🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃
✫⇠ #برزخ_تکریت
✍ خاطرات آزاده : حکیمی مزرعه نو
● #قسمت_صد_چهل_پنج
🔆 محرم و اسارت ۵
🚩 امام حسین(ع) را ما کشتیم 🚩
... یکی دیگر از برنامهها تفتیش و بیرون ریختن لوازم ، همراه باضرب و شتم در راستای یافتن اقلام ممنوعه از قبیل قلم و کاغذ ، دعا و حدیث و زیارت عاشورا و یا هر دست نوشتهای در این زمینه بود.
بیاد دارم زمانی که بچه های آسایشگاه شش قدیم که دیوار به دیوار اتاق نگهبانها بود بصورت انفرادی بازرسی میشدند.
بدین صورت که نفر به نفر کیسه انفرادی خود را بیرون از آسایشگاه و داخل راهرو ، تخلیه میکردند و عدنان و نگهبان دیگری با چوب و کابل روی سر و کول آنها میزدند.
فرد با یک دست میبایست لوازم داخل کیسه را به تفکیک به روئیت بعثیها برساند و با دست دیگر مواظب سر خود و ضربات کابل باشد .
هرچند لوازم شخصی به عدد انگشتان دست هم نمیرسید اما ضربات کابل ، امان نمیداد.
هر چه زمان بازرسی طولانیتر میشد ضربات بیشتری دریافتمیکردی.
واقعا صحنه ترسناک و زجر آوری بود همراه با فریاد و آه و ناله طرف.
بنظر نمیرسید هدف بازرسی باشد!
ما بچههای آسایشگاه ۲ و ۳ از داخل آسایشگاه این صحنه را مشاهده میکردیم و خدا خدا میکردیم این فرایند برای ما تکرار نشود .
این صحنه انسان را یاد داستان بهلول و هارون الرشید میانداخت ، زمانی که بهلول در کمترین زمان روی ساج داغ میایستد و داراییاش را برمیشمرد و از هارون هم میخواهد که با ایستادن روی ساج داغ داراییهایش را شمارش کند و در واقع میخواهد بگویید دارایی بیشتر معطلی بیشتر در روز قیامت .
در یکی از ایامِ بعد از تاسوعا ـ عاشورا بعثیها بچههای بند یک و دو را در محوطه اردوگاه جمع کردند و افسر بعثی که درجه سرهنگی داشت برایمان سخنرانی کرد.
در ابتدا گفت که «امام» حسین ـ علیه السلام را ما نکشتیم ، شما ایرانی ها کشتید!
یکی از بچههای شجاع شیراز دستش را بلند کرد و میان سخن افسر بعثی پرید و تایید که بله راست میگه امام حسین(ع) را ایرانی ها کشتند.
امام حسین(ع) را ماشیرازیها کشتیم !
افسر بعثی که میدانست دارد مسخرهاش میکند و به اصطلاح متلک میپراند به روی خود نیاورد ولی در ادامه سخنرانیش جوش آورد و گفت بله اصلا ما امام حسین (ع) را کشتیم (امام) حسین با ما مخالفت کرد ما هم او را کشتیم شما هم اگر با ما مخالفت کنید میکشیم و...
بعد از خروج افسر ذکر شده بعثیها حسابی از خجالت آن هموطن شجاع شیرازی درآمدند.
البته اینکه این واقعه در محرم سال ۶۶ بود یا ۶۷ تردید دارم.
بارها افسران و نگهبانهای بعثی در مواجهه با برنامه های مذهبی اسرا عنوان میداشتند پیامبر(ص) عرب بود ، قرآن کریم هم عربی است و در سرزمین حجاز نازل شده نه در سرزمین فارس ، اصلا به شما چه ربطی دارد که مدافع احکام اسلام شدهاید.
البته آنها میدانستند که اسلام دین جهانی است و فرقی بین عرب و عجم نیست شاید هم فراموش کرده بودند که سلمان فارسی که پیامبراکرم ـ صل الله علیه وآله ـ او را از اهل بیت خودش بحساب میآورد ، اهل این سرزمین است .
البته که شرافت سلمان به مسلمانی او اوست و ما هموطنانِ سلمان نیز بدان افتخار میکنیم .
ادامه دارد..✒️
⛔️کپی ونشر ممنوع..چون این خاطرات هنوز چاپ نشده نویسنده راضی به نشرش نیستند..فقط همینجا بخونید🌹
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
↫✨« بــِســـم ِ ربـــــــِّـ الــشــــُّـهـداءِ والــصــِّـدیــقــیــــن »✨↬❃
#دویست_وبیستُ_هشتمین
#ختم_قران_شهدا
ختم قران به نیابت از شهدا وتعجیل در ظهور اقا...لطفاجزهای انتخابی خود را به ای دی زیر بفرستید..
