eitaa logo
🌷 صدیقه طاهره س🌷
148 دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
126 فایل
🌷 محله سلطان آباد خوراسگان 🌷 ارتباط با ادمین: @a_raz_a
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷 صدیقه طاهره س🌷
پارت۱۵ #کتاب_مسئله_حجاب دوره اول مرحله طبيعي و اشتراكي اوليه كه زن و مرد بدون هيچگونه قيد و شرطي ب
پارت۱۶ بحث كنيم و آنرا مورد بررسي قرار دهيم : ما اين جهت را كه در گذشته مرد به زن به چشم يك ابزار مينگريست و از او بهرهكشي اقتصادي ميكرد، به صورت يك اصل كلي حاكم بر همه اجتماعات گذشته قبول نداريم. علائق عاطفي زوجيت هرگز اجازه نميداده كه مردان به صورت يك " طبقه " زبردست، بر زنان به صورت يك " طبقه " زبردست حكومت كنند، آنان را استثمار نمايند، همچنانكه بر معقول نيست فرض كنيم در دورههاي گذشته، پدران و مادران به عنوان يك " طبقه " فرزندان به عنوان يك " طبقه " ديگر حكومت و آنها را استثمار ميكردهاند. علائق عاطفي والدين و فرزندان همواره مانع چنين چيزي بوده است. علائق زوجين به يكديگر، حتي در اجتماعات گذشته بيشتر عاطفي و عشقي بوده و زن با نيروي جاذبه و جمال خود بر قلب مرد حكومت كرده او را در خدمت خود گرفته است. مرد به ميل و رغبت خود نان آور زن شده و راضي شده او با خيال راحت به خود برسد و مايه تسكين قلب و ارضاي عاطفه عشقي او باشد، همچنانكه با ميل و رغبت خود، زن را در شتپ جبهه جنگ برده خود به وظيفه سربازي و فداكاري و دفاع از زن و فرزند قيام كرده است. در عين حال انكار نميكنيم كه مرد در گذشته هم به زن ظلم كرده و هم به فرزند، و از هر دوي اينها بهرهكشي اقتصادي كرده است، همچنانكه به خود نيز ستم كرده است. مرد به علت جهالت و تعصبهاي بيجا ( نه به قصد استثمار و بهرهكشي ) هم به خود ظلم كرده هم به زن و فرزند. مرد در گذشته از لحاظ اقتصادي هم در خدمت زن بوده هم زا او بهرهكشي اقتصادي كرده است. هر وقت طبيعت مرد به سوي خشونت گرائيده عشق و عاطفه در وجودش ضعيف شده، از زن به صورت يك ابزار اقتصادي استفاده كرده است. ولي اين را به صورت يك اصل كلي حاكم بر تمام جوامع ما قبل [ قرن ] نوزدهم نمي توان ذكر كرد. تجاوز به حقوق واقعي زن، استثمار زن، خشونت نسبت به او منحصر به ما قبل قرن 19 نيست. در قرن نوزدهم و بيستم حقوق واقعي زن كمتر از گذشته پايمال نشده است. منتها چنانكه ميدانيم از مشخصات اين قرن اينست كه روي مقاصد استثمار گرانه سرپوشي از مفاهيم انساني گذاشته ميشود. سخن ما درباره اسلام است. آيا اسلام در دستورات خود درباره پوشش و حريم ميان زن و مرد چه هدف و منظوري داشته است؟ آيا خواسته است زن را از لحاظ اقتصادي در خدمت مرد قرار دهد؟! قدر مسلم اينست كه حجاب در اسلام بدين منظور نيست. اسلام هرگز نخواسته مرد از زن بهرهكشي اقتصادي كند، بلكه سخت با آن مبارزه كرده است. اسلام با قطعيت تامي كه به هيچ وجه قابل مناقشه نيست، اعلام كرده است كه مرد هيچ گونه حق استفاده اقتصادي از زن ندارد. اين مسأله كه زن استقلال اقتصادي دارد از مسلمات قطعي اسلام است. كار زن از نظر اسلام متعلق به خود او است. زن اگر مايل باشد كاري كه در خانه به وي واگذار ميشود مجانا و تبرعا انجام ميدهد، و اگر نخواهد