📝🍃
🍃
•[ #نهضت_روشنگری_ثامن 🎤 ]•
┓ 🖌┏ #یادداشت
┛┗موضوع: مشکل، پیروز است یا مرگ پیروز!؟
✍️ #صفرمرزی
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
🇮🇷 پیروز، چه اسم با مسمایی... زنده باشد یا نباشد آنچه که همیشه هست احساس غرور این پیروزی است.
ایران با پیروز کاری کرد که دنیا تجربه انجام آن را ندارد. تجربه و دانش تکثیر نسل یوز ایرانی مثل پلنگ چنگ انداخته است بر صورت تفکری که از ایرانی جز ساخت آفتابه و آبگوشت بزباش و قرمه سبزی انتظار دیگری ندارد.
چیزی نیست ، این همه خودتحقیری و ایران تحقیری در مرگ پیروز درد جای چنگ پنجه های پیروز بر صورت جماعتی است که اعتماد به نفس ملی مثل استخوانی توی گلو راه نفسشان را بریده و مثل خاری توی چشم کورشان کرده است.
مشکل مازوخیسمها با خود پیروز است نه مرگ پیروز. پیروز چوب لای چرخشان است. پیروز تیغ فرو رفته در دستشان است. پیروز سنگ جلوی پا و دود در چشمشان است.
🔹مشکل اینها با هرچیزی است که غرور یک ملت را سرجای خود بازگرداند. "غرور" و "اعتماد به نفس ملی" همان کالایی است که ۴۴ سال قبل برای به دست آوردنش انقلاب کردیم و در این ۴۴ سال نیز همه کار کرده اند تا آن را از ما بدزدند.
❓اصلا تا حالا فکر کردید چرا صادق زیباکلام به عنوان سخنگوی بخش زیادی از روشنفکران ایرانی گفت: " هر وقت تیم ملی در بازی های بین المللی شکست می خورد کیف می کنم "؟
پاسخش همینجاست: این جماعت با هرآنچه اعتماد به نفس ملی و "ما می توانیم" یک جامعه را زنده کند مخالف اند. می خواهد هسته ای باشد، می خواهد موشکی باشد یا تولد توله یوز ایرانی و یا حتی برد تیم ملی فوتبال در جام جهانی...! فرقی ندارد. اینها این جامعه را "توسری خور" می خواهند تا دو دستی تقدیم آمریکا کنند.
🗞تاریخ نشان داده کشوری که اعتماد به نفس ملی اش را پیدا کند زیر بار تحمیل و زور نمی رود، چه ترکمنچای چه برجام. اما اینها وقتی بر یک ملت تحمیل می شود که اول از همه اعتماد به نفسش را بزنند، اول از همه تحقیرش کنند، توی سرش بزنند. بگویند ایرانی لولهنگ هم نمی تواند بسازد، حد توان ایرانی ساخت آبگوشت بزباش است و قس علی هذا.
🐯پیروز زنده اش هم برای این جماعت درد داشت. چرا که این بار این پیروز بود که اعتماد به نفس ملی ، این هدیه بزرگ را برای ما به ارمغان آورد ...
✔️البته خواندیم و شنیدیم باز هم بزودی خواهر و برادر پیروز متولد میشود. این تولد پیشاپیش مبارکمان باشد و بیچاره آنها که تولد هر توله یوز ایرانی با دانش و فن ایرانی مثل پتکی بر فرقشان فرود می آید.
✋ #لبیک_یا_خامنه_ای
🔖 #مجازی #جهاد_تبیین
🔖 #پیروز #ایران_قوی
🖇 #روشنگری #ثامن
•••👇👇👇•••
🆔 Eitaa.com/Samen_Razavi
🆔 Rubika.ir/Samen_Razavi
🆔 Splus.ir/Samen_Razavi
🆔 T.me/Samen_Razavi
🍃
📌🍃
🇮🇷
🎨 #کاریکاتور | پیروز اگر زمان پهلوی بود...🙂
❄️🌹❄️
#پیروز | #یوز_ایرانی
🆔 http://eitaa.com/meyarpb
🆔 http://rubika.ir/meyar_pb
[• 🌠 #عکس_نوشت •]
🔴 آیا با مرگ #پیروز، نسل #یوزپلنگ ایرانی منقرض شد؟!
خیر. بیش از 60 یوزپلنگ همچنان در #ایران زندگی میکند.
