👌 تحلیل بسیار مهم و هوشمندانه رهبری از جنگ روسیه و #اوکراین و خوابی که #ناتو برای #روسیه دیده بود
◀️ شبیه به همین تحلیل را رهبری به سید حسن نصرالله درباره جنگ 33 روزه گفته بودند وقتی که سید حسن ناراحت بود که چرا با اسیر گرفتن دو سرباز اسرائیلی باعث شروع جنگ شده بود ، آقا فرمود آنها برای چندماه بعد نقشه جنگ همه جانبه با شما را داشتند ،اما این اقدام شما باعث شد آنها دستپاچه شوند و زودتر وارد جنگ شوند و آن انسجام و نظم لازم را نداشته باشند !!!
@ma_va_o
🌺 به مناسبت #میلاد_امام_کاظم علیه السلام یک روایت نوید بخش مهدوی از ایشان
✅قالَ الکاظم عليه السلام:
طُوبى لِشيعَتِنا المُتَمَسّكينَ بِحُبِّنا فى غَيْبَةِ قائِمِنا الثّابِتينَ عَلى مُوالاتِنا وَ الْبَراءَةِ مِن أَعْدائِنا أُولئِكَ مِنّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ قَد رَضُوا بِنا أَئِمَّةً وَ رَضينا بِهِمْ شيعَةً وَ طُوبى لَهُمْ! هُم وَاللِه مَعَنا فِی دَرَجَتِنا یَومَ القِیَامَه.
☆☆☆☆☆
🌸امام كاظم(ع):
خوشا به حال شيعيان ما كه در زمان غيبت قائم ما(عج)، به دوستى ما تمسّک می جویند و در ولايت و محبت ما و در برائت وبیزاری از دشمنان ما ثابت قدمند؛آنان از ما هستند و ما از آنانيم؛ آنان به پيشوايى و امامت ما راضى و خشنودند و ما به شيعه بودن آنان راضى وخشنوديم ؛ خوشا به حالشان! به خداقسم آنها درروزقیامت همراه ماهستند.🙏🌹
بحارالانوار 51: 151 ح 6
CQACAgQAAxkDAAFy5iVi16UxJ3pjr1W_KiiZ4zdGZrb_gwACmAcAAoYQiFGaI7-SgoNn2ykE.mp3
2.94M
🌸 #میلاد_امام_کاظم(ع)
💐چه عالمی است عالم باب الحوائجی
💐با توست نور اعظم باب الحوائجی
4_6012701464164565115.mp3
12.44M
#شکر_در_سختی_ها ۱۴
تو می تونی همه ی زندگیتو رنگی کنی!
یه رنگ خوشگل و تَک؛
✨رنــگ خدا✨
اونوقت ساده ترین کارهات
مثل یه عبادت خالص؛
برات رشد و قدرت ایجاد میکنه.
✅ غدیر؛ وصل شدن به خداوند
✍🏻آیت الله حائری شیرازی:
وصل شدن به خدا چگونه است؟ 🤔
🔹مثالی میزنم. شبکۀ تولید برق، هفتاد هزار ولت است. توان چراغهای معمولی 220 ولت است که باید از چندین ترانس بگذرد تا به شبکۀ هفتاد هزار ولتی برسد.
وقتی این برق تنزل کرد تا به 220 ولت رسید، آن موقع میتوانی لامپ روشن کنی و میگویی این چراغ، وصل است.
چون وصل است نور میدهد. ⚡️
این اتصال اگر از یک جایی قطع شد، چراغ هست اما روشن نمیشود و نور نمیدهد!
✨ #ولایت مثل برق است.
«نماز»، مثل چراغ است. خدا از ما نور میخواهد.
✦ شبکۀ ولایت در نماز که چراغ است، ایجاد نور میکند.
✦ شبکه ولایت در روزه که مثلا یخچال است، ایجاد خنکی میکند.
✦ شبکه ولایت در حج، ایجاد حرکت میکند.