@R199122
📿 5 📿 6 📿 9 📿 10 📿 11 📿 12 📿 13 📿 14 📿 16 📿 17 📿 27 📿
وتعداد صلوات های خودرا اعلام کنید تاکنون
صلوات ختم شده⇩⇩⇩
( #s2_891_465)
ว໐iภ↬ @sangarshohada 🕊🕊
🍃🌸تلــاوٺ قرآטּ صبحگاهے🌸🍃
232
ڪلام حق امروز هدیہ
به روح:
#شهید_عباس_احمدی
╔══ ⚘ ════ 🕊 ══╗
@sangarshohada
╚══ 🕊 ════ ⚘ ══╝
با تــو
#هوای زندگے ام
فرق مے ڪند ...
صبحت بخیـر
حال و هواے
بهــار من ...
#شهید_حاج_محمد_پورهنگ
#صبحتون_شهدایی🌷
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
هدایت شده از KHAMENEI.IR
13991019_40520_128k.mp3
12.67M
🎙بشنوید | صوت کامل سخنرانی تلویزیونی رهبر انقلاب در سالروز قیام ۱۹ دی مردم قم. ۹۹/۱۰/۱۹
💻 @Khamenei_ir
#خاطرات_شهید
هميشه می گفت:
"ما هيچ وقت از لطف و عنايت اهل بيت، خصوصاً آقا امام رضا عليه السلام بی نياز نيستيم..."
هواپيمای سوخو را حاج احمد وارد نيروی هوايی سپاه كرد مراسم افتتاحيهاش را همه انتظار داشتيم در تهران باشد،
ولی سردار گفت: ميخوام مراسم افتتاحيه توی مشهد باشه...
پايگاه هوايی مشهد كوچیك بود كفاف چنين برنامهای رو نميداد بعضيها همين را به سردار گفتند؛ ولی سردار اصرار داشت مراسم توی مشهد باشه با برج مراقبت هماهنگيهای لازم شده بود خلبان، بر فراز آسمان، هواپيما را چند دور، دور حرم حضرت علی بن موسی الرضا سلام الله عليه طواف داد اين را سردار ازش خواسته بود خيليها تازه دليل اصرار سردار را فهميده بودند خدا رحمتش كند؛ هميشه ميگفت: "ما هيچ وقت از لطف و عنايت اهل بيت، خصوصاً آقا امام رضا عليه السلام بی نياز نيستيم..."
#شهید_حاج_احمد_کاظمی
#سالروز_شهادت🌷
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🏴
🌱
ای شهید؛
گـذر زمــان،
همه چیز را با خود میبرد
جز ردّ نگاه تــو را .....
📸 #شهید_احمد_کاظمی، #شهید_حاج_قاسم_سلیمانی و سردار قالیباف در عملیات امداد رسانی به مردم زلزله زده بم ۱۳۸۲
♡ @sangarshohada ♡ 🕊🕊
سنگرشهدا
🌱 ای شهید؛ گـذر زمــان، همه چیز را با خود میبرد جز ردّ نگاه تــو را ..... 📸 #شهید_احمد_کاظمی، #
#خاطرات_شهدا📖
از کجا و توسط چه کسی تماس گرفته بودند نمی دانم، اما حاج احمد خیلی ناراحت آمد و گفت که مردم از سرما داخل شهر دارند میلرزند، سریع بروید از هرجا می تونید چادر تهیه کنید.
🚁بالگردهای ما به دلیل کوهستانی بودن منطقه و عدم امکان ارتفاع بالای پرواز قادر به پرواز شبانه نبودند، شهید کاظمی با توکل بر خدا اجازه پرواز رو دادند. بالگردها شبانه به کرمان رفتند تا چادر بیاورند که برای اولین بار این پرواز در شب رقم خورد تا بتوان عملیات امداد رسانی رو تکمیل کرد.
🔹در مجموع ۶۰۰ سورتی پرواز انجام شد که در طول این مدت خلبان ها در محل عملیات امداد و نجات استراحت میکردند و خلبانی تعویض نشد.
تمام هم و غمش این بود که فشار از روی مردم با سرعت هرچه بیشتر برداشته شود.
🥫یک روز شهید کاظمی آمد و گفت بچه ها این کنسروها و کمک های مردمی رو که مردم داده اند، برای این هایی است که داخل شهر هستند …
امکان نداشت از این کمک های مردمی استفاده بکند حتی آب خوردن. یک ماشین وانت رسید برای تخلیه کنسروها، سه یا چهارتا بچه ۴ یا ۵ ساله عقب وانت بودند با صورت های خاک آلود...
🔹به راننده وانت گفتم میشه این بچه ها رو بگذارید جلو بخوابند که بتونیم تعداد بیشتری کنسرو رو بار بزنیم، راننده که پدر یا از بستگان آنها بود با اشاره دست و صورت به ما گفت : همه شان مرده اند …
😔حاج احمد همین جور که پای بالگرد ایستاده بود صورتش رو گرفت و از اونجا دور شد … لحظات سختی بر او گذشت.
روزی که می خواستیم از بم خارج بشویم گفت آقا رضا بگردید داخل هواپیما کنسرو یا نان نمانده باشد که متعلق به مردم باشد و امروز که داریم بم را ترک می کنیم اینها داخل هواپیما مانده باشد. این قدر حساس بود که کمک های مردمی را فقط مردم زلزله زده استفاده کنند.
