eitaa logo
سرهنگ "پاسدارشهیدمحمدغفاری"
1هزار دنبال‌کننده
20.2هزار عکس
5.8هزار ویدیو
115 فایل
ولادت: 1363/10/30 ـــ🌺ــ شهادت:1390/6/13 اینستاگرام https://www.instagram.com/shahid.mohammad.ghafari.parsa محل شهادت:سردشت،ارتفاعات جاسوسان محل دفن:گلزارشهدای شهرهمدان 🔻نظرات وپیشنهادات🔻 @shahedesaber 🔻خادم کانال🔻 @shahid_mohamad_ghafari
مشاهده در ایتا
دانلود
#آقازاده تر از #ادواردو_آنیلی که نیستید!! #یادداشت #جالب #روزنامه_جوان به نو رسیدگان #سفره_انقلاب 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
┈••✾❀🕊❣️🕊❀✾••┈•.🇮🇷 { یادگاه شهدای} 🚩صابرین🚩 #ش🌹 #ز ⏮ #س بعدازظهر، جاده را که بالا برده بودیم، ادامه دادیم و #قا تصرف کردیم،✌️ دستگاه‌های #زا هم برده بودیم و شروع کردیم #جا از پشت زدن. خلاصه‌کاری نمی‌توانستند بکنند و #تنگینی دادند. سنگین به این معنا که 4 #فا از دست دادند و این خیلی برایشان سنگین بود. #نه برای نجاتشان می‌آمدند هم #کی‌شدند. #مجروحین #پر بیمارستان صحرایی #س🇷 فردایش یک #بحرایی به داخل روستای #درستادیم که مورد استقبال مردم واقع شد. جایی که 8-7 سال بود #کز مسئولین دولتی پایش را نگذاشته بود، #بستقر شد و ترددها هم به حالت #عرگشت. #جست که برخی از مجروحین #په به خانه هایشان برگشته بودند هم برای #مه بیمارستان مراجعه کردند. #کا آنها نداشتیم و همین #بیلی موثر بود. با این کار، #پد انقلاب از روستا قطع شد و یک #جر وسط ماند. وقتی #عا می‌خواستیم انجام دهیم، #بسیر را شناسایی کردیم. بچه‌های #صا وجود اینکه وضعیت هوا #تطلق بود،، ⏯ ادامه دارد◀️ https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
هدایت شده از دال فاء
۰۰۰: ┈••✾❀🕊❣️🕊❀✾••┈•.🇮🇷 🚩صابرین🚩 #شهیگاندش 1️⃣ 📝به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، در میان بچه های #صابی با یکدیگر آنقدر #نزدند که #عقدبستند تا در صورت شهادت یکی، شفاعت دیگری را در صحرای محشر برعهده بگیرد. در این میان اما #دوشان به یکدیگر وابسته شدند که نتوانستند دوری هم را حتی برای #چندل کنند. این دو آنقدر با هم #اختند که ماجرای شهادت آنها بنا بر شنیده‌ها، می تواند بسیار #جالد: آنطور که گفته شده در #آخروریت این دو شهید در ارتفاعات جاسوسان سردشت، #گلوبه #پهل محمد اصابت می کند. او با بستن چفیه اش به دور کمر سعی می کند که تا حدودی از خونریزی بیش از حد جلوگیری کند. #امار حقیقت #برافی صفری تبار متوجه حالت محمد شده و علی رغم تذکر دوستان برای #نزدن به محمد، جهت کمک به طرف محرابی پناه حرکت می کند و در #هماکنار یکدیگر قرار می گیرند، گلوله #خمپیک این دو به زمین می نشیند تا #روحانی #محماز قفس تنگ تن رها سازد و راهی دیار قرب نماید.🕊🕊😭 #اداhttps://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
