#رمانهای_دفاع_مقدس_و_شهدا
🌷🇮🇷 #خداحافظ_سالار 🇮🇷🌷
روایتی از زندگی ۴۰ساله همسر گرامی
سرلشکر شهید حاج حسین همدانی
◀️ قسمت صدوهشتم؛
حسین به سارا گفت:
"این جوجههای تو دیگه بچه نیستن! مامان شدن! هوا هم داره سرد میشه. ببریمشون همدون بذاریم پیش عمه، بزرگشون کنه! باشه؟"
سارا قبول کرد
اما گفت:
"به جای اینا برام اسب بخر"
حسین سارا را بغل کرد و گفت:
«اونم به چشم»
دیگر نتوانستم کلافگیام را پنهان کنم
با عصبانیت گفتم:
"حالا بیا و درستش کن! خانم اسب میخواد! حتماً میگی چون قول دادم باید به قولم عمل کنم، آره؟!"
خندید و به کنایه گفت:
«پروانه مثل اینکه یادت رفته، خودت چه وروره جادویی بودی»
شنیدن این حرف برای لحظاتی خاطرات کودکیام را در ذهنم زنده کرد.
خاطره شبی که از نردبان افتادم
خاطره روزی که روی دیوار خانه دختر عمه منصور، راستراست راه میرفتم و یک مرتبه از آنجا افتادم پایین و دستم شکست
و خاطره آن روز که عقرب پایم را گزید
هرچند خاطرات شیرینی نبود اما کمکم مرا به عالم شیرین بچگی برد و یاد تاببازی و گرگمبههوا و یهقلدوقل و خیلی ماجراهای دیگر افتادم
باعث شد تا عصبانیت چند لحظه پیشم را فراموش کنم.
چند ماه بعد باز هم اتفاقی برای سارا افتاد که خیلی شبیه اتفاقات کودکیام بود
برای دیدن اقوام به همدان رفته بودیم
یک روز قرار شد برای اینکه آب و هوایی عوض کنیم و بیشتر با فامیل باشیم؛ برویم به یکی از باغهای عباسآباد
به باغ که رسیدیم؛ بچه ها مشغول بازی شدند
ما هم که مدتها بود اقوام همدانی را ندیده بودیم نشستیم به تعریف
گرم صحبتهای خودمان بودیم که ناگهان صدای گرومپ عجیبی به گوشمان رسید
بلافاصله یکی از بچهها فریاد کشید:
"سارا از بالای دیوار افتاد"
کنار باغ مسجدی بود و مابین ایندو، دیوار بلند بدون حفاظی قرار داشت.
سارا با بچهها گرگمبههوا بازی میکرده که میرود بالای آن دیوار و ناغافل از آنجا میافتد پایین.
تا بالای سرش برسم مردم و زنده شدم
از حدود ۲ متری افتاده بود زمین
وقتی رسیدیم بالای سرش مثل یک تکه گوشت بیهوش با صورتی کبود نقش زمین بود
هرچه تکانش میدادیم عکس العملی نشان نمیداد
حتی ناله هم نمیکرد.
حسین به نظرم بر اساس تجربههایی که در جنگ پیدا کرده بود شروع کرد به تنفس دادن به سارا بلکه نفسش را برگرداند
اما انگار بچه رفته بود و کاری از دستمان برنمیآمد
برای لحظهای خودم را باختم
دستپاچه و مضطرب بیقراری میکردم که عمه کمی نمک با انگشتش گذاشت روی زبان سارا
ناگهان سارا تکانی خورد و چشمانش را باز کرد
وقتی به تهران برگشتیم حسین خیلی خودش را سرزنش میکرد که باید بیشتر مراقب سارا باشد.
از آن به بعد هر روز از سر کار میآمد خودش دست سارا را میگرفت و میبرد پارکی که دقیقاً کنار خانهمان بود
من از پشت پنجره میدیدم که چقدر با شور و نشاط،
انگارنهانگار که تازه از کار آمده است،
همه جور بازی کودکانهای با او میکرد.
روزی یکی از همسایه ها که حسین را توی پارک مشغول بازی با سارا دیده بود گفت:
"خانم نوروزی! خوش به حالت؛ شوهر من که نیروی حاجآقاس وقتی میاد خونه، حال نداره با ما صحبت کنه، چه برسه به بازی با بچهها! گاهی بهش میگم کار تو بیشتره یا جانشین بسیج کشور؟"
ادامه دارد ...