💠عمدتا شهید کاظمی و سردار سلیمانی داخل شهر بودند و مشغول امداد رسانی، اکثر مردم شهر ایشون رو به چهره میدیدند، هرگز باور نمیکردند که «فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران» باشد. صد ساعت تمام، چشمهایش با خواب بیگانه بودند و او بیدارتر از همیشه، در پی «خدمت» بود.
#سالروز_شهادت
#شهید_احمد_کاظمی🌷
@sangarshohada 🕊🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 #ڪلیپ
روایت شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی و سردار قربانی از امدادهای الهی قبل و حین عملیات کربلای ۵
📎به مناسبت ۱۹ دی، سالروز #عملیات افتخار آمیز کربلای ۵ با #رمز یا زهرا(س) در منطقهٔ شلمچه و شرق بصره.
🔷 پیچیدهترین و گستردهترین عملیات دفاع مقدس
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🏴
خلق مشتاق بهشتند و بهشت جاودان
با هزاران آرزو مشتاقِ دیدار شماست ...
#رفاقت_تا_بهشت
#شهید_احمد_کاظمی
#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی
ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🏴
🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃
✫⇠ #برزخ_تکریت
✍ خاطرات آزاده : حکیمی مزرعه نو
● #قسمت_صد_چهل_ششم
🔆 جعبه جادو ۱
همچنان که در قسمت ویژه ماه محرم اشاره شد تلویزیون در ابتدای محرم که مصادف بود با چهارم شهریور۶۶ وارد اردوگاه شد.
بعد از مدتی توسط بچههای نجار به تعداد آسایشگاهها، با چوبهای دست دوم کمد مخصوص تلویزیون تهیه شد.
تلویزیون در انتهای هر آسایشگاه جای گرفت و همچنان که اشاره شد مداربسته و دو کانال موجود عراق قابل دریافت بود.
یادم هست اولین تصویری که از تلویزیون روئیت شد خانم مجری در حال ارائه ساعت پخش برنامههای پیش رو بود و چون بیحجاب بود اکثرا توجهی ننمودند و نگهبان عراقی پشت پنجره با لبخند مزاح نمود.
برای روشن و خاموش کردن تلویزیون هم ، مسوول مشخص شد و هیچ کس اجازه دست زدن و تعویض کانال را نداشت.
تعویض کانال هم با نظر جمع که اکثرا افراد خاصی که مشتری تمام وقت تلویزیون بودند و در اطراف تلویزیون اقامت داشتند صورت میگرفت .
در صورت پخش سخنرانی صدام کسی حق تعویض کانال را نداشت ، حتی نگهبانها هم که از پشت پنجره تماشاگر بودند جرأت چنین درخواستی را نداشتند.
به هنگام پخش سخنرانی یا تصاویر صدام خوابیدن و استراحت به حالت درازکش جلوی تلویزیون توهین به سید الرییس القاعد (رییس جمهور رهبر) به حساب میآمد.
قبل از ورود تلویزیون کسی تمایل نداشت در ابتدای آسایشگاه اقامت داشته باشد.
خصوصا کنار دیوار دستشویی و محل نگهداری سطل توالت ، ولی به برکت ورود تلویزیون ، این مکان ارزش پیدا کرد و علیرغم وجود بوی نامطبوع ، مشتریان خاص خودش را داشت.
زیرا تلویزیون معمولا دارای برنامههای رقص و آواز و فیلمها و سریالهایی بود که با فرهنگ اسلامی هیچ سنخیتی نداشت و برای خیلیها آزار دهنده بود و از طرفی امکان استراحت و خواب را از افراد ساکن در اطراف تلویزیون میگرفت چون تا پایان پخش برنامهها روشن بود.
ابتدای هر آسایشگاه علاوه بر اینکه محل تجمع افراد جهت استفاده از سرویس بهداشتی بود ، بهنگام باز شدنِ در ، اولین نفراتی که با بعثیها مواجه میشدند نیز افراد ساکن در همین مکان بودند.
البته افرادی هم بودند که مشتری پر و پا قرص برنامههای تلویزیون بودند و در اطراف آن جای داشتند.
ادامه دارد..✒️
⛔️کپی ونشر ممنوع..چون این خاطرات هنوز چاپ نشده نویسنده راضی به نشرش نیستند..فقط همینجا بخونید🌹
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
↫✨« بــِســـم ِ ربـــــــِّـ الــشــــُّـهـداءِ والــصــِّـدیــقــیــــن »✨↬❃
#دویست_وبیستُ_هشتمین
#ختم_قران_شهدا
ختم قران به نیابت از شهدا وتعجیل در ظهور اقا...لطفاجزهای انتخابی خود را به ای دی زیر بفرستید..
@R199122
📿 17 📿 27 📿
وتعداد صلوات های خودرا اعلام کنید تاکنون
صلوات ختم شده⇩⇩⇩
( #s2_891_465)
ว໐iภ↬ @sangarshohada 🕊🕊