eitaa logo
🇮🇷معراج‌عاشقانه🇵🇸
151 دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
1.1هزار ویدیو
40 فایل
بنام یگانه قدرت برتر«خدا» ___________ کپی بجز مطالب«کپی ممنوع و خودنویس» ، آزاد می‌باشد!
مشاهده در ایتا
دانلود
نزدیک بنیامین ایستاده بود. فاصله ای به اندازه یک وجب. _ تصمیم محفل ملیه. ناگهان گره ابروهایش درهم رفت. با گیجی و صدای آهسته و پر از اضطراب گفت:«چ... چی؟» بنیامین نفس عمیقی کشید و دستش را توی جیب شلوارش فرو داد و گفت:« همین که شنیدی، تو می‌دونی که ازدواج اعضا رو تشکیلات تعیین می‌کنه و اونا به این نتیجه رسیدن که من و تو باید با هم ازدواج کنیم.» حنیفا با صدایی معترض گفت:« تو هم قبول کردی؟!» بنیامین که حرف می زد انگار نقاشی پشت سرش در چشم‌های حنیفا روی دیوار پیچ می‌خورد. تودرتو! https://eitaa.com/koocheyEhsas/66330