🔴 ترکیه به الجولانی اعلام کرد قصر ریاست جمهوری رو ترک کنه و پنهان شود...
اینا که میخواستند امپراتوری عثمانی رو احیا کنند
یکی بهشون بگه اینجوری احیا نمیکننا😄
@zekrroozane ذڪرروزانہ۔(3).mp3
زمان:
حجم:
7.6M
🕌 زیارت عاشورا
🎙 با نوای اباذر حلواجی
🚩 #زیارت_عاشورا
💠 درباره بانو بی بی شریفه خاتون
👈 دو نکته را توجه کنیم
1⃣ اثبات اینکه ایشان دختر #مستقیم امام حسن مجتبی علیه السلام باشند ، سخت است و در منابع قدیمی برای امام چنین دختری نام برده نشده.
👈 برخی احتمال می دهند از نوادگان یا فرزندان با چند واسطه امام حسن مجتبی علیه السلام باشند و اگر این صحیح باشد پس قاعدتا آن داستان که در مسیر اسرا از کوفه به شام به شهادت رسیدند نمی تواند درست باشد .
این هم که مردم عراق میگویند ایشان فرزند مستقیم امام حسن هست که نشد دلیل ‼️
الان در شهر آران و بیدگل هم امام زاده ای هست به اسم فاطمه بنت عسکری !!!!
در حالیکه امام عسکری طبق نقل معتبر فقط یک فرزند داشتند که آن هم امام عصر هست! بعد ایشان آران و بیدگل چه میکرد !!! وقتی کلا محاصره و تحت نظر بود و اجازه خروج از سامرا نداشت!!!
❌ در بحث علمی سند مهم هست، نه حرف مردم ‼️
2⃣ این ختم هایی که برای ایشان پخش شده در کانالها ❌ اصلا صحت ندارد ❌
✅ اما سوال مهم و جمع بندی
⁉️ آیا ایشان حاجت می دهند ⁉️
👈 طبیعی هست که نوادگان پاک معصومان بتوانند پیش ائمه واسطه شوند ، چه فرزند مستقیم آنها باشند مثل خانم #حضرت_معصومه سلام الله علیها ، چه فرزند با واسطه معصوم باشند.
👈 پس می شود به این شریفه خاتون توسل کرد تا پیش امام حسن مجتبی واسطه شوند.
👈 شیوه توسل خاصی هم ذکر نشده، شما می توانید صلوات یا زیارت عاشورا یا مقداری قرآن یا نذر مالی یا معنوی برای ایشان در نظر بگیرید و هدیه کنید و سپس از ایشان حاجت بخواهید.
❌ از سمت خودمان اعمال اختراع نکنیم ❌
✍ احسان عبادی
https://eitaa.com/samn910
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☘امام خامنه ای
پول لایق این نیست که هدف زندگی باشه..
https://eitaa.com/samn910
📢 رهبر انقلاب: دستگاههای نظامی و دیپلماسی کار خود را با قوت ادامه دهند اما با رعایت جهتگیریها. اعتراض به دستگاههای نظامی و دیپلماسی باید با لحن قابل قبول و بعد از اطلاعیابی باشد/ مسئولین با قوت تمام، با روحیهی کامل انشاءاللّه به کارهای خودشان ادامه بدهند.
🔹️حضرت آیتالله خامنهای، صبح امروز در دیدار مسئولان قوه قضائیه:
✏️ دستگاههای مسئول که امروز بحمداللّه مشغول کار هستند، چه دستگاههای مسئول در عرصهی نظامی، چه دستگاههای مسئولان در عرصهی دیپلماسی؛ هر دو لازم است، هر دو لازم است، به شکل درست با جهتگیری درست، هر دو لازم است. اینها بایستی با قوت کار خودشان را انجام بدهند منتها جهتگیریها را توجه کنند. به خصوص در عرصهی دیپلماسی جهتگیری خیلی مهم است. جهتگیریها کاملاً مراعات بشود، دقّت بشود، کار بشود و انجام بگیرد انشاءاللّه.
