eitaa logo
ثامن 1 P
64 دنبال‌کننده
24.5هزار عکس
20.3هزار ویدیو
1.1هزار فایل
🌻 ﺍﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞِّ ﻋَﻠَﻰ ﻋَﻠِﻲِّ ﺑْﻦِ ﻣُﻮﺳَﻰ ﺍﻟﺮِّﺿَﺎ ﺍﻟْﻤُﺮْﺗَﻀَﻰ 🌻
مشاهده در ایتا
دانلود
📝🍃 🍃 •[ 🎤 ]• ┓ 🖌┏ ┛┗موضوع: مشکل، پیروز است یا مرگ پیروز!؟ ✍️ ┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄  🇮🇷 پیروز، چه اسم با مسمایی... زنده باشد یا نباشد آنچه که همیشه هست احساس غرور این پیروزی است. ایران با پیروز کاری کرد که دنیا تجربه انجام آن را ندارد. تجربه و دانش تکثیر نسل یوز ایرانی مثل پلنگ چنگ انداخته است بر صورت تفکری که از ایرانی جز ساخت آفتابه و آبگوشت بزباش و قرمه سبزی انتظار دیگری ندارد. چیزی نیست ، این همه خودتحقیری و ایران تحقیری در مرگ پیروز درد جای چنگ پنجه های پیروز بر صورت جماعتی است که اعتماد به نفس ملی مثل استخوانی توی گلو راه نفسشان را بریده و مثل خاری توی چشم کورشان کرده است. مشکل مازوخیسمها با خود پیروز است نه مرگ پیروز. پیروز چوب لای چرخشان است. پیروز تیغ فرو رفته در دستشان است. پیروز سنگ جلوی پا و دود در چشمشان است. 🔹مشکل اینها با هرچیزی است که غرور یک ملت را سرجای خود بازگرداند. "غرور" و "اعتماد به نفس ملی" همان کالایی است که ۴۴ سال قبل برای به دست آوردنش انقلاب کردیم و در این ۴۴ سال نیز همه کار کرده اند تا آن را از ما بدزدند. ❓اصلا تا حالا فکر کردید چرا صادق زیباکلام به عنوان سخنگوی بخش زیادی از روشنفکران ایرانی گفت: " هر وقت تیم ملی در بازی های بین المللی شکست می خورد کیف می کنم "؟ پاسخش همینجاست: این جماعت با هرآنچه اعتماد به نفس ملی و "ما می توانیم" یک جامعه را زنده کند مخالف اند. می خواهد هسته ای باشد، می خواهد موشکی باشد یا تولد توله یوز ایرانی و یا حتی برد تیم ملی فوتبال در جام جهانی...! فرقی ندارد. اینها این جامعه را "توسری خور" می خواهند تا دو دستی تقدیم آمریکا کنند. 🗞تاریخ نشان داده کشوری که اعتماد به نفس ملی اش را پیدا کند زیر بار تحمیل و زور نمی رود، چه ترکمنچای چه برجام. اما اینها وقتی بر یک ملت تحمیل می شود که اول از همه اعتماد به نفسش را بزنند، اول از همه تحقیرش کنند، توی سرش بزنند. بگویند ایرانی لولهنگ هم نمی تواند بسازد، حد توان ایرانی ساخت آبگوشت بزباش است و قس علی هذا. 🐯پیروز زنده اش هم برای این جماعت درد داشت. چرا که این بار این پیروز بود که اعتماد به نفس ملی ، این هدیه بزرگ را برای ما به ارمغان آورد ... ✔️البته خواندیم و شنیدیم باز هم بزودی خواهر و برادر پیروز متولد میشود. این تولد پیشاپیش مبارکمان باشد و بیچاره آنها که تولد هر توله یوز ایرانی با دانش و فن ایرانی مثل پتکی بر فرقشان فرود می آید. ✋ 🔖 🔖 🖇 •••👇👇👇••• 🆔 Eitaa.com/Samen_Razavi 🆔 Rubika.ir/Samen_Razavi 🆔 Splus.ir/Samen_Razavi 🆔 T.me/Samen_Razavi 🍃 📌🍃
🇮🇷 🎨 | پیروز اگر زمان پهلوی بود...🙂 ❄️🌹❄️ | 🆔 http://eitaa.com/meyarpb 🆔 http://rubika.ir/meyar_pb
[• 🌠 •] 🔴 آیا با مرگ ، نسل ایرانی منقرض شد؟! خیر. بیش از 60 یوزپلنگ همچنان در زندگی میکند. 🔸20-30 یوز در پارک ملی توران حفاظت شده زندگی میکنند از جمله با پاکسازی سگها. متاسفانه قاتل بسیاری از حیوانات از جمله یوزپلنگ است و رشد بیش از حد سگهای ولگرد باعث مرگ حیات وحش از جمله یوزها میشود. (ردیابی کنید علت کمک بعضیها خصوصا سلبریتیها به رشد سگها را) ✋ 🔖 🔖 •••👇👇👇••• 🆔 Eitaa.com/Samen_Razavi 🆔 Rubika.ir/Samen_Razavi 🆔 Splus.ir/Samen_Razavi 🆔 T.me/Samen_Razavi 🍃 📌🍃
