eitaa logo
صبح نزدیک
98 دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
3هزار ویدیو
78 فایل
صبح نزدیک است، نزدیک است، نزدیک است شستشو کن چشم را با شبنمی دیگر صبح نزدیک است محکم‌تر قدم بردار می‌رسیم ای همسفر، تنها کمی دیگر... 🌍 اللّٰھـُم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجْـ 🌤 ادمین پاسخگو @ms8591 لینک دعوت
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸 💖رمان سامری_در_فیسبوک💖 قسمت ۳۹ و ۴۰ زمان به سرعت میگذشت و احمد همبوشی همچنان تحت آموزشهای خاص قرار داشت حالا به تمام جوانب رسانه های مجازی که تنوع چندانی هم نداشتند آگاه شده بود و خوب میدانست که دنیا به سمتی میرود که رسانه حرف اول را میزند و در آینده ای نه چندان دور میدان جنگ نه در عالم واقعی بلکه در عالم مجازی ایجاد میشود. حالا او به تمام کتابهایی که قرار بود با نام او چاپ شود تسلط و اشراف داشت و با مطالعه کتابهای خطی که تحت اختیارش قرار میگرفت، خودش هم نظریه ارائه میداد و گاهی مطالب کتاب را با دلخواه و البته صلاحدید اربابش تغییر میداد. امروز قراری با مایکل داشت، مثل همیشه یکی از کت و شلوارهایش را که شیری رنگ بود با پیراهن کرم و کروات قهوه ای پوشید و نگاهی در آینهٔ قدی که در دل دیوار قرار داشت انداخت و وقتی مطمئن شد شیک و مرتب است از آپارتمان خارج شد، به نظرش این جلسه، جلسهٔ مهمی بود و مایکل به او گفته بود که باید با شخص خاصی ملاقات کند. نیمساعتی به قرار مانده بود و احمد ترجیح میداد که فاصله آپارتمان تا محل قرارش را پیاده برود، در کمتر از بیست دقیقه خود را به محل قرارش رساند، جایی که حدس میزد همان مکانی باشد که در ابتدای ورودش به اسرائیل او را با چشم بسته به آنجا برده بودند. احمد وارد ساختمان شد و مستقیم به اتاق مایکل رفت، تقه ای به در زد و با بلند شدن صدای مایکل در را باز کرد و داخل شد. مایکل پشت میزش نشسته بود و غرق مطالعهٔ برگه های جلویش بود که بی شک پرونده ای سرّی بود. با ورود احمد، مایکل از جا برخواست و احمد میخواست به سمت مبل چرمی که روبه روی میز مایکل قرار داشت برود که مایکل با اشاره دست به او فهماند که وقت نشستن نیست و همانطور که کیفش را از روی میز برمی داشت گفت: _آفرین، سر وقت رسیدی، همراه من بیا، باید به دیدار کسی برویم، بین راه همه چیز را برایت توضیح میدهم. احمد چشمی گفت و از اتاق بیرون آمدند و همراه مایکل از ساختمان خارج شدند. ماشینی با شیشه های دودی اماده جلوی در انتظار آنها را میکشید. راننده به محض دیدن مایکل از ماشین پیاده شد و در عقب را برای او باز کرد و احمد هم از در دیگر کنار مایکل نشست. هنوز در ماشین را نبسته بود که راننده با چشم بندی در دست به سمت او آمد و اشاره کرد که چشم بند را به چشمهایش بزند، احمد همبوشی هم مثل یک ربات، چشمی گفت و چشم بند را بست. ماشین حرکت کرد و مایکل گفت: _از اینکه چشم هایت را بستیم ناراحت نشو این برای امنیت خودت است، چون به جایی میروی که از مکان های مخفی ماست و اگر اطلاعاتی راجع به آن داشته باشی برای خودت بد میشود. احمد سری تکان داد وگفت: _درک می کنم، فقط اگر امکان دارد بفرمایید به دیدار چه کسی میرویم. مایکل به پشتی صندلی تکیه داد و گفت: _ببین احمد همبوشی یا بهتر است بگویم ، چون قرار است با این اسم راه بیاندازی، ما برای اینکه موفقیت مأموریت تو را تضمین کنیم، باید تو را به انواع سلاح های مادی و معنوی مجهز کنیم، تو قرار است ادعاهای بزرگی بکنی پس مریدانت از تو انتظار دارند تا کارهایی بزرگی انجام دهی، مثل این است که پیامبری برگزیده میشود و یارانش از او معجزه می خواهند و ما میخواهیم تو را مجهز به این سلاح کنیم. احمد که هر فکری را میکرد غیر از این، آشکارا یکّه ای خورد و گفت: _به راستی مرا مجهز به معجزه میکنید یا می خواهید شعبده یادم دهید تا در بین مردم آن را معجزه جلوه دهم؟! مایکل نفسش را آرام بیرون داد و‌گفت: _میگویم معجزه! من از شعبده حرف زدم؟! صبر کن تا ساعتی دیگر همه چیز برایت روشن میشود. ماشین غرق در سکوت بود و به پیش میرفت از حرکت یکنواخت آن میشد فهمید که مقصدشان جایی خارج از شهر تلاویو است.. دقایق برای احمدالحسن به کندی میگذشت، او دوست داشت اطلاعات بیشتری راجع به این دیدار مخفی و عجیب داشته باشد اما ترس از برخورد مایکل مانع میشد که سؤالاتش را بپرسد. بالاخره بعد از گذشت ساعتی، سرو صدای شهر در گوش او‌ پیچید و ماشین متوقف شد. راننده در عقب را باز کرد و به احمد کمک کرد تا پیاده شود، با راهنمایی مایکل، در حالیکه بازوی احمد در دستان راننده بود وارد ساختمانی شدند. آهنگ قدمهایی که در فضا پخش میشد به احمد می فهمانید که در جایی سالن مانند حضور دارد، جایی بزرگ که احتمالا افراد کمی آنجا بودند چون جنب و جوشی که نشان دهد کسی آنجاست به گوش احمد نمیرسید. بعد از عبور از آن سالن.... نویسنده؛ طاهره‌سادات حسینی https://eitaa.com/samn910 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
