل و روبه روی مامان نشستم که آرام که تا اون موقع در  سکوت جلوی در آشپزخونه وایستاده بود و ما رو نگاه می کرد لیوان آب رو از دست  رقیه خانم گرفت و کنار مامان نشست و لیوان رو مقابل مامان نگه داشت.  مامان لیوان آب رو از دستش گرفت و رو بهش گفت : تو رو خدا ببخش آرام جان تو  رو هم ناراحت کردم.  آرام جوابش رو داد: از این جور بحثها توی هر خانواد های ممکنه پیش بیاد.  مامان: من نمی دونم چی براش کم گذاشتیم که اینجوری می کنه؟! از بهترین معلم خصوصی و کلاس ها ی تقویتی و ثبت نام تو ی بهترین مدرسه! هیچی  براش کم نذاشتیم ولی حالا با قدر نشناسی تمام زل زده توی چشمام و میگه نمیخواد درس بخونه و برای همین از مدرسه جیم زده تا اخراجش کنن.  آرام :_آوا دختر آرومیه و من مطمئنم چیزی باعث شده که اینجوری رفتار کنه! شما  انقدر خودت رو اذیت نکن من سعی می کنم باهاش حرف بزنم ببینم چشه! مامان : آخه بار اولش نیست که! کلا همیشه روی دند ه ی لجه من نمی دونم چه گناهی کردم که خدا اینجور جوابم رو میده اون از آیدا که یک روز در میون با  شوهرش قهره و میاد اینجا و این هم از این که.....  مامان باقی حرفش رو ادامه نداد و در عوض کیفش رو برداشت و برای عوض کردن  لباسش به طرف اتاقشون رفت و با رفتنش رو به آرام گفتم : به نظر تو ممکنه آوا به خاطر وجود یه پسر توی زندگیش اینطور شده باشه؟ _چطور؟ تو چیزی در موردش میدونی؟  _خیلی وقت پیش یه شب صداش رو شنیدم که با کسی تلفنی حرف می زد و من احساس کردم مخاطبش مذکر باشه! این روزاهم همه اش سرش توی گوشیشه.  _من هم همین احساس رو دارم.  آرام ساکت شد و بعد مکثی ادامه داد : ولی من به آوا حق می دم اینجور ی رفتار  کنه.  نگاهم بهش متعجب شد که خودش ادامه داد: آوا توی سن حساسیه و بیشتر از  هر زمان به محبت و توجه نیاز داره و اگه این محبت رو توی خانواده پیدا نکنه برای پیدا کردنش به بیرون از خونه و خانواده تکیه می کنه! راستش من از وقتی  پام به زندگیتون باز شده اصلا ندیدم که کسی بهش توجه کنه و او همیشه توی  خودشه.  _ولی این دلیل نمی شه که نخواد به مدرسه بره!
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
سلام صبح عزیزان بخیر اللهم عجل لولیکــــــ الفرج دعای خیر وپدرانهٔ آقا امام زمان عج شامل حال شما و همهٔ منتظران راستین بشه ان شاءالله 🤲🏻
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خوش بحال قلب‌هایی، که هر صبح؛ رو به یاد تـــو، باز می‌شوند... طراوت همه عالم... در گروی تکرار یاد تـــوست حضرت صاحب دلم! ✋🏻سلام‌تنہادليݪ‌طࢪاوت‌زمین❤️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
@dars_akhlaq.mp3
1.77M
کلیپ صوتی|شرح حدیث اخلاقی😍 🔴👈 آثار دنیوی و اخروی سخن نیکو:👇 ✨🍃 افزایش رزق ✨🍃 تأخیر در اجل انسان ⚡️🍃 محبوبیت درمیان خانواده ⚡️🍃 ورود به بهشت ❤️ (حفظه الله) ارسال به دیگران فراموش نشود🙏 ═══✼🍃💖🍃✼══
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💠 زینت انسان چیست؟ اخلاق كاري كه مي‌كند مي‌گويد آنچه جزء لوازم زندگي است تهيّه كن ولي متعلّق به آنها نباش. آنها را به دل راه نده آنها زينت شما نيستند. كلّ آنچه در زمين است زينت زمين است﴿إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَي الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا﴾ ( کهف /۷) «زینة لها»   نه «لكم» اگر باغ است اگر راغ است و اگر خانه است و اگر فرش است و اگر اتومبيل است همه اينها زينةالأرض است نه زينةالإنسان ﴿إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَي الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا﴾ نه «لكم» در مقابل آنكه در سورهٴ مباركهٴ حجرات است مشخص كرد فرمود: ﴿حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ﴾ ( حجرات/۷) اين زينتِ جان شماست جمال جان شماست جلال جان شماست با شما هم هست شما را آبرومند مي‌كند پس زينةالأرض مشخص است زينةالسماء هم مشخص شد اگر كسي به اين فكر بود كه به زير آورد چرخ نيلوفري را بر فرض با سفينه‌ها وارد كرات ديگر شد اين ستاره‌ها را هم تسخير كرد باز زينت انسان اين ستاره و شمس و قمر نيست فرمود: ﴿إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ﴾(صافات / ۶ ) اينها زينةالسماء هستند نه زينةالانسان آیت الله جوادی آملی امر را اشتباه نگیریم زينت ما ( انسان ) با زينت زمین و آسمان و ... فرق می کند شان خود را گم نکنیم 🌺🌺🌺 رسانه معارف اهل بیت علیهم السلام باشیم و این معارف را منتقل دهیم •┈┈••✾•🌿🌸🌿•✾••┈• @saLhintanhamasir
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا