#زندگینامه🌱
🔹آقارضا در ۱۷ دی ماه ۱۳۱۸ در دولت آباد اصفهان پا به عرصه وجود گذاشت. ایشان با مدرک تحصیلات ابتدایی در سال ۱۳۴۳ به خدمت ژاندرمری درآمد که با آغاز جنگ تحمیلی عازم جبهه های حق علیه باطل شده و در همان اوایل جنگ و در سال ۱۳۵۹ به اسارت نیروهای عراق درآمد که در دوران اسارت و زیر شکنجه های مزدوران رژیم بعث عراق دچار صدمات جسمی و روحی شدیدی گردید.
🕊او در سال ۱۳۶۷ و پس از سپری نمودن ۸ سال و ۲۷ روز اسارت به میهن بازگشت و پس از ورود به وطن نیز به مدت چهار سال مشغول انجام وظیفه بود و در سال ۱۳۷۱ به سبب وضع جسمانی و عوارض شیمیایی با درجه ستوان دومی از ناجا بازنشسته شد.
👤ایشان که از آزادگان سرافراز و جانباز ۷۰% جنگ تحمیلی بوده سرانجام پس از سال ها درد و رنج ناشی از دوران اسارت و جنگ در مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۰۳ و در سن ۷۹ سالگی به آرزوی دیرینه اش که شهادت بوده نایل گردید و به جمع همرزمان شهیدش پیوست و پیکر پاک و مطهرش نیز پس از تشییع باشکوهی در امامزاده محمود دولت آباد به خاک سپرده شد. شهید داوری متاهل و از او هشت فرزند به یادگار مانده است.
#سالروز_ولادت
#شهید_رضا_داوری🌷
iD : @sangarshohada 🕊🕊
13.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #کلیپ
حماسه هویزه حماسه جاویدان #عاشورا ست كه گویی بار دیگر بر عرصه تاریخ جلوه گر شده است،
این حقیقت را #شهید_حسین_علم_الهدی نیز در آن سنگر كنار كرخه، چنین نوشته است:
شاید طبیعت جای دجله و فرات را با كرخه و كارون تعویض كرده است...
j๑ïท ➺ @sangarshohada🕊🕊
📸 #تصویر_روز | #گمنام
🔻مادر شهیدی که هر روز قاب عکس فرزندش را در خیابان تمیز میکند.
روستای بنه گز ، تنگستان استان بوشهر
j๑ïท ➺ @sangarshohada🕊🕊
#خاطرات_شهدا📖
با حبيب و خواهرم حرفش شده بود. كناری نشسته بود و هيچی نمی گفت.
- ابراهيم! چی شده؟
- هيچی. بعداً ميگم.
میدانستم هيچ وقت نمیگويد. بوسيدمش و به حال خودش گذاشتمش. هر وقت با هر كدام ما دعواش میشد، همين طور بود. چند دقيقه ساكت مینشست يك گوشه. ولی خيلی طول نمی كشيد كه میآمد، آشتی میكرد و همان ابراهيم كوچولوی خودمان می شد.
#شهید_محمدابراهیم_همت🌷
iD : @sangarshohada🕊🕊
سنگرشهدا
🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃ ✫⇠ #برزخ_تکریت ✍ خاطرات آزاده : حکیمی مز
🌷« بِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ والصِّـدیقیــن »🌷↬❃
✫⇠ #برزخ_تکریت
✍ خاطرات آزاده : حکیمی مزرعه نو
● #قسمت_صد_و_چهل_و_چهار
🔆 محرم و اسارت ۴
...نگهبانها هم وقتی با این صحنهها مواجه میشدند با درک موقعیت خود ساخته سکوت میکردند.
دوست دیگری داشتیم بنام محمد دلاک از بچههای شوخ و باصفای اصفهان که در اثر فشار روانی و جراحتی که علیالظاهر در سرش ایجاد شده بود ناخودآگاه و بصورت غیر ارادی شروع به خندیدن میکرد اینقدر میخندید تا اشک از چشمانش جاری میشد و نهایتا از هوش میرفت ، مانده بودیم از خنده او بخندیم یا به حالش گریه کنیم که البته اشک بود که از چشمان دوستان جاری میشد .
