📕 رمان #آنگارد
🔻قسمت صدوچهلوپنجم
▪هنوز هر لحظه چشمم را میبستم، دست و پا زدنهای شاهرخ را میدیدم ولی او میخواست از کسی که دیگر نبود تا از خودش دفاع کند، انتقام بگیرد!
▫انگشت اشاره را رو به صورتش گرفتم و با هر چه نفس باقی مانده بود، خط و نشان کشیدم: «تو حق نداری...» و صدای راننده که همهچیز را به هم ریخت: «چند دیقه دیگر میرسیم بندر... شالت رو سر کن...»
▪تمام حرصم روی انگشتم جا ماند و امیر به همین انگشتی که سمتش تیز کرده بودم، یک پوزخند زد: «من فقط چیزی که میدونستم، بهت گفتم... مسئول باور کردنش نیستم.»
▫دوباره به صندلی تکیه زد؛ از شیشه خیره به طلوع کُند آفتاب، ساکت ماند ولی من دلم میخواست عقدۀ تمام تهمتهایی که بارِ من و شاهرخ کرده بود، سرش فریاد بکشم!
▪نیمرخ صورتش در امتداد تیغ نوری که شیشه را بریده بود، درست پیدا نبود اما انگشتها مدام باز و بسته میشد؛ شبیه تیکتاک ساعتی که روی مغزم رژه میرفت تا چند دقیقه بعد که ماشین ایستاد.
▫در گرگومیش هوای مِه گرفته، فقط سایۀ کانتینرهای باری پیدا بود و سیاهی جرثقیلهایی که روی کشتیها چنگ انداخته بودند؛ صحنهای که از هر سکانس فیلم ترسناکی، بدتر بود!
▪امیر دستکشها را دست کرد، عینک دودی را زد و از ماشین پایین رفت، راننده در را باز کرد تا پیاده شوم و خودش پشت سر ما راه افتاد.
▫خبری از برف و باران نبود ولی سرما مثل تگرگ به صورتم میخورد؛ کلاه کاپشن را روی سرم کشیدم، قدمهایم از ترس مقصدی که خبر نداشت، به زمین چسبید و اصلاً من داشتم کجا میرفتم؟!
▪پروژکتورهای بزرگ، روی پایههای بلند، زمین آسفالتی و خیسِ اسلکه را فقط کمی روشن کرده بود؛ در همین روشناییِ مبهم، لکههای آب و روغن را زیر پایم میدیدم، صدای ممتد موتور و بوق کامیونها و بازوهای جرثقیلی که انگار آهن روی آهن میکشیدند.
▫هر چه نفس میکشیدم، بدتر از تکههای یخ در سینهام سنگ میشد و بوی روغن و آب دریا و دود، خفهترم میکرد.
▪رمقی به قدمهایم نبود؛ بین قامت این دو مرد، مثل یک زندانیِ بیدستبند، کشیده میشدم و نرسیده به اولین گیت ورودی، هر دو ایستادند.
▫راننده نگاهی به ساعتش کرد، آنطرف گیت سرک کشید و با صدایی خسته خبر داد: «وصلتون میکنم به تکنیسین یکی از کشتیهای ترکیه... از اینجا به بعد با اونه.»
▫انگار امیر خبر داشت؛ فقط سرش را به نشانۀ تأیید تکان داد ولی من هر چه میخواستم ثابت بایستم، نمیشد؛ سرما تا آخرین استخوانم رسیده بود و ساق پاها بد میلرزید.
▪هر دو دستم را در جیب فرو کردم و امیر یک قدم نزدیکتر شد: «الان سوار میشیم...»
▫نمیدانست من از ترس همین سوار شدن، دارم میمیرم! اصلاً بین اینهمه کشتی باری و کانتینر، قرار بود کجا سوار شوم؟
▪باد به حدی شدید بود که نمیتوانستم سرِ پا بمانم؛ سر و گردن و شانه، همه در هم خرد شده بود و شاید از وحشت داشتم بیهوش میشدم!
▫سرش را کمی خم کرد تا صورتم را بهتر ببیند و قبل از اینکه حرفی بزند، صدایی غریبه گوشش را تیز کرد: «دو نفر با هم نمیشه... فقط یکی...»...
📖 ادامه دارد...
✍️ نویسنده: فاطمه ولینژاد
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻مهم و فوری؛ رسانههای اسرائیل ترک سالن هنگام حضور نتانیاهو را به اسم پزشکیان فاکتور کردند
در حالی که تقریباً تمام هیئتهای نمایندگی کشورهای دنیا، با حضور جلاد آدمکش و تروریست اسرائیل، صحن عمومی سازمان ملل را ترک کردن و مورد تشویق خبرنگاران قرار گرفتند، اکانت ایران لایو نیوز (وابسته به ایندیپندنتِ فارسیِ کاملیا انتخابیفر، همخانه قدیم علی دایی و خبرنگار قدیم مجله و روزنامه فائزه هاشمی و موسویخوئینیها) و مستقر در تلآویو، فیلم ترک سالن هنگام سخنرانی نتانیاهو در سال قبل رو به اسم ترک سالن هنگام سخنرانی پزشکیان قالب کرد!
بدون اینکه توضیحی بابت پیراهن سفید و کراوات نتانیاهو که در فیلم مشخص است داشته باشند. ( پزشکیان پیراهن مشکی داشت)
این همان اسرائیل تروریست و دروغگو بدون روتوش است./ آقای نفوذی
973.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقای رئیس جمهور از شما ممنونیم که آقای شهیدمان را فراموش نکردی!😭
🔰سخنگوی سپاه: رئیسجمهور ما پیام اقتدار ملت ایران را در قلب نظام استکبار باز تولید کرد
سردار محبی:
🔹️رئیسجمهور ما امروز در قلب نظام استکبار، پیام قدرت، غرور، عزت و امید ملتی را باز تولید کرد که هفت ماه مثل کوه، اقتدار را در اوج مظلومیت، پیش چشم مردم دنیا تصویر کردهاند.
🔹️ما با اتکا به همین یکپارچگی از عالیترین مقام اجرایی کشور تا رزمندگان سلحشور در میدان، و مردم مبعوث در خیابان دشمن را مأیوس و آیندهمان را بهتر از گذشته خواهیم ساخت.
حاج منصور ارضیعاشورا ارضی.mp3
زمان:
حجم:
11.7M
﷽
زیـارت عــاشـورا 📻
السّلام عَلیَ الحُسَین و عَلی علیِّ ابن الحُسَین و عَلی اوْلادِ الحُسَین و عَلی اَصحابِ الحُسَین.
زاکانی: سخنرانی شجاعانه پزشکیان، پاسخی به اظهارات زشت ترامپ بود
شهردار تهران:
🔹سخنرانی شجاعانه رئیسجمهور در سازمان ملل، پاسخی محکم به اظهارات زشت ترامپ علیه ملت ایران بود و نشان داد پروژه اختلال در محاسبات مسئولان کشور ناکام مانده است.
🔹آقای پزشکیان؛ سربلند باشی که یاد امام شهید و شهدای مظلوممان را در سازمان ملل زنده کردی.
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔷 پزشکیان کتاب «کمک آمریکایی به مردم ایران» را به رئیس جمهور سوئیس اهدا کرد.
🔹در این کتابچه، تصاویری از جنایات آمریکا در حمله به اهداف غیرنظامی در ایران به تصویر کشیده شده است.
640.1K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰بعد از به خاک مالیدن بینی آمریکا در سازمان ملل نگاه استیل گَنگو