✦شبکه ولایت در زکات، ایجاد اقتصاد میکند.
اما میگویی شبکه ولایت است که کار میکند.
نماز، روزه، حج، جهاد و... ابزارند مثل ابزارهای الکتریکی!
اما آن چیزی که ابزارهای الکتریکی را فایدهدار میکند، شبکه برق است.
در #غدیر آمدند ترانس جدیدی نصب کردند و گفتند تاکنون از ترانس پیغمبر صلی الله مستقیماً برق میگرفتید؛ ماموریت ایشان پایان یافت.
از این پس از طریق ترانس علی علیهالسلام، به ولایت الله وصل شوید. 🌿
👈🏻 این کار را کردند که نماز، روح و معنا داشته باشد، حیات داشته باشد و محبتآفرین باشد.
در سقیفه آمدند اصل نماز را قبول کردند، حج، روزه، جهاد و زکات را قبول کردند اما ولایت و شبکه اتصال را حذف کردند. 🔥
نتیجه این قطع اتصال، عدم پذیرش و عدم کارایی حج و جهاد و نمازشان شد که مصیبتهای فراوانی برای اسلام درست کرد و درست میکند❗️
از روزی که شبکۀ ولایت قطع شد مصیبت وارد اسلام شد. نگاه کن عالم را😔
از روز هجده ذیحجه تا بیستوهشت صفر مجموعاً هفتاد روز میشود!
در این هفتاد روز چه اتفاقی افتاد؟ ولایت قطع شد. بعد از رحلت و قطع ولایت تا به حال که هزار و اندی سال میگذرد چه اتفاقی افتاد⁉️
⚠️ هفتاد روز سقوط، با هزار سال جبران نمیشود!
شما تا حالا برای احیای ولایت سیصد هزار شهید دادهاید. بیش از دو برابر آن جانباز دادهاید. اینهمه شکنجه و مجاهدتهای فراوان، اینهمه کشتههای شب و روز در عراق و سوریه و لبنان و پاکستان و افغانستان! اینهمه مجاهدت هم نتوانستهاست آن هفتاد روز را جبران کند‼️
🌿⃟🌸؎•°
صالحین تنها مسیر
#از_جهنم_تا_بهشت #قسمت_شصت_و_ششم 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 اميرحسين باورم نميشد چه زود به هم محرم شديم و همه
#از_جهنم_تا_بهشت
#قسمت_شصت_و_هفتم
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
به روایت حانیه
……………………………………………………………………………………………………………………………………
وای که چقدر امروز با بچه ها خوش گذشت . این اولین دورهمی بود که فاطمه هم همراهمون بود ، فکر نمیکردم بچه ها به خاطر حجابش انقدر زود باهاش کنار بیان اما برعکس تصورم خیلی هم باهم صمیمی شدن.
.
.
.
روی تخت میشینم و کتاب زبانم رو باز میکنم، حوصله هرچیزی رو دارم جز زبان . دوباره میبندمش و میرم سراغ گوشی. چند روزی میشه که سری به تلگرام نزدم. داده تلفن رو روشن میکنم و وارد تلگرام میشم، بین این همه پیام نگام که به شماره عمو میفته استرس بدی میاد سراغم، پیامش رو باز میکنم.
عمو_ سلام تانیا جان. خوبی؟ عمو بابت رفتار اون روز و سرد برخورد کردنای بعدش عذر میخواد. راستش نگران شدم که شاید ناراحت شده باشی که سراغی از ما نگرفتی دیگه.
"چی شده که عمو دوباره بهم پیام داده؟ خب شاید دلش تنگ شده "
سریع براش تایپ میکنم _ سلام عموجون. نه بابا چه ناراحتی.
مردد میمونم که بهش بگم ازدواج کردم یا نه. اما زود پشیمون میشم ، من که هنوز ازدواج نکردم یه محرمیت ساده بود فقط همین. بیخیال بقیه پیاما نتم رو خاموش میکنم و گوشی رو روی میز میزارم. کلا میونه خوبی با گوشی نداشتم و ندارم .