🔸🌺🔸--------------
🖋"سالن مطالعه" با کلی رمان، داستان، مقاله و ... مفید و خواندنی
@salonemotalee
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🍃🌸🇮🇷🌸🍃
حکایات تکان دهنده از شهدا
خاطره سردار شهید حاج قاسم سلیمانی از تلاش نوجوان رزمنده برای ماندن در جبهه
🔸🌺🔸--------------
@salonemotalee
13.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 اگه الان حاج قاسم رو ببینی چی بهش میگی؟
_میگم خیلی دوستت دارم
🔹️ ناگفتههایی از فرزند شهید "عبدالحسین بواس" که بین نماز به حاج قاسم گل اهدا کرد.
🔸🌺🔸--------------
@salonemotalee
29.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 بشنوید
اوج ایثار را از زبان خانواده ۳شهید
خاطره زیبای سردار جباری فرمانده سابق سپاه ولی امر از مکالمه مادر شهید آذری زبان و رهبر انقلاب در یکی از دیدارهای رهبری در منزل خانواده شهدا
🔸🌺🔸--------------
@salonemotalee
✡ 🕎 #تحقیقی_در_مورد_هولوکاست(۴)
✡ #آشویتس_قلب_هولوکاست ✡
نویسنده: دیوید دیوک
مترجم: محمدحسین خدّامی
قسمت قبل؛ https://eitaa.com/salonemotalee/8763
قسمت دوم؛
✡ در برابر مدارک و اسناد فزایندهای که دروغهای فاحش آشویتس را فاش مینمود، ترویجکنندگان هولوکاست به حقایقی اعتراف کردند که امثال دیوید ایروینگ به خاطر ابراز آن محکوم شده بودند!
جالب توجّه آنکه در کتاب «آشویتس: از ۱۲۷۰ تا به امروز» (۱) نوشتهی رابرت جان ون پلت و دبورا دورک از انتشارات دانشگاه ييل، که شاید معتبرترین و جامعترین کتاب منتشر شده در مورد آشویتس باشد، این دو نویسندهی یهودی اعتراف کردهاند اتاق گاز موجود در اردوگاه اصلی آشویتس که در معرض دید توریستها قرار داده میشود، ساختگی است و مدّتها پس از پایان جنگ توسط کمونیستهای لهستانی ساخته شده است.
البته در هر حال دو نویسنده ادعا کردهاند که اتاقهای گازی در اردوگاه دیگری از آشویتس وجود دارد!
✡ سرنگونی کمونیسم در روسیه باعث آشکار شدن مدارک و اسنادی شد که تا آن روز از دسترس محققین غربی خارج بود.
اسناد بسیار قابل توجّهی اخیراً در آرشیو دولتی یافت شده است.
هنگامی که نیروهای شوروی آشویتس را آزاد کردند، آلمانیها با عجله آنجا را ترک کرده بودند و مدارک بسیار فراوانی را بهجا گذاشته بودند.
✡ در میان اسنادی که توسط گروههای نظامی کمونیست کشف شد، «دفتر ثبت مرگ و میر» آشویتس به چشم میخورد.
این دفتر متشکل از چندین جلد صحافیشده از گواهیهای مرگ ساکنین اردوگاه به ترتیب تاریخ زمانی بود.
به مدت ۴۵ سال این اسناد حیاتی و بسیار مهم در پروندههای سرّی کا. گ. ب ناپدید شده بود.
رئیسجمهور روسیه میخائیل گورباچف اجازهی پخش و آزاد کردن ۴۶ جلد سندی که محقّقین جای آنها را یافته بودند، صادر کرد.
✡ بر اساس این اسناد، پزشکان و سایر پرسنل پزشکی اردوگاه هرگونه مرگ و میر را با دقت بسیار ثبت کردهاند.
در گزارش مرگ و میر، علت مرگ نیز که شامل اعدام (غالباً از طریق تیر باران یا به دار آویختن)، بیماری، حمله قلبی و علل مشابه است، توضیح داده شده است.
غالباً مرگ و میرها در اثر بیماری رخ داده بود.
