دلتنگی مادر شهید در فراق فرزندانش
🔹مادر شهید محمدرضا دهقان امیری میگوید: " وقتی برای دلتنگی محمدرضا گریه می کردم، تنها بودم و هیچکس نبود. دخترم به منزلش رفت و همسرم هم به محل کار. خودم در تنهاییِ خودم شکستم. گریهای که موقع رفتن محمدرضا نکردم را اینجا جبران کردم. هیچکس هم متوجه نشد که من چه حالی داشتم. دو سه روز که گذشت، به همسرم گفتم دیگر منتظر محمدرضا نباش! می گفت: این چه حرفی است می زنی؟ تو باید دعا کنی محمدرضا بیاید. گفتم: من دعا می کنم اما محمدرضا دیگر نمیآید و شهید میشود."
#معرفی_شهید
#شهید_مدافع_حرم
عارف مجاهد که در راه اسلام خستگی ناپذیر بود
🔹شهید ابراهیم عشریه در کسوت مربیگری دروس رشته تاکتیک و عملیات مانند رزم انفرادی، رزم تیم و گروه، راپل، آرامسازی و کنترل اغتشاشات، نقشه خوانی، زندگی در شرایط سخت، پاکسازی ساختمان و جنگ شهری، اصول و قواعد رزم، تخصص داشت.
🔹ابراهیم عشریه در شهر قم تا سال ۱۳۹۱ اجاره نشین بود و علیرغم حقوق کم و داشتن سه فرزند؛ زندگی بسیار موفق و شیرینی را سپری میکرد. منزل شخصیاش را که از طریق تعاونی مسکن سپاه آماده شده بود در ابتدای شهریور ماه ۱۳۹۱ تحویل گرفت که اقساط آن را ماهانه باید پرداخت میکرد.
🔹علاقه این شهید والامقام به مباحث طلبگی باعث شد که شبها در کلاسهای یکی از مدارس حوزه علمیه مشغول علم آموزی در این زمینه نیز گردد. او با وجود تمام مشغلههایی که داشت، هیچگاه کلاسهای رزمی جودو را در شهر قم تعطیل نکرد.
#معرفی_شهید
#شهید_مدافع_حرم
شهیدی که بعد از شهادت به زیارت امام رضا(ع) رفت
🔹شهید علی عباس حسینپور هنوز در سال سوم دبيرستان درس میخواند كه تكليف و دين او را به جبهههای نبرد كشانيد و در اولين ماموريت در تاريخ ۳۰ بهمن ۶۱ در خرمشهر مجروح گرديد.
🔹این شهید والامقام با آغاز عمليات خيبر مجدداً به خط مقدم رفت و برای بار دوم در طلائيه مجروح گرديد كه مجروح بودنش را هم دانشگاهيهايش تا بعد از شهادتش نمیدانستند و اين نشانه اوج اخلاص وی بود و با توجه به اينكه در هر ۲ بار مجروحيت از ناحيه پا مورد اصابت تركش قرار گرفت نتوانست ورزش قهرمانی را ادامه دهد.
🔹نكته بسيار جالب و قابل توجه اينكه پيكر مطهر شهید حسینپور به جای اينكه به زادگاهش خرم آباد انتقال يابد به مشهد مقدس فرستاده شد و اين نشانه اوج اخلاص و ارادت وی به علی بن موسی الرضا (ع) و همچنين لطف و عنايت حضرت به وی بود.
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
شهیدی که بعد از شهادت به زیارت امام رضا(ع) رفت
🔹شهید علی عباس حسینپور هنوز در سال سوم دبيرستان درس میخواند كه تكليف و دين او را به جبهههای نبرد كشانيد و در اولين ماموريت در تاريخ ۳۰ بهمن ۶۱ در خرمشهر مجروح گرديد.
🔹این شهید والامقام با آغاز عمليات خيبر مجدداً به خط مقدم رفت و برای بار دوم در طلائيه مجروح گرديد كه مجروح بودنش را هم دانشگاهيهايش تا بعد از شهادتش نمیدانستند و اين نشانه اوج اخلاص وی بود و با توجه به اينكه در هر ۲ بار مجروحيت از ناحيه پا مورد اصابت تركش قرار گرفت نتوانست ورزش قهرمانی را ادامه دهد.