☘ سلام بر ابراهیم ☘ 💥قسمت ششم : پهلوان ( ۱ ) ✔️ راوی : حسین الله کرم 🔸سيد حسين طحامي کشت يگير جهان به زورخانه ما آمده بود و با بچه ها ميکرد.هر چند مدتي بود که سيد به مسابقات قهرماني نميرفت، اما هنوز بدني بسيار ورزيده و قوي داشت. بعد از پايان رو کرد به حاج حسن و گفت: حاجي، کسي هست با من کشتي بگيره؟ حاج حسن نگاهي به بچه ها کرد و گفت: ، بعد هم اشاره کرد؛ برو وسط گود. معمولاً در کشتي پهلواني، حريفي که زمين بخورد، يا خاک شود ميبازد. 🔸کشتي شروع شد. همه ما تماشا ميکرديم. مدتي طولاني دو کشتيگير درگير بودند. اما هيچکدام زمين نخوردند.فشار زيادي به هر دو نفرشان آمد، اما هيچکدام نتوانست حريفش را مغلوب كند، اين کشتي پيروز نداشت. 🔸بعد از کشتي سيد حسين بلندبلند ميگفت: بارک الله، بارک الله، چه شجاعي، ماشاءالله پهلوون! ٭٭٭ 🔸ورزش تمام شده بود. حاج حسن خيره خيره به صورت نگاه ميکرد. آمد جلو و باتعجب گفت: چيزي شده حاجي!؟ حاج حسن هم بعد از چند لحظه سکوت گفت: تو قديمهاي اين تهرون، دو تا بودند به نامهاي حاج سيد حسن رزاّز و حاج صادق بلور فروش، اونها خيلي با هم دوست و رفيق بودند. 🔸توي کشتي هم هيچکس حريفشان نبود. اما مهمتر از همه اين بود که بنده هاي خالصي براي خدا بودند. هميشه قبل از شروع کارشان رو با چند آيه قرآن و يه روضه مختصر و با چشمان اشک آلود براي آقا اباعبدالله شروع ميکردند. نَفَس گرم حاج محمد صادق و حاج سيد حسن، مريض شفا ميداد. 🔸بعد ادامه داد: ، من تو رو يه پهلوون ميدونم مثل اونها! هم لبخندي زد و گفت: نه حاجي، ما کجا و اونها کجا.بعضي از بچه ها از اينکه حاج حسن اينطور از ابراهيم تعريف ميکرد،ناراحت شدند. 🔸فرداي آن روز پنج از يکي از زورخانه هاي تهران به آنجا آمدند. قرار شد بعد از با بچه هاي ما کشتي بگيرند. همه قبول کردند که حاج حسن داور شود. بعداز کشتيها شروع شد. 🔸چهار مسابقه برگزار شد، دو کشتي را بچهدهاي ما بردند، دو تا هم آنها. اما در کشتي آخركمي شلوغ کاري شد! آنها سرحاج حسن داد ميزدند. حاج حسن هم خيلي ناراحت شده بود.من دقت کردم و ديدم کشتي بعدي بين ابراهيم و يکي از بچه هاي مهمان است. آنها هم که ابراهيم را خوب ميشناختند مطمئن بودند که ميبازند.براي همين شلوغ کاري کردند که اگر باختند تقصير را بيندازند گردن داور! 🔸همه عصباني بودند. چند لحظه اي نگذشت که داخل گود آمد. با لبخندي که بر لب داشت با همه بچه هاي مهمان دست داد. آرامش به جمع ما برگشت. بعد هم گفت: من کشتي نميگيرم! همه با تعجب پرسيديم: چرا !؟ 🔸كمي مكث كرد و به آرامي گفت: دوستي و رفاقت ما خيلي بيشتر از اين حرفها وكارها ارزش داره! بعد هم دست حاج حسن را بوسيد و با يك پايان کشتيها را اعلام کرد. شايد در آن روز برنده و بازنده نداشتيم. اما برنده واقعي فقط ابراهيم بود. وقتي هم ميخواستيم لباس بپوشيم و برويم. حاج حسن همه ما را صدا کرد و گفت: فهميديد چرا گفتم ابراهيم پهلوانه!؟ 🔸ما همه ساکت بوديم، حاج حسن ادامه داد: ببينيد بچه ها، پهلواني يعني همين کاري که امروز ديديد. امروز با نَفس خودش کشتي گرفت و شد. ابراهيم به خاطر خدا با اونها کشتي نگرفت و با اين کار جلوي کينه و دعوا را گرفت. بچه ها پهلواني يعني همين کاري که امروز ديديد. 📚 منبع : کتاب سلام بر ابراهیم 👉 شهید کنگره شهدای شهرستان خرمدره https://eitaa.com/kongere_shohada