📕 رمان #آنگارد
🔻قسمت صدوپنجاهویکم
▪بالبال میزدم زودتر جواب دهد ولی شاید هنوز در شوک حال من بود؛ با چند لحظه تاخیر، تماس را وصل کرد و صدایی که اصلاً صاف نبود: «سوار شدیم...»
▫نگاهم به دهانش بود تا فقط یک کلمه اسمی از شاهرخ ببرد ولی او فقط گوش میکرد، یک دقیقه بعد تماس تمام شد و من با نفسهایی خیس پرسیدم: «شاهرخ؟...»
▪سرش را به نشانۀ جواب منفی بالا گرفت و بیخیال هر خبری، حرف را به حال خراب خودش کشید: «من خیلی وقته دلیلی برای ادامه دادن ندارم... ولی اونشب وقتی فهمیدم تا چند دیقه دیگه، قراره یه آدم جلوم کشته بشه، همه چی فرق کرد... من اونجا بودم و خبر داشتم... هر کاری کردم حریف دلم نشدم...»
▫نگاهش به من نبود؛ روی دیوارها هم نبود، اصلاً معلوم نبود کجا را نگاه میکند و لحنش هم شبیه هیچکدام از حرفزدنهای قبلی نبود: «عادت ندارم خودمو ثابت کنم... برام مهم نیس باور کنی... شاید سالها بگذره... ولی بلاخره میفهمی من فقط داشتم کمکت میکردم...»
▪ضربآهنگ کلماتش، ضربان قلبم را کُندتر کرده بود؛ بیاختیار دنبال جملاتش کشیده میشدم و او در حساسترین جای ممکن، ایستاد: «من زندگیمو شیش ماه پیش از دست دادم... فقط یخورده خرت و پرت مونده بود که اونم دیگه ندارم... الانم فقط به یه چیز فکر میکنم... این دختری که خیلی اتفاقی مجبور شدم نجاتش بدم، سالم برسه به ایران... بعدش دیگه مهم نیس واسه من چی پیش میاد ولی تو باید برگردی...»
▫لبهایش کمی از هم فاصله گرفت؛ اول قفسۀ سینه حرکت کرد، بعد نفسی که به زحمت بیرون زد و صدایی که به سختی شنیده میشد: «من سالها رو پروندۀ انصاریها کار کردم... تو هم اول فقط یه بخشی از این پرونده بودی... یه قهرمان ملی که قرار بود بشه عروس انصاری... اما از شبی که صدای گلولهها رو کنار گوشم شنیدم و بین همون گلولهها تو رو کشیدم بیرون... همه چی عوض شد... دیگه نمیشه تا ته خط نرم... باید چیزی که با چنگ و دندون تا اینجا رسوندم، تا آخرش ببرم...»
▪لبهایش هنوز از هم جدا بود ولی کلمات جا ماند؛ به جای هر چه نشد بگوید، یک نفس کوتاه کشید و من با صدایی که از گریه خش افتاده بود، پرسیدم: «اگه خودم مخالف باشم... چی؟»
▫فقط یک طرف لبش بالا رفت؛ اصلاً شبیه لبخند نبود، آخرِ درد بود: «من یاد گرفتم اگه جون کسی برام مهمه، به مخالفتش اهمیتی ندم... شاید فکر کنی دیکتاتورم ولی اختیاری که به قیمت از دست رفتن همهچی باشه، دموکراسی نیست!»
▪ذهنم حتی برای یک کلمۀ دیگر جا نداشت؛ با هر تکان این اتاقک، حالم بدتر به هم میخورد، چشمم را بستم و زیر لب پرسیدم: «چند روز طول میکشه؟» و جوابی که جانم را در جا گرفت: «چهارده روز...»...
📖 ادامه دارد...
✍️ نویسنده: فاطمه ولینژاد
🌷 پیامبر اکرم (صلیالله علیه وآله) :
✨ جبرئیل این دعا را بر من فرستاد ، در حالی که متبستم بود و گفت:
سلام بر تو...خدا هدیه ای برای تو فرستاده است…کلماتی است با گنج های عرش الهی:
🤲 يَا مَنْ أَظْهَرَ اَلْجَمِيلَ وَ سَتَرَ اَلْقَبِيحَ ، يَا مَنْ لَمْ يُؤَاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ وَ لَمْ يَهْتِكِ اَلسِّتْرَ، يَا عَظِيمَ اَلْعَفْوِ يَا حَسَنَ اَلتَّجَاوُزِ يَا وَاسِعَ اَلْمَغْفِرَة يَا بَاسِطَ اَلْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ يَا صَاحِبَ كُلِّ نَجْوَى وَ يَا مُنْتَهَى كُلِّ شکوی، يَا مُقِيلَ اَلْعَثَرَاتِ ، يَا كَرِيمَ اَلصَّفْحِ ، يَا عَظِيمَ اَلْمَنِّ ، يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اِسْتِحْقَاقِهَا يَا رَبَّنَا وَ يَا سَيِّدَنَا وَ يَا مَوْلاَنَا وَ يَا غَايَةَ رَغْبَتِنَا اَسْأَلُكَ يَا اَللَّهُ أَنْ لاَ تُشَوِّهَ خَلْقِي بِالنَّارِ.
