eitaa logo
کانال کمیل
6.1هزار دنبال‌کننده
9.9هزار عکس
3.1هزار ویدیو
113 فایل
#سلام_برابراهیم❤ ✍️سیره شهدا،مروربندگی،ارتباط با خدا.‌.. 💬خادمان‌کانال؛ @Ashena_bineshan @komeil_channel_95 ✅ موردتائیدمون👇 💢 @BASIRAT_CYBERI 👤نظرات شما👇 @nazarat_shoma کپی باذکر‌14 #صلوات برای هرپست✅ اومدنت اتفاقی نبود...😉
مشاهده در ایتا
دانلود
29d4ad1147b75da1f0956f2ba980d1efe740396b.mp3
12.46M
❤️تا میگم حسین دلم میشه کبوتر کربلا 💔چی میشه منم یه روز بشم مسافرکربلا😔 🎤سیدرضانریمانی ▪️ @SALAMbarEbrahimm▪️
💠 آن که فهمید.... دوتا داداش بودند . اونطور که خودشون می گفتن، در بازار تهران، مغازه طلا فروشی داشتند . اوضاع مالیشون هم الحمدلله خوب خوب بود . نه اهل دروغ و دغل بودند نه اهل کلاه گذاشتن و کلاهبرداری، به قول معروف . نان بازوی خودشان را می‌خوردند . نوبتی جبهه می اومدن . گاهی هم دونفری . ولی قانون شون این بود که یکی شون جبهه باشد و از اوضاع و احوال منطقه گزارش تلفنی بده، دیگری در تهران باشه تا هم به کارای طلافروشی برسه، هم... توی لشکر، سر این دو تا داداش دعوا بود. هر گردانی از خداش بود یکی از اون دو تا، حداقل یه هفته به اون گردان بیاد. وقتی یکی از اون دو تا به گردان جدید می رفت، از فرماندهان آمار و ارقام نیازهای گردان رو می گرفت و سریع به تهران گزارش می داد : _ میگم داداش، این گردانی که من رفتم، خیلی کمبود امکانات داره. یه وانت تویوتا براشون بگیر، یه آمبولانس، دو سه تا کامیون هم لباس و بقیه وسایل که خودت بهتر می دونی، بخر و سریع بفرست بیاد. اون هم که تهران بود، خوب وظایف و ماموریتی رو که برادرش سپرده بود، می دونست و به اونا عمل می کرد. چند روز بیشتر طول نمی کشید که کاروان کمک های اونا، وارد گردان می شد و حالا نوبت اون یکی برادر بود که در جبهه بمونه و این یکی بره اوضاع و امور تهران رو مدیریت کنه. اصلا هم اهل این که راه بیفتند توی مساجد، ارگان ها و سازمان ها تا با یه قرون دوزار کمک جمع کنند، نبودند. الحمدلله خدا اون قدر برایشان روزی سرازیر می کرد که همه این کمک ها رو از حساب شخصی خودشون تامین کنند. و شانس با آن یکی بود که حضورش در منطقه منتهی می شد به عملیات و توفیق هم رزمی در کنار بقیه بچه بسیجی ها رو می یافت. اگر اشتباه نکنم، به این کارها می گویند : جهاد با مال و جان! 📚آنکه فهمید آنکه نفهمید ص 57 ، 58 ▪️ @SALAMbarEbrahimm ▪️
صلی الله علیک یا اباعبدالله(ع) چشمم دوباره تر شده ، شرمنده ام حسین از شرمِ بی لیاقتی آکنده ام حسین قامت فراز میکند آنکس که لایق است من بی لیاقتم که سرافکنده ام حسین پایم کشیده شد همه جا ،جز حریم تو عارت میاید اینکه تو را بنده ام حسین؟ 💔دیدی چگونه وعده ی هر ساله میدهم من زائرِ خیالیِ آینده ام حسین😔 اشکِ میانِ خنده ی من ،اشک شوق نیست میگرید از فراق تو هر خنده ام حسین در حسرت زیارت تو عمر من گذشت یک کربلا به من بده، تا زنده ام حسین امشب گرفته ام پرِ قنداق اصغرت چون مِهر اوست، ضامنِ پرونده ام حسین... ▪️ @SALAMbarEbrahimm ▪️
نریمانی_شور_اگه شهید نشید یه روزی میمیرید.mp3
7.92M
🍃این شبا با چشم خیس و دل پُر 🕊از آقامون رزق شهادت بگیریم... 🍃آی رفقا خیلی معطل نکنید 🍂اگه شهید نشید یه روزی میمیرید... 🎤سیدرضا نریمانی 👌 ▪️ @SALAMbarEbrahimm ▪️
10.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#اربعین 💔همه رفیقام اومدن منو دوسم نداشتی 🎤جواد مقدم ▪️ @SALAMbarEbrahimm ▪️
4_5827929948161050036.mp3
2.06M
🍂گرچه دوریم به یاد تو سخن میگوییم... ▪️ @SALAMbarEbrahimm ▪️
