7.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#حکایت_شنیدنی
🎥 خاطره مهدی رسولی از فردی که میخواست باهاش عکس بگیره😁
به کانال حدیث عشق بپیوندیم👇
┏━━ °•🍃•° ━━┓
https://eitaa.com/h_e110
┗━━ °•🍃•° ━━┛
#حکایت_شنیدنی
ایام فاطمیه بود .
من در شمیران پای منبر سید می رفتم، به مناسبت ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ده شب مراسم عزاداری بود، منبرش که تمام شد، برگشت به من گفت که فلانی! گفتم : بله، گفت: حالش را داری امشب برویم با همدیگر الواطی کنیم؟ من اول تعجب کردم،گفتم: آقا شوخی تان گرفته؟
گفت : نه، امشب می خواهیم برویم الواطی، پول منبر را گرفتیم پولدار شدیم، حالش را داری بیا تا برویم؟
گفتم : آقا اگر شما بروید الواطی ،ما هم هستیم، چون شما اگر الواطی هم بروید، معصیت خدا نیست، ثواب و حسنات است.
گفت: پس ماشینت را روشن کن برویم ، ماشین را روشن کردیم و نشست بغل دست ما و گفت: راست برو میدان بهارستان.
با هم آمدیم میدان بهارستان سابق،دیدم چند تا زنِ... گوشه و کنار میدان ایستاده بودند. یکی جوان تر بود، سید گفت : برو آن جوان تر را صدا بزن بیاد.
ما رفتیم و دیدیم دختر جوانی است اشاره کردم: بیا، خوب ماشین هم داشتیم و فکر کرد ما هم اهل معصیت هستیم و راه افتاد اومد دم در ماشین، همین که خواست در را باز کند و بنشیند، سید شیشه ماشین را پایین داد و دست کرد تو جیبش و پاکت پولش را در آورد و گفت: دخترم ! من ده شب برای مادرم زهرا علیها السلام منبر رفتم، این پول را امشب به عنوان پول منبر و روضه به من دادند،آدرسم را هم پشتش نوشتم، این پول را بگیر و به خانه ات برو و تا تمام نشده از خانه بیرون نیا، پولت هم که تمام شد، آدرس و تلفنم را هم نوشته ام، بیا من پول بهت می دهم، خرجی ات را می دهم، شوهرت می دهم، جهیزیه برایت تهیه می کنم، تو جوانی ، دخترم حیف است دامنت را از الان به معصیت آلوده کنی.
هر سخن از دل بر آید، لاجرم بر دل نشیند
من دیدم که این دختر منقلب شد،یک مرتبه اشک بر صورتش نشست و پاکت پول را گرفت: و گفت:
آقا به مادرتان زهرا علیها السلام دیگر گناه نمی کنم.
#حضرتزهرا_سلاماللهعلیها
#داستان_و_عبرت
اللّهم عجّل لولیک الفرج
اللهم العن الجبت و الطاغوت و ابنتیهما
⊰❀࿐༅༅࿐❀⊱⊰❀࿐༅༅࿐❀⊱
به کانال #حدیث_عشق بپیوندیم👇
┏━━ °•🍃•° ━━┓
https://eitaa.com/h_e110
┗━━ °•🍃•° ━━┛
⊰❀࿐༅༅࿐❀⊱⊰❀࿐༅༅࿐❀⊱
#حکایت_شنیدنی
✍روزی کلاغی در کنار برکه نشسته بود.
آب می خورد و خدا را شکر می کرد.
طاووسی از آنجا می گذشت؛
صدای او را شنید و با صدای بلندی ق خندید.
کلاغ گفت:«دوست عزیز چرا میخندی؟
طاووس گفت:« ازاین که خدا را برای نعمت هایی که به تو نداده شکر می گویی»
بعد بال هایش را به هم زد و دمش را مانند چتری باز کرد و ادامه داد: «می بینی خداوند چقدر مرا دوست دارد که این طور زیبا مرا آفریده است؟!»
کلاغ با صدای بلندی شروع به خندیدن کرد.
طاووس بسیار عصبانی شد و گفت:«به چه می خندی ای پرنده گستاخ و زشت ؟»
کلاغ گفت:« به حرف های تو.
شک نداشته باش که خداوند مرا بیشتر از تو دوست داشته است؛ چرا که او پرهای زیبا را به تو بخشیده ولی نعمت شیرین پرواز را به من.
و ترا به زیبایی خود مشغول کرده و مرا به ذکر و شکر خودش.»
با این آیه و داستان میتوان به نتیجه رسید، که علت بسیاری از رخدادها و عدم اجابت دعا در زندگی ما چیست.
در ظاهر احساس میکنیم، چیزی به صلاح ما هست یا نیست. اگر از عاقبت کار آگاه شویم آرامش وجود ما را فرا میگیرد.
عاقبت کار هم به مرور زمان مشخص میشود.
آیا تاکنون از خداوند چیزی خواستید که نداده است، یا کاری درست نشده است و بعدا شکر کرده باشید، که خوب شد آن اتفاق نیوفتاد؟؟
.....................................
♻️کانال ما را به دوستان خود معرفی کنید👇
https://eitaa.com/saeidmehrabi
24.54M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#حکایت_شنیدنی
_ داستانی کِ باید بِشنویم
حاجی اَلماسی عَلی مَرده زیر دِین نامرد نمیمونه...💛
● کهایستادهبمیرمبهاحترامعـلـے﴿؏﴾💛
#برای_علی_خرج_کن
#غدیر
.....................................
♻️کانال ما را به دوستان خود معرفی کنید👇
https://eitaa.com/saeidmehrabi........