📝 امام خمینی(ره) در آداب الصلوة :
✍ دعای یا من اظهرالجمیل، از کنوز عرش است و تحفه حق برای رسول خداست و برای هر یک از فقرات آن فضائل و ثوابهای بسیار است چنانچه در توحید صدوق آمده است
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خورشید طلوع خواهد کرد...🌤
#رهبر_شهید
🇮🇷 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🇮🇷
https://eitaa.com/samn910
❤️࿐✾✾🤍✾✾࿐💚
18.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔥 اهانت ممنوع! حمایت واجب!
✋ هیچکس حق ندارد به بهانههای سیاسی، به رئیسجمهور و دولتمردان اهانت کند.
❌ دعواهای خطی و جناحی را تمام کنید.
✅ همه با هم در دفاع از نظام اسلامی و ایران عظیم متحد شوید.
💎 خدمت به این مردم نعمت بزرگی است؛ پشت دولت را خالی نکنیم تا بار سنگین اداره کشور به مقصد برسد.
🇮🇷 همه با هم، در کنار هم، برای ایران
📌 #وحدت #ایران #دولت #اخلاق_سیاسی
https://eitaa.com/samn910
War report101 mohammadi37405.mp3
زمان:
حجم:
9.1M
🚨⚠️گزارش به روز رسانی وضعیت جنگ
✅ (گزارش آخرین وضعیت در حوزه مذاکرات و چین)
شماره 101- مهدی محمدی- ۴ مهر 1405
https://eitaa.com/samn910
War report102 mohammadi37405.mp3
زمان:
حجم:
7.2M
🚨⚠️گزارش به روز رسانی وضعیت جنگ
✅(گزارش آخرین وضعیت در حوزه نظامی و تحریم ها)
شماره 102- مهدی محمدی- ۴ مهر 1405
https://eitaa.com/samn910
هدایت شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔎 #رسم_بندگی | نکات معنوی و اخلاقی از زبان حضرت آیتالله سیّدمجتبی خامنهای رهبر معظّم انقلاب
🎞 فکر مرگ!
▪️یکی از چیزهایی که هادِم و مُعدِم تعلّق به دنیا است، فکر مرگ است؛ یعنی انسان یک لحظه تصوّر بکند که اگر من فکر میکنم که تا چهل سال دیگر هستم، خب الان من کجا هستم؟ چه وضعی دارم؟
▪️انسان میبیند به چه چیزهایی میتواند دل ببندد؛ مثلاً به فلان مطلب؛ خب این هم که تمام میشود میرود. چیزی که باقی است چیست؟ به آن باید دل ببندد.
▪️و بعضاً انسان نمیتواند از دلبستگیاش دست بردارد، امّا میفهمد این باطل است.
🗒 مجموعه #رسم_بندگی نکات معنوی و اخلاقی برگرفته از درسهای حضرت آیتالله سیّدمجتبی حسینی خامنهای است که به مرور توسط رسانه رهبر معظّم انقلاب منتشر خواهد شد.
💻 Rahbar.ir | #نماهنگ
16.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰دقایقی از آماده سازی اجلاسیه۲هزار نفری شهدای دهسد و شهید پاکپورو بیمارستان صحرایی در دهسد_خنداب
#موهبت_الهی
⭕️تولید شده در معاونت فضای مجازی بسیج شهرستان اراک
7.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸️روایت یک شهروند کویتی
از ضربات ایران به آمریکایی ها 😎👊🏻
#نور_امید
#روایت_فتح
https://eitaa.com/samn910
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 بلایی که تحت عنوان دختران مستقل بر سر دختران این سرزمین آوردند
تو گوش دخترا پر میکردن برید کار کنید دستتون توی جیب خودتون باشه شوهر و آقابالاسر میخواید چیکار؟
کسایی که گوش کردن الان مثل این خانم شدن، معلومه مشکل اصلی این خانم پول نیست...
https://eitaa.com/samn910