مرد حق ندارد وا را مجبور كند. حتي در شير دادن به طفل با اينكه زن اوليويت دارد، اولويت او موجب سقوط حق اجرت او نيست، يعني اگر زن بخواهد فرزند خود را در مقابل مبلغي فرضا يكهزار ريال در ماه شير بدهد و زن بيگانهاي هم به همين مبلغ حاضر است شير بدهد پدر بايد اولويت زن را رعايت كند. فقط در صورتي كه زن مبلغ بيشتري مطالبه ميكند، مرد حق دارد طفل را به دايهاي كه اجرت كمتري ميگيرد بسپارد. زن ميتواند هر نوع كاري همينقدر كه فاسد كننده خانواده و مزاحم حقوق ازدواج نباشد، براي خود انتخاب كند و درآمدش هم منحصرا متعلق به خود او است. اگر اسلام در حجاب، نظر به استثمار اقتصادي زن داشت بيگاري زن را براي مرد تجويز ميكرد، معقول نيست كه از يك طرف براي زن استقلال اقتصادي قائل شود و از طرف ديگر حجاب را به منظور استغلال و استثمار زن وضع كند. پس اسلام چنين منظوري نداشته است. 🖇به ما بپیوندید... ╔═.🍃🕊.═══♥️══╗ https://eitaa.com/sedighehTh7 https://rubika.ir/rihaneh_beheshti ╚═♥️════.🍃🕊.═╝
🌷 صدیقه طاهره س🌷
پارت۱۶ #کتاب_مسئله_حجاب بحث كنيم و آنرا مورد بررسي قرار دهيم : ما اين جهت را كه در گذشته مرد به
پارت۱۷ حسادت مرد ريشه ديگري كه براي پيدا شدن حجاب ذكر كردهاند جنبه اخلاقي دارد. در اينجا نيز مانند نظريه سابق علت پديد آمدن حجاب را تسلط مرد و اسارت زن معرفي كردهاند، با اين فرق كه در اينجا براي تسلط جوئي مرد، به جاي ريشه اقتصادي ريشه اخلاقي ذكر شده است، گفتهاند علت اينكه مرد، زن را بدين شكل اسير نگه ميدارد حس خودپرستي و حسادت وي نسبت به مردان ديگر است. مرد نميخواهد ورشك ميبرد كه مردان ديگر و لو با نگاه كردن يا همسخن شدن، از زني كه تحت اختيار او است استفاده كنند. به عقيده اين دسته، قوانين ديني و مذهبي با اينكه در جاهاي ديگر با خودخواهيها و خودپرستيها مبارزه كرده است در اينجا برعكس عمل كرده روي اين خودخواهي مردان صحه گذاشته منظور آنها را تأمين كرده است. برتراند راسل ميگويد: بشر توانسته است تا حدي در مورد مال و ثروت بر خودخواهي و بخل غالب گردد ولي در مورد زن نتوانسته است بر اين خودخواهي تسلط پيدا كند. از نظر راسل " غيرت " صفت ممدوحي نيست و ريشه آن نوعي بخل و امساك است. مفهوم سخن راسل اينست كه اگر بذل و بخشش در مورد ثروت خوب است در مورد زن هم خوب است. چرا بخل و امساك و حسادت در مورد مال نكوهيده و در مورد زن ستوده است؟ چرا نان و سفره داشتن و نمك خود را خورانيدن از لحاظ اخلاق اقتصادي مورد تمجيد و ستايش است و همين بذالي و گذشت و كام ديگران را شيرين كردن در اخلاق جنسي مذموم است؟ به عقيده امثال راسل اين تفاوت علت معقولي ندارد، اخلاقي نتوانسته است در مورد امور جنسي بر خودخواهي و تسلط جوئي بشر غلبه كند، برعكس تسليم خودپرستي شده همان رذيله را به نام غيرت از طرف مرد، و به نام عفاف و حجاب از طرف زن تحت عنوان اخلاق حسنه پذيرفته است. بررسي نيا عامل از نظر اسلام از نظر ما در مرد تمايل به عفاف و پاكي زن وجود دارد، يعني مرد رغبت خاصي دارد كه همسرش پاك و دست نخورده باشد، همچنانكه در خود زن نيز تمايل خاصي به عفاف وجود دارد. البته در زن تمايل به اينكه شوهر با زن ديگر رابطه و آميزش نداشته باشد