12.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆👆‏این نگاه پیروزمندانه حاج حسین یکتای جنگ رفته و جنگ بلد در قبال جنگ اخیر و پیام رهبری را مقایسه کنید با نظرات چند مدعی جنگ نرفته که ادعای شکست و جام زهر دارند !!! ادعای ولایتمداری دارند اما فرسنگها از مبانی رهبری دور هستند https://eitaa.com/samn910
🔴فایننشال تایمز: حملات اسراییل به تأسیسات هسته‌ای ایران که نماد غرور ملی این کشور هستند،به جای تضعیف رژیم به‌طور غیرمنتظره‌ای ملی‌گرایی ایرانی را بیدار کرده و وحدت مردمی را تقویت کرده است
🙏پیام تقدیر و تشکر رئیس ستاد کل نیروهای مسلح از حضور حماسی مردم در مراسم تشییع شهدای اقتدار سرلشکر موسوی: 🔹حماسه حضور مردم غیور و زمان شناس در مراسم تشییع باشکوه شهدای والامقام اعم از مردان و زنان غیرنظامی و کودکان معصوم و بی‌گناه، دانشمندان هسته‌ای، بسیجیان سلحشور و فرزندان غیور ملت، سرداران و فرماندهان شجاع سرزمین مقدس ایران اسلامی، بار دیگر عزم راسخ ملت را در پایداری، مقاومت، ولایتمداری و میثاق با شهیدان برای تداوم راه آنان در برابر تجاوز دشمنان ایرانِ همیشه سرافراز را ثابت نمود. 🔹اینجانب ضمن تسلیت مجدد به خانواده‌های مکرم و معزز شهدا و آرزوی سلامتی برای مجروحان و آسیب‌دیدگان در تجاوز و جنگ تحمیلی توسط آمریکای خبیث و رژیم جنایتکار صهیونی، از شرکت آحاد مردم، دستگاه‌ها و سازمان‌های کشوری و لشکری و نهادهای مردمی در مراسم میلیونی و کم نظیر تشییع و وداع با شهدای عزیز و گرانقدر اقتدار تقدیر و تشکر می‌نمایم. | | | https://eitaa.com/samn910 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏠 | همه خوبان جمعند... 🖼 لحظاتی از دیدار فرماندهان شهید سلامی، حاجی‌زاده و کاظمی با رهبر معظم انقلاب 💻 Farsi.Khamenei.ir
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️شب سوم محرم منو بغل کن دوباره... 🔷و به یاد دختران شهدایی که بعد رفتنت، دوباره پدرشان شهـید‌ شد.. https://eitaa.com/samn910
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یا امام حسین به حق این ایام، خودت نگه دار فرزند عزیزت رو https://eitaa.com/samn910
52.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 کلیپ‎نوشت | غرور و انفعال جبههٔ مقاومت نه از پیروزی‌ها مغرور باید بشود، نه از شکست‌ها مأیوس باید بشود. ۱۴۰۳/۰۹/۲۱ 🎙 رهبر انقلاب اسلامی @t_manzome_f_r ▫️مجموعهٔ تبیین منظومهٔ فکری رهبری https://eitaa.com/samn910
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر سال «حاجی‌زاده» با ما سینه می‌زد. گریان و صاف و ساده با ما سینه می‌زد. 🇮🇷 یاد کردن حاج میثم مطیعی از در مراسم محرم ۱۴۰۴ 🏴 علیه السلام 🚩 با رمز یا حسین (علیه السلام) پیروز شدیم. https://eitaa.com/samn910
احسان عبادیجلسه دوم محرم مهدوی 404.mp3
زمان: حجم: 20.9M
🔰 جلسات ⬅️ جلسه دوم 👈 الگوگیری از یاران امام حسین (ع) برای یاری امام عصر (عج) پنجشنبه ، 5 تیر 1404 🎤 احسان عبادی 🔰 انقلابی باید قوی شود 🔰 @ma_va_o
احسان عبادیجلسه سوم محرم مهدوی 404.mp3
زمان: حجم: 28.1M
🔰 جلسات ⬅️ جلسه سوم / جمعه 6 تیر 👈شاخص های سبک زندگی عاشورایی برای داشتن یک زندگی مهدوی 🎤 احسان عبادی 🔰 انقلابی باید قوی شود 🔰 @ma_va_o
🏴 زیارتنامه حضرت رقیه سلام الله علیها بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّةَ،عَلَیْکِ التَّحِیَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِسـاءِ الْعالَمینَ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَدیجَةَ الْکُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللهِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ،اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَةِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا التَّقیّةُ النَّقیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الزَّکِیَّةُ الْفاضِلَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِیَّةُ، صَلَّى اللهُ عَلَیْکِ وَعَلى رُوحِکِ وَبَدَنِکِ، فَجَعَلَ اللهُ مَنْزِلَکِ وَ مَاْواکِ فِى الْجَنَّةِ مَعَ آبائِکِ وَاَجْدادِکِ، الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ،اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ، وَعَلَى الْمَلائِکَةِ الْحـافّینَ حَوْلَ حَرَمِکِ الشَّریفِ،وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ،وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ. | | | https://eitaa.com/samn910 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