🔹نكته بسيار جالب و قابل توجه اينكه پيكر مطهر شهید حسینپور به جای اينكه به زادگاهش خرم آباد انتقال يابد به مشهد مقدس فرستاده شد و اين نشانه اوج اخلاص و ارادت وی به علی بن موسی الرضا (ع) و همچنين لطف و عنايت حضرت به وی بود.
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
پدر جان ! حداقل تا عروس شدنم بمان
🔹زینب دختر شهید انصاری راضی نبود پدرش به سوریه برود. زینب طاقت نیاورد. گفت: بابا نرو. حداقل تا عروس شدن من بمان. دخترش آن زمان زیاد خواستگار داشت، اما چون پدرش نبود، خانواده منتظر شدند تا برگردد. پدرش رو به زینب گفت: «داعش خیلی نامروت است. سر جنین زن باردار شرط میبندد. شکمش را با چاقو میبرد تا ببیند شرط را برده است یا نه. بعد بچه را داخل آتش میاندازد.»
🔹همسر شهید انصاری میگوید: " پسرم هنگام رفتن پدرش گفت: بابا داری میروی، شب عید هم که نمیآیی، پس تولد من چه میشود؟ رو به من کرد و گفت: مامانش! یک تولد خوب برای حسین بگیر. من هم کادویش را کنار میگذارم. بعد همسرم مرا کنار کشید و گفت: زندگیام را به تو میسپرم.
#معرفی_شهید
#شهید_مدافع_حرم
📷شهید #زهره_بنیانیان ؛ الگوی مبارزه فاطمی
🔹در عصری که بی بند و باری برای هر دختری امتیاز بود؛ شهیده زهره بنیانیان حجاب را برگزید و آشنایی با کُتب شهید مطهری و شریعتی را از همین دوران آغاز کرد. وی در جلسات مذهبی شرکت و از آنجا به سوی سیاست کشیده شد؛ تا این که تغییرات عمیق رفتاری او خانواده را نگران ساخت. بعضی از اعضای نزدیک فامیل که این رفتار برایشان قابل قبول نبود کم کم به او مُهر جنون زدند.
🔹زهره بنیانیان اواخر سال تحصیلی ۵۴ ـ ۵۵ با این که سال تحصیلی را به پایان نبرده بود؛ عازم کشور آلمان شد. در حالی که در فرودگاه اشک میریخت و تقاضای ماندن داشت؛ ولی این تصمیمی بود که خانواده برایش گرفته بودند و شاید مسیر سرنوشت اینطور برایش رقم خورده بود. بنا براین ناخواسته عازم سرزمینی شد که با او و هویت مذهبیاش بیگانه بود.
#معرفی_شهید
شهیدی که حافظ و قاری قرآن بود
🔹شهید #جواد_غفارزاده در دوران تحصیلش علاقه شدیدی نسبت به حفظ قرآن از خود نشان داد و بزودی یکی از حافظان قرآن شد و بعد از مدتی در حدود بیست جزء از قرآن را کاملاً حفظ کرد و در مسابقات حفظ قرآن به مقام نخست رسید.
🔹این شهید والمقام در سال ۱۳۶۲ موفق شد دیپلم خود را با مدل بالایی بگیرد و در همان سال در کنکور دانشگاه امام صادق(ع) شرکت کرد و قبول شد و مشغول به تحصیل گردید. او علاقه شدیدی به جبهه رفتن داشت و میخواست قطرهای از دریای بیکران رزمندگان خدا جو باشد چرا که دوری از جبهه را برای خود ننگ میدانست؛ اما به علت مشکلات متعددی که داشت، به این کار موفق نشد.
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
شهرداری که با شهادتش همه شهر را عزادار کرد
🔹شهید #هدایت_الله_مصلحیان در سال ۶۱ بهدلیل شایستگی و مدیریت خوبش بهعنوان شهردار کازرون انتخاب شد، شهرداری که در زمان خودش در سطح استان فارس نمونه بود. نور شهادت را در چهرهاش دیده میشد و در مدت ۲ سال شهرداری خود خدمات شایانی را به شهروندان کازرون خصوصا محلههای کم توسعه انجام داد.