ایشان پس از آزادی از اسارت به علت آثار ناشی از اسارت به جمع دوستانش پیوست.
در جمع ما یزدیها آقای علی اکبر شفیعی زاده که در این امور دستی داشتند به نوبت جایش را با سایرین کنار دیوار عوض کرده و در نقاط مختلف آسایشگاه برای بچهها مختصر مداحی میکردند.
با همه این سختگیرها عراقیها بهانه میگرفتند شاید هم جواسیس اخباری را به بعثیها گزارش میکردند.
از دیگر برنامهها ختم صلوات و فرازهای معروف زیارت عاشورا و...بود که معمولا همه با آن مانوس و از حفظ بودند.
در این ایام هنوز فضای اردوگاه بسته بود و امکان ساخت تسبیح از هسته خرما وجود نداشت و بچهها برای ختم اذکار با استفاده از گره زدن نخ پتو تسبیح درست میکردند.
در شب یازدهم محرم نیز با سکوتی همراه با حزن و اندوه شام غریبان شهدای کربلا را پاس میداشتیم.
یادم می آید که سال قبل در همین ایام در کمین فاو حضور داشتیم .
ایامی که بعثیها از ترس عملیات رزمندگان اسلام در این ایام حجم عظیمی از آتش بر روی منطقه میریختند.
یکی از تنبیهات در این ایام نگه داشتن طولانی مدت بچهها در آفتاب گرم شهریور در حالت آمار در حالی که سرها پایین و در گریبان بود و یا نشستن در زمین ریگی به حالت سجده درحالی که باید دستهایمان پشت سر به یکدیگر قفل میکردیم .
هدف از این تنبیه ایجاد خستگی و خواب آلودگی در شب و ممانعت از عزاداری بچهها بود.
در اردوگاههای صلیبی بعضا برای کنترل اسرا در شب تاسوعاـ عاشورا از نوعی آمپول استفاده میکردند که اجبارا به بهانه شیوع بیماری و لزوم واکسناسیون به همه تزریق میکردند.
آمپولی که بین بچهها به آمپول ضد عاشورا معروف میشود و در واقع برعکس آمپولهای تقویتی و دوپینگ عمل میکرد و عوارضی نظیر سر درد و استفراغ به دنبال داشت .
ادامه دارد..✒️
⛔️کپی ونشر ممنوع..چون این خاطرات هنوز چاپ نشده نویسنده راضی به نشرش نیستند..فقط همینجا بخونید🌹
ว໐iภ ↬ @sangarshohada🕊🕊
↫✨« بــِســـم ِ ربـــــــِّـ الــشــــُّـهـداءِ والــصــِّـدیــقــیــــن »✨↬❃
#دویست_وبیستُ_هشتمین
#ختم_قران_شهدا
ختم قران به نیابت از شهدا وتعجیل در ظهور اقا...لطفاجزهای انتخابی خود را به ای دی زیر بفرستید..
@R199122
📿 5 📿 6 📿 9 📿 10 📿 11 📿 12 📿 13 📿 14 📿 16 📿 17 📿 27 📿
وتعداد صلوات های خودرا اعلام کنید تاکنون
صلوات ختم شده⇩⇩⇩
( #s2_891_465)
ว໐iภ↬ @sangarshohada 🕊🕊
🍃🌸تلــاوٺ قرآטּ صبحگاهے🌸🍃
231
ڪلام حق امروز هدیہ
به روح:
#شهید_نقیب_الله_هزاره
╔══ ⚘ ════ 🕊 ══╗
@sangarshohada
╚══ 🕊 ════ ⚘ ══╝
صبح خندیـــد و
منم گریہ ڪنان در غم تو ...
ڪہ تــو باز آیے و
از دل ببرے غــم ها را ...
#شهید_محسن_الهی
#صبحتون_شهدایی🌷
ว໐iภ ↬ @sangarshohada 🕊🕊
از بس حضرت زهرایے بود
در عملیات خیبـر
اسم گردانش را عوض کرد
گذاشت " یازهرا (س) ”
در والفجر۸ شهیـد که شد
ایّام فاطمیـه بود ...
ترکش خورده بود بہ پهلویش ...
