هدایت شده از هوالشهید🇵🇸🇮🇷
همه چیز را که نمی شود گفت.
بعضی چیزها را باید نگه داشت. انقدر محکم که مبادا از لابه لای انگشتانت بریزد و حیف شود.
این داستان واقعی نیست،اما حقیقت است...
اینجا فقط جای شما خالیست👇👇
https://eitaa.com/saharshahriary
هوالشهید🇵🇸🇮🇷
همه چیز را که نمی شود گفت. بعضی چیزها را باید نگه داشت. انقدر محکم که مبادا از لابه لای انگشتانت بر
یادتونه این مطلب رو دوستان؟؟؟
بعد از مدت ها، یک قسمت دیگه از این متن رو بیاری خدا امشب میگذارم...
نظر مثبتتون چیه؟؟؟😊😍
هوالشهید🇵🇸🇮🇷
این داستان واقعی نیست،اما حقیقت است... (۱) #چشمهایش وقتی می خندید چشم هایش ریزتر می شد از بین هم
اولین قسمت رو خوب بخونید👆👆👆
تمام حرف دل رهبرم، شهدای وطنم و مردم انقلابی میهنم و خودم را، این آقا پسر دانشجوی یمنی، امشب در برنامه عصر جدید با یک جمله بیان کرد:
"از شما ملت صبور و شجاع ایران سپاسگزاریم، چون شما همیشه #طرفدار حقید."
باز بشینید بگید کشورای دیگه به ما چه! حق طلب نیستید، آدم هم نیستید احیاناً؟؟؟
#سحر_شهریاری
@saharshahriary
هوالشهید🇵🇸🇮🇷
بعد از مدت ها، یک قسمت دیگه از این متن رو بیاری خدا امشب میگذارم... نظر مثبتتون چیه؟؟؟😊😍
نظر ندادید خب!
اینجوریاست دیگه... دلمون به نظرات شما خوشه...
اما
واقعیتش اینه که دوستان گفتن اجازه بدید، اولی رو بخونیم ، فردا دومی رو انتشار بدید. ما هم گفتیم چشم👌✋
رفاقت ما با تمام بچه های آن دوران، سروکله زدن و بازی و خنده بود،مثلا"چندنفر دور هم جمع میشدند وکلاه یک کارگری که ازآنجارد میشد را برمیداشتند و برای هم پرت میکردند و مردم آزاری های این مدلی.
اما رفاقت با ابراهیم، الگوگرفتن و یادگیری کارهای خوب بود. او غیر مستقیم به ماکارهای صحیح را آموزش می داد. حتی حرفهایی که می زد که سالها بعد به عمق کلامش رسیدیم.
من موهای زیبایی داشتم. مرتب به آنهامی رسیدم و مدل و... درست می کردم. خیلی ها حسرت موها و تیپ ظاهری و زندگی من را داشتند. ابراهیم نیز خیلی زیبا بود، اما در عین سادگی دل میبرد. یکبار که پیش هم نشسته بودیم، دوباره حرف از مدل موهای من شد.
ابراهیم جمله ای گفت که فراموش نمیکنم: نعمتی که خدا به تو داده را به رخ دیگران نکش.
این را گفت و رفت...
#سلام_بر_ابراهیم ✋🌹
@saharshahriary
هوالشهید🇵🇸🇮🇷
از آشنایی با تو دانستم, در مسیر دلدادگی باید عبد باشی تا امیر شوی. تو دنبال رضایت او باش، او دنیا و
#ابراهیم به #اطعام_دادن نیز خیلی اهمیت میداد.
همیشه دوستان را به خانه دعوت میکرد و غذا میداد. در دوران مجروحیت که در خانه بستری بود هر روز غذا تهیه میکرد؛ و کسانی که به ملاقاتش میآمدند را سر سفره دعوت میکرد و پذیرائی مینمود. از این کار هم بینهایت لذت میبُرد.
میگفت: ما وسیلهایم. این رزق شماست. رزق مؤمنین با برکت است و … در هیئتها و جلسات مذهبی هم به همین گونه بود.
وقتی میدید صاحبخانه برای پذیرائی هیئت مشکل دارد. بدون کمترین حرفی برای همه میهمانها و عزادارها غذا تهیه میکرد. میگفت: مجلس امام حسین علیه السلام باید از همه لحاظ کامل باشد.
شبهای جمعه بعد از برنامه بسیج، برای بچهها شام تهیه میکرد. پس از صرف غذا دسته جمعی به زیارت حضرت عبد العظیم علیه السلام یا بهشت زهرا سلام الله علیها میرفتیم.
بچههای بسیج و #هیئتی هیچ وقت آن دوران را فراموش نمیکنند. هر چند آن دوران زیبا و به یادماندنی طولانی نشد.
یکبار به ابراهیم گفتم: داداش، این همه پول از کجا مییاری؟! از آموزش و پرورش ماهی دو هزار تومان حقوق میگیری، ولی چند برابرش را برای دیگران خرج میکنی! نگاهی به صورتم انداخت و گفت: روزی رسان خداست. در این برنامهها من فقط وسیلهام. من از خدا خواستم هیچ وقت جیبم خالی نماند. خدا هم از جائی که فکرش را نمیکنم اسباب خیر را برایم فراهم میکند.👌👌👌
#سلام_بر_ابراهیم
@saharshahriary