🔹همسر شهید مصلحیان میگوید: " با اینکه او در گردانهای رزمی نبود و شهادت ایشان دور از انتظار بود. روزی پرسیدم: ممکن شما هم شهید شوی؟» جدی گفت: «مگر شهید شدن در راه خدا شوخی است. باید آنقدر در راه خدا فعالیت داشته باشی که مورد رضای خدا قرار بگیری.» روز اول عید بود که عازم جبهه شد. باز هم میخواست مرا با چهار بچه قد و نیم قد تنها بگذارد.
#معرفی_شهید
#شهید_شیمیائی
دیوار نوشتههایی از عالم غیب/ شهیدی که صحنه شهادتش را نقاشی کرد
🔹علیاصغر در سن ۱۳ سالگی شناسنامهاش را دستکاری کرد و سنش را بالاتر برد؛ طوری با مهارت این کار را کرد که اصلا مشخص نبود و به این ترتیب به جبهه رفت. چون جثه، شیوه بیان و کردارش بزرگتر از سنش بود، کسی شک نمیکرد.
🔹شهید سمواتی چند روز قبل از شهادتش، حوالی اسفند ۶۹ روی دیوار پادگان ابوذر در منطقه عملیاتی غرب، یک نقاشی میکشد و در آن، از محل و نحوه شهادت خود و دوستش شهید علی محمدی زیرک که خیلی با هم صمیمی بودند، خبر میدهد. بدون اینکه آن محل را دیده باشد. در این نقاشی، دو نخل کنار هم کشیده بود که با یک زنجیر به تابوت متصل هستند. و جمله «شهید قلب تاریخ است» را روی آن نوشته بود. بعدها با موافقت فرمانده پادگان، این تکه از دیوار جدا شد و هم اکنون در باغ موزه همدان نگهداری میشود.
#معرفی_شهید
#شهید_ترور
شهیدی که برای اعزام شناسنامهاش را دستکاری کرد
🔹#مسعود_پورمحمدی زمانی که تصمیم گرفت به جبهه برود یک دانش آموز ۱۵ ساله بود و پدر و مادرش به رفتنش رضایت نمیدادند، برای همین نزد خواهر بزرگش آمد و گفت:خواهر جان، تو شاگرد امام زمانی (عج) و در پیشگاه او مسئول، اگر می خواهی امام زمان(عج) از تو راضی باشد؛ رضایت نامه مرا امضا کن تا به جبهه بروم ...به او گفتم از پدر و مادرمان رضایت بگیرد که گفت نه من می دانم آنها راضی نیستند و به من رضایت نمیدهند و خلاصه با اصرارهایش سرانجام همان روز پای رضایت نامهاش را امضا کرد و او به جبهه رفت.
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
داستان خلبانی که هواپیمایش ۳۱ سال بعد در یک رودخانه پیدا شد
🔹آخرین روز تابستان ۱۳۵۹، ستوان خلبان خالد حیدری به همراه خانوادهاش در پایگاه هوایی شهید نوژه همدان بود؛ مرخصی داشت و در خانه ماند. به دلیل حمله هواپیماهای عراقی مرخصیاش لغو شده بود و باید میرفت. همسرش مخالفت میکرد اما او مدام همسرش قانع میکرد و اصرار به رفتن داشت.
🔹پس از سالها، در یک عملیات اکتشاف در سال ۱۳۹۱ در یک قبرستان در شهر کوت، پیکر خلبانهای آلفارد پیدا و به ایران بازگرداننده شد و پس از یک مراسم پیکر خالد حیدری به زادگاهش مهاباد منتقل شد و در آنجا به خاک سپرده شد.
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس
حقطلبی و عدالتخواهی از خصوصیات شهید «شهبازی» بود
🔹حقطلبی و عدالتخواهی شهيد مجتبی شهبازی گروسی چه درباره خود و چه در مورد ديگران بارها اتفاق افتاده بود؛ برای احقاق حق ديگران پيشقدم شده شخصا برای حل مشكلات افراد تلاش میكرد.
🔹حمید رسولی از دوستان شهید از آن دوران چنین یاد میکند: " قبل از انقلاب با شهید شهبازی چندین مسافرت برای مسابقات منطقهای به شهرهای مختلف داشتیم. وی پسر محجوبی بود؛ اخلاق و صمیمیتی که با دوستان داشت، موجب آن شده بود که همه دوستش داشته باشند. در عرصه ورزش نیز در چندین بازی همراه تیم شهر زنجان بودند که خیلی نتیجه بخش بوده است."
#معرفی_شهید
#شهید_دفاع_مقدس