دوستان راجع به تقدیمی ممکنه یکم طول بکشه چون چت جی پی تی محدوده برای همین به بزرگیتون ببخشید
https://eitaa.com/satsojen/4937
ویکتور بعد از اینکه سباستین از اتاق خارج میشه ناسزایی میگه و زمزمه میکنه
_ای لج باز.
بعد سعی میکنه بلند بشه،ولی از درد متوقف میشه.ویکتور با خودش میگه:«اون کارلوس عوضی...احتمالا به یه نقطه حساس ضربه زده.»و بعد یاد حرفایی که کارلوس راجب خانوادش زده بود می افته. بغضی که قصد داره به وجود بیاد رو سرکوب میکنه و بعد با خشم میگه:«میکشمت.به زودی میمیری و این قراره توسط من انجام بشه. و...همونطور که تو اونها رو تماشا کردی، من سوختنو تماشا خواهم کرد. و لذت خواهم برد.»
#امیلی
~~~~~~~~~~~~~~
سباستین بعد از اینکه از اتاق بیرون میره لحظه ای پشت در مکث میکنه ، صدای فحش ویکتور رو که میشنوه نفس عمیقی میکشه و بعد ادامه میده . به سمت اتاق خودش میره سوییچ موتور رو برمیداره و به سمت موتور میره . سوارش میشه و به سمت خونه خودش جایی که ساتسوجین هم اون جاست بر میگرده .
توی راه درحالی که باد به صورتش میخوره با خودش میگه :« فکرشو نمیکردم که مجبور بشم برای محافظت از تنها کسایی که برام موندن تبدیل به همون عوضی که قبلاً بودم بشم . آهه لعنت بهش . اون قرار نبود برگرده ، باید تا جایی که میتونم بقیه رو از خودم و اون عوضیا دور کنم ، نه به خاطر اینکه میترسم توسط اون عوضیا آسیب ببینند بلکه میترسم خودم بهشون آسیب بزنم . اتفاقی که قبلاً افتاده نباید دوباره بیوفته .»
سباستین به جلوی در خونه میرسه . عصاشو برمیداره چند قدمی راه میره تا به جلوی در خونه میرسه ، لحظه مکث میکنه تا فکر کنه چی باید به ساتسوجین بگه که قبول کنه و چند لحظه بعد قبل از اینکه سباستین در بزنه در باز میشه و ساتسوجین از پشت در میگه :« میدونستم میای. »
هدایت شده از در نزدیکی پیتزا فروشی🍕(شعبه ی مریخ)
تقدیم به «دنیایی برای سایه ها»
شب خوبی رو داشته باشید 👻🕸️
هدایت شده از HELLFIRE CLUB³
From [HELLFIRE CLUB]
with music & respect 🎶
Dedicated to:
https://eitaa.com/satsojen
♪ دنیایی برای سایه ها ♪
From [HELLFIRE CLUB] with music & respect 🎶 Dedicated to: https://eitaa.com/satsojen
ویدار این خیلی خوشگلهههههههه
قلبم اکلیلی شد