پیروزی، پیروزیِ عقاید و افکار و مکتب است،
نه پیروزیِ جسم. کربلا را میبینیم؛ جایی که
بدنها بر خاک افتادند، اما حقیقت برپا ماند.
امروز نامِ جدّ چه کسی بر مأذنههاست؟
نامِ چه کسی در دلها زنده است؟
و کدام جبهه، با آن همه شمشیر و نیزه،
توانست نور را خاموش کند؟
بدنها مهماند، اما وقتی سخن از دین و
مکتب است، معیارِ پیروزی چیز دیگری است.
اگر جسمی در میدان بماند اما حق زنده بماند،
آن شکست نیست؛
آن فتح است، آن بقاست، آن جاودانگی است.
در کربلا ظاهرِ ماجرا، غربتِ حسین بود؛
اما باطنِ آن، شکستِ همیشگیِ باطل بود.
آنجا خون بر شمشیر پیروز شد،
آنجا شهادت از حیاتِ ظاهری بزرگتر شد،
و آنجا فهمید تاریخ که گاهی یک تن، از
هزار لشکر پیروزتر است.
کربلا فقط یک واقعه نبود؛
یک منطق بود، یک معیار بود،
یک درسِ بزرگ بود:
اینکه حق اگرچه در ظاهر اندک باشد،
هرگز مغلوب نمیشود و باطل اگرچه پرهیاهو
و مسلح باشد، سرانجام رسوا خواهد شد.
پس ما از پیروزی چه میفهمیم؟
پیروزی یعنی ماندنِ نامِ حق،
یعنی جاودانه شدنِ حقیقت،
یعنی اینکه دشمن با همهی قدرتش نتواند
یک اندیشه را دفن کند.
و این همان رازِ عاشوراست:
جسمها رفتند، اما مکتب ماند؛
خونها ریخت، اما دین بیدار شد؛
و حسین علیهالسلام شهید شد،
اما هرگز شکست نخورد.
پیروزی، پیروزیِ ارادهها، اندیشهها و مقاومت
است، نه صرفاً قدرتِ نظامی.
امروز به تقابلِ ایران و آمریکا نگاه کنیم؛
جایی که در ظاهر، شاید نیروهای نظامی و
ابزارهای مادی متفاوت باشند، اما در باطن، نبردِ
حق و باطل، ارادهها و مقاومتهاست که
سرنوشتساز میشود.
نامِ چه کسی امروز در جبههی مقاومت زنده
است؟ ندایِ چه کسی در دلِ ملتهای آزاده
طنینانداز است؟ و کدام قدرتِ مادی، با آن همه
ادعا و تسلیحات، توانسته است روحیهی مقاومت
و ایستادگی را خاموش کند؟
قدرتهای مادی مهماند، اما وقتی سخن از
استقلال، عزت و حقانیت یک ملت در میان است،
معیارِ پیروزی چیز دیگری است.
اگر کشوری با تکیه بر ارادهی مردمش و باور به
حقانیت خود، در برابر فشارهای عظیم بایستد و
تسلیم نشود، این شکست نیست؛ این فتحِ
ارادههاست، این بقایِ هویت است، این جاودانگیِ
روحِ مقاومت است.
در این تقابل، گاهی ظاهرِ ماجرا، فشارها و
تحریمهای شدید است؛ اما باطنِ آن، شکستِ
ارادهی تحمیلِ زور و باجخواهی است. جایی که
مقاومت، بر تسلیم پیروز میشود، جایی که
ایستادگی، بر قدرتِ صرفِ نظامی غلبه میکند،
جایی که تاریخ نشان میدهد گاهی یک ملتِ
مصمم، از هزاران زرادخانه نیرومندتر است.
این تقابل فقط یک رویاروییِ سیاسی یا نظامی
نیست؛ یک منطق است، یک معیار است، یک
درسِ بزرگ است: اینکه حق، اگرچه در ظاهر با
محدودیتهایی روبرو باشد، هرگز مغلوبِ ارادهی
تحمیلگر نمیشود و قدرتِ مادیِ محض، اگر
پشتوانهی حقانیت و ارادهی مردمی نداشته باشد،
سرانجام در برابر ایستادگی، شکست میخورد.
پس ما از پیروزی در این عرصه چه میفهمیم؟
پیروزی یعنی ماندنِ نامِ ایران، یعنی جاودانگیِ
اندیشهی استقلال و عزت، یعنی اینکه دشمن با
همهی قدرتِ خود نتواند ارادهی یک ملت را در
هم بشکند. و این همان رازِ ماندگاریِ مقاومت
است: ابزارها رفتند، اما اراده ماند؛ فشارها بود،
اما مقاومت بیدار شد؛ و ایران، با وجود همهی
سختیها، شکست نخورد.
13.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این یک دقیقه را مشاهده کنید.
با پیش فرضهای صحبتم بهتر آشنا میشوید.
شیخ حامد امینی موجزانه در یک دقیقه
مسئله را برامون روشن میکنند🍃
فعلاً همین جا نگهش داریم تا یه نفس تازه کنیم
و مطالب رو مرور کنیم🍃... برمیگردم!😉...