نيز وجود دارد ولي اين تمايل به عقيده ما ريشه ديگري دارد مغاير با ريشه تمايل مشابهي كه در مرد است. آنچه در مرد وجود دارد غيرت است و يا آميختهاي است از حسادت و غيرت، ولي آنچه در زن وجود دارد صرفا حسادت است. ما فعلا درباره لزوم عفاف مرد و ارزشش از نظر خودش و از نظر زن بحث نميكنيم. سخن ما فعلا درباره حسي است كه در مرد وجود دارد و هب نام " غيرت " ناميده ميشود كه: اولا آيا غيرت همان حسادت است كه تغيير اسم داده است يا چيز ديگري است؟ ثانيا آيا ريشه پوشش و حجاب اسلامي احترام به حس غيرت مرد است يا جهات ديگري منظور است؟ تفاوت يغ رت با حسادت اما قسمت اول: ما معتقديم كه حسادت و غيرت دو صفت كاملا متفاوتاند و هر كدام ريشهاي جداگانه دارد. ريشه حسادت خودخواهي و از غرائز و احساسات شخصي ميباشد ولي غيرت يك حس اجتماعي و نوعي است و فايده و هدفش متوجه ديگران است. غيرت نوعي پاسباني است كه آفرينش براي مشخص بودن و مختلط نشدن نسلها در وجود بشر نهاده است. سر اينكه مرد حساسيت فوق العادهاي در جلوگيري از آميزش همسرش با ديگران دارد اينست كه خلقت مأموريتي به او داده است تا نسب را در نسل آينده حفظ كند. اين احساس مانند احساس علاقه به فرزند است. همه كس ميداند كه فرزند چقدر رنج و زحمت و هزينه براي پدر و مادر دارد. اگر علاقه مفرط بشر به فرزند نبود احدي اقدام به تناسل و حفظ نسل نميكرد. اگر حس غيرت هم در مرد نميبود كه محل بذر را هميشه حفاظت و پاسباني كند، رابطه نسلها با يكديگر به كلي قطع ميشد، هيچ پدري فرزند خود را نميشناخت و هيچ فرزندي پدر خود را نمي دانست كيست؟ قطع اين رابطه، اساس اجتماعي بودن بشر را متزلزل ميسازد. پيشنهاد اينكه انسان به عنوان مبارزه با خودخواهي غيرت را كنار بگذارد درست مثل اينست كه پيشنهاد شود غريزه علاقه به فرزند را بلكه به طور كلي مطلق حس ترحم و عاطفه انساني را به عنوان اينكه يك ميل نفساني است ريشه كن كنيم. در صورتي كه اين يك ميل نفساني در درجات پائين حيواني نيست بلكه يك احساس عالي بشري است. علاقه به حفظ نسل در زن هم وجود دارد، ولي در آنجا احتياج به پاسبان نيست، زيرا انتساب فرزند به مادر هميشه محفوظ است و اشتباه پذير نيست. از اينجا ميتوان فهميد كه حساسيت زن در منع آميزش شوهر با ديگران، ريشهاي غير از حساسيت مرد در اين مسأله دارد. احساس زن را ميتوان ناشي 🖇به ما بپیوندید... ╔═.🍃🕊.═══♥️══╗ https://eitaa.com/sedighehTh7 https://rubika.ir/rihaneh_beheshti ╚═♥️════.🍃🕊.═╝
🌷 صدیقه طاهره س🌷
پارت۱۷ #کتاب_مسئله_حجاب حسادت مرد ريشه ديگري كه براي پيدا شدن حجاب ذكر كردهاند جنبه اخلاقي دا
پادت۱۸ از خودخواهي و انحصار طلبي دانست ولي احساس مرد چنانكه گفتيم جنبه نوعي و اجتماعي دارد. ما منكر حس حسادت و انحصار طلبي مرد نيستيم. ما مدعي هستيم كه فرضا مرد حسادت خود را با نيروي اخلاقي از ميان ببرد يك نوع حس اجتماعي در او وجود دارد كه اجازه نميدهد با آميزش همسرش با مردان ديگر موافقت كند. ما مدعي هستيم منحصر شناختن علت حساسيت مرد به حس حسادت كه يك انحراف اخلاقي فردي است اش تباه است. در برخي از روايات نيز بدين موضوع اشاره شده است كه آنچه در مردان است غيرت است و آنچه در زنان است