eitaa logo
سربه‌راه
212 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
365 ویدیو
108 فایل
من آوازِ دُهُل هستم؛ از دور خوشم! https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_cypkwxa&btn=سربه‌راه
مشاهده در ایتا
دانلود
سربه‌راه
اومدم خداحافظی از امام رضاجان و آقاجان... از امشب نیستم و هم‌چنان پای عهدم هستم؛ نیمی از ثوابِ سفرم و مشّایه، تقدیم به هرکه جای من رفت خیابون.
سربه‌راه
جاده‌ها کِش اومدن یا من برای صبر کردن دیگه کم‌م؟! تنها جاده‌ای که می‌خوام به چشم بکشمش؛ جادهٔ نجف به کربلاست...
سفرنامهٔ این اربعین رو می‌خوام بفرستم مسابقه. این‌جا سفرنامه نمی‌ذارم، تا مرز گاه‌‌نگاری دارم، عِراق هم که اینترنت نمی‌گیرم و گوشی‌به‌دست نیستم.‌
آقایی که هم‌ردیف‌م هستن، سپاهی‌ان. دیشب آقای پشتِ سری با طعنه ازش پرسید شما رو سپاه فرستاده اربعین؟! با خرج بیت‌المال؟! این آقاسپاهی هم با لهجهٔ نیشابوری گفت نه آقا! از این خبرا نیست! بعد حقوق‌ش رو گفت... زن و بچه‌ش رو گفت... حقوقِ فرمانده‌شم گفت... بعد دست بلند کرد از پنجرهٔ اتوبوس قدمگاهِ نیشابور رو نشون داد و گفت من بچهٔ این‌جام. تو همین بلوار دو‌ تا از بسیجی‌ها رو دی‌ماه سر بریدن. موتور یکی‌شون قسطی بود. زن‌ش هنوز داره قسط اون موتور رو می‌ده. آقا پشتِ سری خجالت کشید. این‌قدر که ایشون ساده و صمیمی و همه‌چیز رو شفاف توضیح داد. بعد با هم دوست شدن و فیلمایی از تشییعِ آقاجان به هم نشون دادن. الآن که من خوابم نمی‌بره و دارم همه‌جا رو رصد می‌کنم، می‌بینم چقدر مظلومانه خوابیده. مردها معمولاً بی‌پروا و آزاد می‌خوابن(!) ایشون مثل شهیدا تو عکسا خوابیده... مثل طهرانی‌مقدم وقتی از خستگی بیهوش شده و عکس‌ش مونده... من و یاد مدل خوابیدنِ فرمانده‌مون می‌ندازه :)
رانندهٔ شمارهٔ ۲ به رانندهٔ شمارهٔ ۱ گفت اصلاً سفرِ کربلا، سفرِ سختی و بلاست. من برای همین هیچ‌وقت نرفتم و نمی‌رم هم! من بلند گفتم از بی‌لیاقتی‌ته! نشنید. ضرورتی به هم‌کلامی با این مرد نمی‌بینم واگرنه بهش ثابت می‌کردم هر پولی خرجِ کربلا نمی‌شه. هر تنی خرجِ سختیِ کربلا نمی‌شه. هر فکر و برنامه‌ای خرجِ برنامه‌ریزی برای اربعین نمی‌شه. هر مرخصی‌ای لایقِ اربعین نیست. باید جون بکّنی تا به پولت لیاقت بدی خرج کربلا و اربعین شه! باید جون بکّنی تا تن و بدنت لایقِ زیارتِ اربعین شه. هر صورتی، لایقِ سوخته شدن زیرِ آفتابِ مشّایه نمی‌شه. هر انگشتِ پایی، لایقِ تاول زدن تو پیاده‌رویِ مشّایه نمی‌شه. تا مرخصیِ شغل‌ت و شغل‌ت لایقِ اربعین نشن، نمی‌تونی داشته باشی‌شون! ضرورتی نمی‌بینم با این مرد هم‌کلام شم به‌خاطر شمّ قویِ آدم‌شناسی‌م، اما اگر آقا بودم حتماً وقت می‌ذاشتم بهش اثبات کنم برو وقت بذار ببین چه کردی تو عمرت که نه پولت، نه تن‌ت، نه حتی فکرت لایقِ اربعین و کربلا نشده که داری مسافر تا مهران می‌بری اما خودت لایق‌ش نیستی! انگار که رانندهٔ بهشتی‌هایی ولی خودت رو اجازه نمی‌دن حتی یک قدم جلو بیای، سرت رو از درِ بهشت بیاری داخل و بهشت رو ببینی! حتی به‌قدرِ یه سرک کشیدن لایق نیستی! وَ این خی‌لی جای فکر داره!
منِ تخمه‌خورِ قهّاااااااار، دو‌ ماهِ محرم و صفر لب به تخمه نمی‌زنم، اون‌وقت راننده با اون کیسه تخمه و تیلیک تیلیک شکستن‌ش داره کبابم می‌کنه، کبااااااب😭😩
اوّلین نذریِ اربعین‌مون شد میوهٔ حضرت آقای امام حسین جان علیه السلام، پای بیستون... یه آقا سوار اتوبوس‌مون شد و به همه‌مون سیب داد😭 سلام بر اربعین❣ چیزی به مشّایه نمونده.......... هَلَبیکُم! هَلَبیکُم یا زوّار بوسجّاد❣😭 بفداک یا بوسجّاد❣😭
از کنارِ روستاها که عبور می‌کنیم، یادِ اردوهای جهادی‌مونی‌م... مزارشهید که می‌بینیم یاد راهیان نورها هستیم... و وقتی رانندهٔ شصت ساله گفت تا حالا کربلا نرفته........... هزار استغفراللّه از هر ناشکری و ناسپاسی... من جوانی‌م رو خی‌لی خوب گذروندم... خی‌لی پربرکت... خی‌لی پرتلاش... خی‌لی پرهدف... به درس و کار و فعالیت... جوانیِ من با گروهِ جهادیِ چمران گذشت که دیگه مثل‌ش رو ندیدم... در دانشگاهِ فردوسی... با استادهایی هرچند ضدانقلاب، اما باسواد و سطح بالا... در مسؤولیت‌ها و تجربه‌های چشیدنی... به راهِ کربلا... هزار استغفراللّه از هر ناسپاسی و ناشکری... هزار استغفراللّه از غفلت... خدایا تو در حقم خدایی رو تموم کردی... این منم که برات عبد نشدم...............