✏️ممکن است کسی در یک قضیهی مربوط به نظامی یا دیپلماسی یا غیره به یک مسئولی اعتراض داشته باشد، ما نمیگوییم اعتراض را نگویند. چرا، منتها اولاً لحنی که برای بیان اعتراض و بیان انتقاد انتخاب میشود لحن قابل قبولی باشد، ثانیاً بعد از تحقیق باشد. بعد از اطلاعیابی باشد. گاهی اوقات یک چیزهایی را، بعضی انسان، من میبینم در روزنامهها بعضی جاهای دیگر، میبینم بعضی یک حرفهایی میزنند، اعتراضهایی میکنند، ناشی از بیاطلاعی است، نمیدانند چه کار انجام گرفته یا چه کار باید انجام میگرفته و نشده، مثلاً انجام بگیرد. ناشی از بیاطلاعی است. اطلاع درست به دست بیاورند و با لحن مناسب نظراتشان را ابراز کنند. آن مسئولین هم با قوت تمام، با روحیهی کامل انشاءاللّه به کارهای خودشان ادامه بدهند. ۱۴۰۴/۰۴/۲۵
💻 Farsi.Khamenei.ir
📣 رهبر انقلاب، صبح امروز در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه:
👈 ولَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُه
👈 همه بدانند خدای متعال نصرت را برای ملّت ایران تضمین کرده است. ۱۴۰۴/۰۴/۲۵
💻 Farsi.Khamenei.ir
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اولین کسی که برای امام حسین (ع) مجلس عزاداری گرفت
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
💖رمان سامری_در_فیسبوک💖
قسمت ۸۹ و ۹۰
احمد همبوشی برای چندمین بار ایمیلش را چک کرد، اما نه...هنوز خبری نشده بود، پس نگاهش را از صفحه مانیتور گرفت و خیره به گوشی تلفن شد
و در یک لحظه تصمیمش را گرفت و علی رغم تمام سفارشات مایکل مبنی بر اینکه تا حد امکان تماس تلفنی نداشته باشند، گوشی را برداشت و شماره مایکل را گرفت.
بعد از شنیدن چند بوق، صدای مایکل در گوشی پیچید:
_الو! بفرمایید..
همبوشی با لحنی ترسان گفت:
_سلام آقای مایکل احمدالحسن هستم، براتون پیام گذاشتم اما مثل اینکه ایمیلتان را چک نکردید و چون اضطراری بود مجبور شدم تماس بگیرم.
مایکل اوفی کرد و گفت:
_سر ما شلوغ هست و مسائل خاورمیانه ما را بخودش مشغول کرده، بگو ببینم چیشده؟!
همبوشی آب دهنش را قورت داد و گفت:
_همانطور که میدانید، حیدرمشتت توی ایران به تله پلیس افتاده و مدتی هست که توی زندانهای ایران سرگردان هست..
مایکل به میان حرف همبوشی پرید و گفت:
_اینو که خبر دارم، مرتیکهٔ بی عرضه از پس یک حرّافی ساده هم برنیومد، اشتباه از تو بود، تو این رفیقت را بیشتر میشناختی، ما بهت تذکر دادیم که ایرانی ها آدمهای #باهوشی هستند و به این راحتی #فریب ما را نمیخورند و تاکید هم کردیم کسی را که برای تبلیغ میفرستی باید خیلی زیرک باشد که از پس ایرانی جماعت بربیاد، اما شما با این موضوع سهل انگارانه برخورد کردید و کسی را فرستادید که عرضه چنین کاری را نداشت.
همبوشی گوشی را به گوشش چسپاند و گفت:
_اولا بیشتر از همه به حیدرمشتت اعتماد داشتم، دوما مشتت را به عنوان یمانی ظهور معرفی کردیم، پس برای تبلیغ رفتن یمانی برای تبلیغ، بهترین گزینه هست.