#شهید_سیدکمال_فاضلی🌷
#شهادت_بهمن۶۴
#فاطمیه
iD ➠ @sangarshohada🕊
سنگرشهدا
از بس حضرت زهرایے بود در عملیات خیبـر اسم گردانش را عوض کرد گذاشت " یازهرا (س) ” در والفجر۸ شهیـد که
#خاطرات_شهید
سید کمال بیست و ششم تیرماه 1342 در شهرکرد مرکز استان چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد و پدرش سید حسن نانوا بود و مادرش محترم نام دارد . به خاندان عصمت وطهارت(ع) به ویژه مادر بزرگوارش حضرت زهرا(س) عشق می ورزید. با عشقی که به امام خمینی( ره) داشت، فعالانه در مجالس ومراسم سیاسی ومذهبی شرکت می کرد.
اخلاق عملی ایشان در ورزشهای کوه نوردی و باستانی؛ اثر بایستهای در پرورش و تربیت دوستانش داشت.
▪️باشروع جنگ تحمیلی همراه سه برادر خود مشتاقانه به سوی جبهههای حق علیه باطل شتافت و به خاطر شجاعت و لیاقتی که از خود نشان داد در عملیات محرم به عنوان فرمانده گروهان انتخاب گردید و در همین عملیات به شدت مجروح شد . طوری که پزشکان معالج از بهبودي اش ناامید شدند. از آنجا که تقدیر خداوند بر زندهماندنش بود؛ در عالم خواب مادر بزرگوارش حضرت زهرا(س) او را شفا داد و خطاب به او فرمود: پسرم تو شفا پیدا کردی. بر خیز! ولی باید قول بدهی که جبهه راترک نکنی. این رخداد به عنوان خاطرهای فراموش نشدنی، همیشه در وجودش میجوشید و تاب و قرار را از او میگرفت. پس از آن بلافاصله در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کرد و دوباره مجروح شد.
▪️ پس از مدتی استراحت دوباره به جبهه برگشت و در عملیات والفجر۴ باایمان واخلاص عجیبی که داشت حماسهها آفرید و قسمتهای زیادی ازمواضع دشمن را به همراه ۱۵ نفر از یاران باوفایش، بدون آب وغذا و مهمات ؛ به قول خودش تنها با استعانت از امام زمان( عج) و بعد از چندین ساعت درگیری فتح نمود و حفظ کرد که مورد تشویق فرماندهان به ویژه سردار سید رحیم صفوی فرمانده قبلي سپاه قرار گرفت.
▪️در عملیات خیبر فرماندهی گردان حضرت يا زهرا(س) را به عهده گرفت.در همین زمان بود که ازدواج کرد و چند روزی از جبهه نبرد دوربود؛ ولی طولی نکشید که دوباره به جبهه باز گشت و در عملیات بدر پس از یکی دو ساعت درگیری و نبرد با عراقیها با همراهی برادرش سید احمد فاضل، خط دشمن را شکست. در این عملیات بود که سید احمد به شهادت رسید و سيد كمال مجروح شد. او الگوی اخلاق بود. ایمان واقعی در رفتار و نوع برخوردش کاملا نمایان بود.
▪️وی در نمازهایش بخصوص در نماز شب که در آن بسیار زبانزد بود، همواره دعایش طلب شهادت بود.او سرانجام در ۲۳بهمن ماه ۱۳۶۵ ، مصادف با دهه فاطمیه بود که در عملیات پیروزمندانه والفجر ۸ از ناحیه پیشانی و پهلو مورد اصابت ترکش قرارگرفت و به دیدارحق شتافت . مزار وی در گلزار بهشت دومعصوم زادگاهش قرار دارد . برادرش شهید سید احمد فاضلی نیز در عملیات بدر به شهادت رسید.
#شهید_سیدکمال_فاضلی🌷
#شهادت_بهمن۶۴
#فاطمیه
iD ➠ @sangarshohada🕊
دل شڪسته ها را راهے هست؟!
آری، پنجشنبه ها گلـزار شهـدا،
شهــ🌹ــدا دل شڪسته مےخرند...
باز آئینہ آب سینے و چاے و نبات
باز پنجشنبہ و یاد شهدا باصلوات...
@sangarshohada 🕊🕊