✖️ماجرای از زاویه ای دیگر 👈لابد شنیدید که چه افتاد ! ☝خلاصه ماجرا بر اساس آنچه که در خبرها آمده اینگون است : 🔹راننده به که در خودروی او کرده بود تذکر می دهد که قانون را رعایت و را درست کند ! 🔹زن در مقابل تذکر راننده مقاومت می کند ! 🔹گویا راننده اسنپ بعد از این تذکر داشته تا خانم مسافر را به برگرداند ! ☝اما این خانم پیاده میشود و به پلیس زنگ میزند و میگوید راننده مزاحمش شده و ... 👈 آخر سر هم راننده را در منتشر و به حسب ظاهر او را می برد ! ☝اما در ادامه ماجرا خیلی می شود ! 😊 سردبیرفلان خبرگزاری در توییتر خود از دعوت به راننده اسنپ که به دلیل امر به معروف از کار برکنار شده خبر می دهد ! 😊یک آدم خیًر پیدا می شود و برایش بلیط رفت و برگشت به تهیه می کند ! 😊جمعی از وکلا و حقوقدانان برای پیگیری مسائل حقوقی راننده اسنپ در مقابل شخص قانون‌شکن اعلام آمادگی می کنند ! 😊به تلوزیون می شود و اینگونه به شهرت می رسد ! 😊هزاران نفر به یاری او می آیند و در نه به اسنپ شرکت می کنند و یک کار خوب اینگونه تبلیغ می شود ! 😊و صدها مورد دیگر از این دست برایش می دهد ! ✋🏻متوجه شدید می خواهم چه بگویم !؟ 🔹او در جایی که بجز خودش و آن زن و کس دیگری نبود اول از همه را رعایت کرد ! 🙏🏻حالا ببینید خداوند چگونه به این برخاست ! 👌و نکته کار اینجاست : 👈عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد ! ▪️خدا به دست اینهمه را برایش می زند تا به این بشر نشان دهد که اینقدر نگوئید مگر فلان کار ممکن است !؟ ▪️زن به قصد و هتک آبروی مرد راننده عکس او را منتشر می کند اما می بینید که چگونه همه چیز به سود راننده تمام می شود ! ان ربک لبالمرصاد 💐✋🏻 ✍ https://eitaa.com/saberin_shahid_ghafari1
این سردار شهید به خبر شهادت فرزندش است. آنجا که می گوید: «از اینست که قبلا سید محمود، فلانی اما الان میگویند فلانی، سید محمود موسوی، .🕊🌹..» از شهدای یگان ویژه نیروی زمینی سپاه ( ) است که سال ۹۰ در درگیری با گروهک تروریستی پژاک در شمال غرب کشور به شهادت رسید ╔═. ♡♡♡.══════╗ @saberin_shahid_ghafari1 ╚══════. ♡♡♡.═╝
⃣1⃣ در میان بچه های برخی با یکدیگر آنقدر بودند که می بستند تا در صورت شهادت یکی، شفاعت دیگری را در صحرای محشر برعهده بگیرد. در این میان اما ، چنان به یکدیگر وابسته شدند که نتوانستند دوری هم را حتی برای تحمل کنند. این دو آنقدر با هم بودند که ماجرای شهادت آنها بنا بر شنیده‌ها، می تواند بسیار باشد: آنطور که گفته شده در ماموریت این دو شهید در ارتفاعات جاسوسان سردشت، ای به آقا محمد اصابت می کند. او با بستن چفیه اش به دور کمر سعی می کند که تا حدودی از خونریزی بیش از حد جلوگیری کند. و در حقیقت مصطفی صفری تبار متوجه حالت محمد شده و علی رغم تذکر دوستان برای نشدن به محمد، جهت کمک به طرف محرابی پناه حرکت می کند و در که کنار یکدیگر قرار می گیرند، گلوله نزدیک این دو به زمین می نشیند تا آسمانی را از قفس تنگ تن رها سازد و راهی دیار قرب نماید.🕊🕊😭 ╔═. ♡♡♡.══════╗ @saberin_shahid_ghafari1 ╚══════. ♡♡♡.═╝