دفاتر ناقص «ثبت مرگ و میر» تقریباً ۷۴،۰۰۰ مورد مرگ را گزارش کرده بود که از میان آنها حدود ۳۰،۰۰۰ نفر یهودی بودند.
سایر افراد را لهستانیها، روسیها و سایر ملیتها تشکیل میدادند.
✡ دفتر ثبت مرگ و میر بلافاصله سؤالاتی را به وجود آورد.
اگر مقامات آلمانی موارد تیرباران یا به دار آویختن را ثبت میکردند پس چرا اعدامهای بوسیله گاز را ثبت نکردهاند؟!
از این مهمتر آن که چرا این دفاتر برای سالیان متمادی مخفی نگهداشته شده بود؟!
آیا مقامات شوروی به خاطر ناهماهنگی این اسناد با اظهارات رسمی کا. گ. ب نسبت به آشویتس آنها را پنهان نکرده بودند؟!
✡ مدارک متقن و قوای متفقین نیز با آمار تلفات بسیار بالای آشویتس ناسازگار است.
در اواسط دهه هفتاد دولت امریکا عکسهای هوایی دوران جنگ از اردوگاه آشویتس را منتشر کرد.
مورخ یهودی، رائول هیلبرگ در مقالهی خود در دائرةالمعارف انکارتا مینویسد:
«در سال ۱۹۴۴ هواپیمای شناسایی نیروهای متفقین به دنبال اهداف صنعتی از اردوگاه عکسبرداری کرد.
کارخانهها و البته نه اتاقهای گاز مورد بمباران قرار گرفتند».
✡ نیروی هوایی ارتش آمریکا این عکسها را طی مدتی طولانی تهیه کرد.
این تصاویر از وضوح قابل توجهی برخوردارند بهطوریکه وسایل نقلیه و حتی انسانهای موجود در آنها قابل تشخیص هستند.
بسیاری از این عکسها در زمان اوج کشتارهای ادعا شده تهیه شدهاند.
ادامه دارد ...
قسمت بعد؛ https://eitaa.com/salonemotalee/8861
🔸🌺🔸--------------
🖋"سالن مطالعه" با کلی رمان، داستان، مقاله و ... مفید و خواندنی
@salonemotalee
🇺🇸❌ چه کسانی کاخ سفید را ساختهاند؟
🔻سالها پیش «میشل اوباما» بانوی اول آمریکا و همسر رئیس جمهور این کشور طی سخنرانی خود در محل گردهمایی طرفداران حزب دموکرات در خصوص تاریخچه بردهداری در آمریکا گفت:
🔸«این داستان این کشور است، داستانی که امشب مرا به این صحنه آورده است. داستان نسل افرادی که شلاق اسارت، شرم بردگی، نیش #تبعیضنژادی را احساس کردند و به تلاش و امید ادامه دادند و آنچه را که باید، انجام دادند. من هر روز صبح در خانهای (#کاخ_سفید) از خواب برمیخیزم که توسط بردهها ساخته شده است و دختران خود را که دو دختر جوان و باهوش #سیاهپوست هستند که در چمن کاخ سفید با سگشان بازی میکنند را نظاره میکنم.»
🔻«جسی اولاند» روزنامه نگار #واشنگتن_پست طی یادداشتی تحت عنوان"نادیده گرفته شدگان" ناگفتههایی از بردگان سیاهپوست در کاخ سفید» درباره بردگان سیاهپوست آمریکایی مینویسد: «اکثر افراد هرگز نمیدانند خانه رئیسجمهور و دیگر ساختمانهای مهم دولتی چگونه ساخته شدهاند، اما مورخان مدتها است که بر نقش بردگان تأکید میکنند.»
💠 How the media covered Michelle Obama’s ‘house that was built by slaves’ line
🌐 https://wapo.st/3v3zHik
🔸🌺🔸--------------
@salonemotalee
🔹اونی که آویزونه، آدم نیستا؛ کیف جدید جولیا فاکس تو هفتهی مد نیویورکه!
🔺حشرهخواری، همجنسگرایی، تبدیل شدن به سگ و خوک و ...
قراره ارزش یه انسان تا کجا پایین بیاد؟
🔸🌺🔸--------------
@salonemotalee