شاید من یک 'Nephophile' هستم.
Someone who loves clouds, particularly in an aesthetic or emotional way.
امروز قسمت شد بعد از دیدار دوستان دبیرستانی توی هیئت کوچولو و صمیمیشون و دیدن خفنترین زن دنیا (دبیر فلسفه و منطق دبیرستانمون) از خستگی و خواب آلودگیم بزنم، سوئیچ ماشین رو بردارم و با مامان بریم بیرون. بله! برای اولین بار رانندگی بدون بابا یا داداش. خداروشکر رانندگیم انقدر خوب شده که دیگه حرصای ریز ندم و مامان هم خیالش راحت باشه. رفتیم گلستان، پیش اموات. خداروشکر جای پارک خوب هم پیدا کردم چون خیلییی شلوغ بود. رفتم پیش مامان جون. دلم لک زده بود واسه این تنهاییمون و درد و دل کردنم براش. ازش تشکر کردم، به رسم هر بار دیدارمون. بهش گفتم که نمیدونم توی این مدتی که نرفتم کنارش، چقدر از اتفاقاتی که برام افتاده از دعای خیر اون بوده ولی مطمئنم مثل همیشه دعاش پشت سر من و داداش علی هست و نتایجش هم میبینیم. دعای مامانجون ها مگه میشه نگیره؟:)
قربونش برم.. انقدر دلم برای لبخند و محبتهای بیمنتش تنگ شده که فقط خودش و خدا میدونن.❤️
#خاطره
دلیل اینکه این چند وقت کمتر میام اینجا اینه که این روزا پر از فکرم. کلی چیز برای تعریف کردن وجود داره ولی توان برای نوشتن؟
نمیدونم ولی اگه ببینم اینجوری نوشتنهام اذیتتون نمیکنه بیشتر انجامش میدم✨️
شاید روند کانال بره روی این حالت. باید یه مدت امتحانش کنم.
آقا حرفی سوالی پیشنهادی چیزی بود تعارف نکنین تروخدا، ما هستیم در خدمتتون
(در حال حرف کشیدن ازتون)
حتی اگه دوست خودمید هم بیاید حرف بزنید
بخدا پیامتون ناشناسه