مایکل با لحنی بیحوصله گفت:
_حالا که گند کارش دراومده، از ما چی میخواهی؟!
همبوشی کمی سکوت کرد و بعد گفت:
_راستش، حیدر مشتت از داخل زندان چند بار پیغام و پسغام داده که برای آزادی اش کاری کنیم و آخرین بار پیغام تهدید فرستاده که اگر برای رهاییاش کاری نکنیم، پتهٔ همه مان را روی آب میریزه و رسوامون میکنه..
مایکل با عصبانیت فریاد زد:
_غلط کرده مرتیکه احمق! چرا فکر میکنی ما کاری نکردیم؟! مدام توسط عواملمون توی ایران درحال بررسی شرایط موجود هستیم تا به نوعی از زندان بکشانیمش بیرون، البته خبرهایی هم داریم که زیپ دهنش را باز کرده و اعتراف کرده که گول خورده، این مرتیکه بیشعور برای ما یه #مهره_سوخته است، اگر داریم تلاش میکنیم که بیرون بیاریمش فقط و فقط برای اینه که بیش از این خرابکاری نکنه وگرنه وجودش برای ما اصلا ارزش نداره
و بعد لحنش را محکمتر کرد و گفت:
_همبوشی! تو هم حواست را جمع کن اگر زمانی مثل حیدر مشتت عمل کنی، شک نکن که تو هم از دور خارج میکنیم، این همه روی این کار سرمایه گذاری نکردیم که با اشتباه امثال شما همه چی برباد بره...
احمد همبوشی با استیصالی در صدایش گفت:
_چشم...چشم..من قول میدم به اون هدف اصلیمون برسیم فقط هر چی زودتر حیدر را از زندان ایران خلاص کنید
و بعد از زدن این حرف، صدای تلق گوشی آمد و بعد هم بوق ممتدی که نشانه پایان تماس بود در گوشش پیچید.
همبوشی داخل مکتب پشت مانیتور نشسته بود و خیره به مطالب روبه رویش پلک نمیزد، او می بایست تمام نظرات را بخواند
و مهم ترین نظرات مخالف را به کارگروه موساد ارجاع دهد تا با همکاری هم بهترین جواب را بدهد
در همین حین صدای شترق بستن در مکتب به گوش رسید، همبوشی با سرعت از جا بلند شد و میخواست بداند چه کسی در را بسته..
هنوز قدمی بر نداشته بود که هیکل حیدر مشتت در چارچوب در ظاهر شد، حیدر در حالیکه دستانش را از بدنش فاصله داده بود
و به نوعی حالت تهاجمی به خود گرفته بود، خرناسی کشید و گفت:
_به به! احمدالحسن، ببخشید امام احمدالحسن، نواده امام دوازدهم و امام سیزدهم شیعیان نگونبخت! بگو ببینم اوضاع بر وفق مراد هست؟! کم کسری ندارین یا حضرت؟!
و جلوتر آمد و همانطور که با نگاه تیزش سراپای همبوشی را نگاه میکرد گفت:
_انگار وضعت بد نیست، صورتت از همیشه بازتر و هیکلت فربه تر از قبل شده
و بعد صدایش را بالاتر برد و ادامه داد:
_چرا نباشد؟! چرا خوب نباشی؟! مگر مثل من دربه در شش ماه را در زندان کشوری غریب به سر بردی که از ریخت و قیافه بیافتی؟! مگر مثل من فلک زده یک ماه است مانند یک سگ ولگرد آبادی به آبادی رفته ای تا خودت را به وطنت برسانی که حالت ناخوش باشد؟!
همبوشی از زیر چشم نگاهی به حیدر مشتت کرد و گفت:
_آرام باش حیدر! آرام باش برادر! آرامش خودت را حفظ کن، تو نمیدانی در این شش ماهه....
نویسنده؛ طاهرهسادات حسینی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