🔸20-30 یوز در پارک ملی توران حفاظت شده زندگی میکنند از جمله با پاکسازی سگها. متاسفانه #سگ قاتل بسیاری از حیوانات از جمله یوزپلنگ است و رشد بیش از حد سگهای ولگرد باعث مرگ حیات وحش از جمله یوزها میشود. (ردیابی کنید علت کمک بعضیها خصوصا سلبریتیها به رشد سگها را)
✋ #لبیک_یا_خامنه_ای
🔖 #پیروز #یوزپلنگ_ایرانی
🔖 #ثامن #جهاد_تبیین
•••👇👇👇•••
🆔 Eitaa.com/Samen_Razavi
🆔 Rubika.ir/Samen_Razavi
🆔 Splus.ir/Samen_Razavi
🆔 T.me/Samen_Razavi
🍃
📌🍃
☘ سلام بر ابراهیم ☘
💥قسمت ششم : پهلوان ( ۱ )
✔️ راوی : حسین الله کرم
🔸سيد حسين طحامي کشت يگير #قهرمان جهان به زورخانه ما آمده بود و با بچه ها #ورزش ميکرد.هر چند مدتي بود که سيد به مسابقات قهرماني نميرفت، اما هنوز بدني بسيار ورزيده و قوي داشت. بعد از پايان #ورزش رو کرد به حاج حسن و گفت: حاجي، کسي هست با من کشتي بگيره؟
حاج حسن نگاهي به بچه ها کرد و گفت: #ابراهيم، بعد هم اشاره کرد؛ برو وسط گود.
معمولاً در کشتي پهلواني، حريفي که زمين بخورد، يا خاک شود ميبازد.
🔸کشتي شروع شد. همه ما تماشا ميکرديم. مدتي طولاني دو کشتيگير درگير بودند. اما هيچکدام زمين نخوردند.فشار زيادي به هر دو نفرشان آمد، اما هيچکدام نتوانست حريفش را مغلوب كند، اين کشتي پيروز نداشت.
🔸بعد از کشتي سيد حسين بلندبلند ميگفت: بارک الله، بارک الله، چه #جوان شجاعي، ماشاءالله پهلوون!
٭٭٭
🔸ورزش تمام شده بود. حاج حسن خيره خيره به صورت #ابراهيم نگاه ميکرد.#ابراهيم آمد جلو و باتعجب گفت: چيزي شده حاجي!؟ حاج حسن هم بعد از چند لحظه سکوت گفت: تو قديمهاي اين تهرون، دو تا #پهلوون بودند به نامهاي حاج سيد حسن رزاّز و حاج صادق بلور فروش، اونها خيلي با هم دوست و رفيق بودند.
🔸توي کشتي هم هيچکس حريفشان نبود. اما مهمتر از همه اين بود که بنده هاي خالصي براي خدا بودند.
هميشه قبل از شروع #ورزش کارشان رو با چند آيه قرآن و يه روضه مختصر و با چشمان اشک آلود براي آقا اباعبدالله شروع ميکردند. نَفَس گرم
حاج محمد صادق و حاج سيد حسن، مريض شفا ميداد.
🔸بعد ادامه داد: #ابراهيم، من تو رو يه پهلوون ميدونم مثل اونها! #ابراهيم هم لبخندي زد و گفت: نه حاجي، ما کجا و اونها کجا.بعضي از بچه ها از اينکه حاج حسن اينطور از ابراهيم تعريف ميکرد،ناراحت شدند.
🔸فرداي آن روز پنج #پهلوان از يکي از زورخانه هاي تهران به آنجا آمدند. قرار شد بعد از #ورزش با بچه هاي ما کشتي بگيرند. همه قبول کردند که حاج حسن داور شود. بعداز #ورزش کشتيها شروع شد.
🔸چهار مسابقه برگزار شد، دو کشتي را بچهدهاي ما بردند، دو تا هم آنها. اما در کشتي آخركمي شلوغ کاري شد! آنها سرحاج حسن داد ميزدند. حاج حسن هم خيلي ناراحت شده بود.من دقت کردم و ديدم کشتي بعدي بين ابراهيم و يکي از بچه هاي مهمان است. آنها هم که ابراهيم را خوب ميشناختند مطمئن بودند که ميبازند.براي همين شلوغ کاري کردند که اگر باختند تقصير را بيندازند گردن داور!
🔸همه عصباني بودند. چند لحظه اي نگذشت که #ابراهيم داخل گود آمد. با لبخندي که بر لب داشت با همه بچه هاي مهمان دست داد. آرامش به جمع ما برگشت. بعد هم گفت: من کشتي نميگيرم! همه با تعجب پرسيديم: چرا !؟
🔸كمي مكث كرد و به آرامي گفت: دوستي و رفاقت ما خيلي بيشتر از اين حرفها وكارها ارزش داره! بعد هم دست حاج حسن را بوسيد و با يك #صلوات پايان کشتيها را اعلام کرد.
شايد در آن روز برنده و بازنده نداشتيم. اما برنده واقعي فقط ابراهيم بود.
وقتي هم ميخواستيم لباس بپوشيم و برويم. حاج حسن همه ما را صدا کرد و گفت: فهميديد چرا گفتم ابراهيم پهلوانه!؟
🔸ما همه ساکت بوديم، حاج حسن ادامه داد: ببينيد بچه ها، پهلواني يعني همين کاري که امروز ديديد. #ابراهيم امروز با نَفس خودش کشتي گرفت و #پيروز شد.
ابراهيم به خاطر خدا با اونها کشتي نگرفت و با اين کار جلوي کينه و دعوا را گرفت. بچه ها پهلواني يعني همين کاري که امروز ديديد.
📚 منبع : کتاب سلام بر ابراهیم 👉
شهید #ابراهیم_هادی
کنگره شهدای شهرستان خرمدره
https://eitaa.com/kongere_shohada