دوباره یاد امیرعلی میوفتم. عه عه چجوری با نامزد بنده رفت بیرون منم نبردن ، مردم تو دوران نامزدیشون چجوری نامزد بازی میکنن ، ما چیکار میکنم؟
با صدای در سریع از اتاق میرم بیرون. که با چهره خندون امیرعلی مواجه میشم.
_ سلام پسر پرو .
امیرعلی_ سلام خواهر پسر پرو.
_ نامزد بنده رو کجا بردی؟
امیرعلی_ نزار غیرتی بشما😁هههه. قبل از اینکه نامزد شما بشه دوست من بوده ، بعدشم شما نامزد بنده رو کجا بردی؟
_ قانع شدم.
امیرعلی_ افرین. راستی نامزد محترمتون گفتن که از پدر محترممون اجازه میگیرن، فردا تشریف ببرید بیرون ، کارتون دارن. بابت امروز هم که مجبور شد بره عذرش موجه بوده و گفت. بهت بگم پوزش.
دست به سینه به دیوار تکیه میدم و میگم_ خب عذرش چی بوده؟
امیرعلی_ حالا دیگه.
_ عهههه؟؟؟؟
امیرعلی_ اررررره .
مامان_ سلام مادرجان.
امیرعلی_ سلام قوربونت برم.
مامان_ خدانکنه. خسته نباشید مادر
راستی حانیه به مادربزرگت زنگ زدی؟
_ برای چی؟
مامان _ من زنگ زدم عذر خواهی کردم که نشد برای محرمیت بیان توهم یه زنگ بزن.
_ باشه حالا.
با صدای زنگ گوشی به اتاق برمیگردم ؛ شماره ناشناس .
_ بله؟
+ سلام عزیزم. پرنیانم
_ سلام پرنیان جان. خوبی؟
+ الحمدلله. ببخشید مزاحمت شدم. راستش داداشم کارت داشت ، گفت من زنگ بزنم بعد گوشی رو بهش بدم.
با تموم شدن جملش ، یه دفعه گوشی از دستم میوفته. وای خاک برسرم. گوشی رو برمیدارم.
_ الو جانم؟ چیزه ببین پرنیان میگم.....
با پیچیدن صدای مردونه تو گوشی دیگه اشهد خودمو خوندم، طبق معمول سوتی + سلام علیکم ببخشید پرنیان فکر کرد باهاش خداحافظی کردید، گوشی رو داد به من رفت بیرون. میخواید صداش کنم؟
فقط تونستم سکوت کنم.
+ حانیه خانوم.
_ سلام.
+سلام. خوب هستید؟
_ ممنونم شما خوبید؟
+ ممنون باخوبیتون.راستش من با پدر بزرگوارتون تماس گرفتم ، اجازه گرفتم که اگه موافق باشید، فردا بریم بیرون که یه مقدار باهم حرف بزنیم.
_ نههههه؟؟؟؟
+نه؟ نکنه به خاطر امروز ناراحت شدید؟
_ نه یعنی اره .
+ناراحت شدید؟
_نه اون نه اون یکی اره.
+چی نه؟
_نه یعنی ناراحت نشدم. فردا رو بریم.
"گند زدم "
+بله. ممنونم. پس من فردا ساعت 10 ، دم منزلتون باشم خوبه؟
_ بله. مرسی.
+ پس فعلا با اجازتون سلام. نه یعنی خدافظ.
_ خدانگهدار
گوشی رو که قطع کردم نفس راحتی کشیدم و یه دفعه زدم زیر خنده. خداروشکر یه بار سوتی داد دیگه ابروی من نرفت .
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
با هیچکسم میل سخن نیست ولیکن....
تو خارج از این قائده و فلسفه هایی...
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#ح_سادات_کاظمی
#کپی_بدون_نام_نویسنده_پیگرد_الهی_دارد
╲\╭┓
╭ ❤️
┗╯\╲
═══❀❀❀💞❀❀❀═══