چفیه را می‌اندازیم روی سرمان و گریه می‌کنیم بعد هم حس می‌کنیم که حالمان خیلی خوب شده ‌است و خوش‌حال باز می‌گردیم خانه هایمان و زندگی تکراری‌مان را از سر می‌گیریم. و تازه خیلی هم خرسندیم که سبک شده‌ایم و معنویتمان زده‌است بالا و پیش‌خودمان می‌گوییم که چه‌قدر آدم خوبی هستیم که مثلا وقتمان را صرف زیارت شهدا کرده‌ایم و چه و چه ... چرا شهدا را واسطه‌ی تخلیه‌ی روحی خودمان قرار می‌دهیم. چند نفرمان به این فکر می‌کند که شهدا چه کردند؟ چند نفرمان به این می‌اندیشد که حالا من چه‌ طور بشوم شهید امروز، مجاهد امروز؟ اصلا زمانی که فرهنگ و علم مضاف‌الیه سنگر قرار می‌گیرند،‌ یعنی چه؟ آیا جهاد علمی و جهاد فرهنگی یعنی همین بازی ما با درس‌ها و کتاب‌هایمان، یعنی همین تفریحات فرهنگی که برای تنوع انجام می‌دهیم و یحتمل بعدش هم کلی منت می‌گذاریم بر خدا و پیغمبر و شهدا و انقلاب که ما اهل خدمت خالصانه هستیم و از این حرف‌ها. چند نفرمان سعی می‌کنیم شرایط آن زمان دفاع مقدس را با زندگی امروز معادل‌سازی کنیم و همانند شهدا یا همسران شهدا زندگی کنیم؟ کداممان جهاد را کلیدواژه‌ی سبک زندگی خودمان قرارداده‌ایم؟ چرا همه چیز را خلاصه کرده ایم در زیبا گریستن؟ مواظب باشیم انس با شهدا را با شهیدبازی اشتباه نگیریم! 🌷اگه میخوای ارادت رو به شهدا ثابت کنی شهیدانه زندگی کن ❤️ ▪️ @SALAMbarEbrahimm ▪️
🍃آنروز به مسجد نرسیده بود ، برای نماز به خانه آمد و رفت توی اتاقش . یواشڪے نماز خواندنش را تماشا میکردم ؛ حالت عجیبی داشت . طوری حمد و سوره را میخواند مثل اینڪہ خدا را میبیند . 🌷 ذڪرها را دقیق و شمرده ادا میڪرد ؛ بعدها در مورد نحوهٔ نماز خواندنش ازش پرسیدم ؛ گفت : اشڪال ڪار ما اینه ڪہ برای همه وقت میزاریم ، جز برای خـــــدا ...!! 🌹نمازمونو سریع میخونیم و فڪر میڪنیم زرنگی ڪردیم ؛ اما یادمون میره اونی ڪہ به وقتـــــھا برڪت میده فقط خود خداست . 🌷 🕊یادش با ذکر ▪️ @SALAMbarEbrahimm ▪️
🌼یکی از بچه‌ها به شوخی پتو رو پرت کرد طرفم. اسلحه از دوشم افتاد و خورد تو سر کاوه. کم مونده بود سکته کنم؛ سر محمود شکسته بود و داشت خون می‌آمد. 🔹با خودم گفتم: الانه که یه برخورد ناجوری با من کنه. چون خودم رو بی تقصیر می‌دونستم، آماده شدم که اگر حرفی، چیزی گفت، جوابش رو بدم. 🔸دیدم یه دستمال از تو جیبش در آورد، گذاشت رو زخم سرش و بعد از سالن رفت بیرون! این برخورد از صد تا سیلی برام سخت‌تر بود! 🔹در حالی که دلم می‌سوخت، با ناراحتی گفتم: آخه یه حرفی بزن، همونطور که می‌خندید گفت: مگه چی شده؟ گفتم: من زدم سرت رو شکستم، تو حتی نگاه نکردی ببینی کار کی بوده! 🔸همونطور که خون‌ها رو پاک می‌کرد، گفت: این جا کردستانه، از این خون‌ها باید ریخته بشه، این که چیزی نیست. چنان من رو شیفته خودش کرد که بعدها اگه می‌گفت: بمیر، می‌مردم! 🌷یادش با ذکر ▪️ @SALAMbarEbrahimm ▪️
7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❇️ شنیدن تقوای رزمنده‌های هشت سال دفاع مقدس از پدری که هم رزمنده بود و هم پدر شهید 🔺در جبهه از خودم پایین‌تر ندیدم، به هر کسی که نگاه کردم تقوایش از من بیشتر بود ▪️ @SALAMbarEbrahimm ▪️
می گفت : « پاسدار یعنی کسی که کار کنه، بجنگه، خسته نشه کسی که نخوابه ، تا وقتی خود به خود خوابش ببره...» یه بار توی جلسه‌ی فرماندهان داشت روی کالک، شرایط منطقه رو توضیح می‌داد؛ یه دفعه وسطِ صحبت صداش قطع شد. از خستگی خوابش برده بود دلمون نیومد بیدارش کنیم چند دقیقه بعد که خودش بیدار شد عذر خواهی کرد ؛ گفت: سه چهار روز هستش که نخوابیدم ... 🌷سردار بی‌ادعا 🌹شهید مهدی باکری ❤️فرمانده لشکر۳۱عاشورا 🍃یادش با ذکر #صلوات ▪️ @SALAMbarEbrahimm ▪️
کنار قدمهای جابر.mp3
9.16M
🍃ڪنار قدم‌ های جابر 🍃سوی نینوا رهسپاریم 🎤 میثم مطیعی ▪️ @SALAMbarEbrahimm ▪️