حسادت. براي توضيح اين مطلب ميتوان يك نكته را افزود و آن اينست كه زن هميشه ميخواهد مطلوب و معشوق مرد باشد. جلوهگريها، دليريها، و خودنمائيهاي زن همه براي جلب نظر مرد است. زن آنقدر كه ميخواهد مرد را عاشق دلخسته خويش كند طالب وصال و لذت جنسي نيست. اگر زن نميخواهد كه شوهرش با زنان ديگر آميزش داشته باشد به اين جهت است كه ميخواهد مقام معشوق بودن و مطلوب بودن را خاص خود كند. ولي در مرد چنين احساسي وجود ندارد. اينگونه انحصار طلبي در سرشت مرد نيست. لهذا اگر مانع آميزش زنش با مردان ديگر است، ريشهاش همان حراست و نگهباني نسل است. زن را با ثروت هم نبايد قياس كرد. ثروت با مصرف كردن از بين ميرود و لذا مورد تنازع و كشمكش واقع ميشود و حس انحصار طلبي بشر جلو استفاده ديگران را ميگيرد. ولي كامجوئي جنسي يك نفر مانع استفاده ديگران . نيست در اينجا مسأله انبار كردن و احتكار مطرح نيست. انسان اين حالت را دارد كه هر چه بيشتر در گرداب شهوات شخصي فرو رود و عفاف و تقوا در وجودش ناتوان ميگردد. شهوت و اراده اخلاقي را از كف بدهد، احساس " غيرت " پرستان از اينكه همسران آنها مورد استفادههاي ديگران قرار بگيرند رنج نميبرند و احيانا لذت ميبرند و از چنين كارهائي دفاع ميكنند. برعكس، افرادي كه با خودخواهيها و شهوات نفساني مبارزه ميكنند و ريشههاي حرص و " و " انسان " آز و طمع و ماده پرستي را در وجود خود نابود ميكنند و به تمام معني ميگردند و خود را وقف خدمت به خلق ميكنند و حس خدمت به نوع در انساندوست " آنان بيدار ميشود، چنين اشخاصي غيورتر و نسبت به همسران خود حساستر ميگردند. اينگونه افراد حتي نسبت به ناموس ديگران نيز حساس ميگردند. يعني وجدانشان اجازه نميدهد كه ناموس اجتماع مورد تجاوز قرار گيرد. ناموس اجتماع ناموس خودشان ميشود. " « ما زني غيور قط » " )1 )يعني هرگز علي عليه السلام جمله عجيبي دارد. ميفرمايد: يك انسان شريف و غيور زنا نميكند. نفرموده است: انسان حسود زنا نميكند، بلكه فرمود انسان غيور زنا نميكند. چرا؟ براي اينكه غيرت يك شرافت انساني و يك حساسيت انساني است نسبت به پاكي و طهارت جامعه. انسان غيور همانطور كه راضي نميشود. دامن ناموس خودش آلوده گردد، راضي نميشود دامن ناموس اجتماع هم آلوده شود. زيرا غيرت غير از حسادت است. حسادت يك امر شخصي و فردي و ناشي از يك سلسله عقدههاي روحي است، اما غيرت يك احساس و عاطفه نوع بشري است. اين خود دليل است كه " غيرت " از خودپرستي ناشي نميشود، احساس خاصي است كه قانون خلقت براي تحكيم اساس زندگي خانوادگي كه يك ز ندگي طبيعي است نه قراردادي، ايجاد كرده است. و اما اينكه آيا نظر اسلام درباره حجاب و پوشش احترام گزاردن به حس غيرت مرد است يا نه؟ جواب اينست كه بدون شك اسلام همان فلسفهاي كه در حس غيرت پاورقي: -1 نهج البلاغه، حكمت305 🖇به ما بپیوندید... ╔═.🍃🕊.═══♥️══╗ https://eitaa.com/sedighehTh7 https://rubika.ir/rihaneh_beheshti ╚═♥️════.🍃🕊.═╝
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷 صدیقه طاهره س🌷
پادت۱۸ #کتاب_مسئله_حجاب از خودخواهي و انحصار طلبي دانست ولي احساس مرد چنانكه گفتيم جنبه نوعي و اج
پارت19 عادت زنانگي به عقيده بعضي حجاب و خانه نشيني زن ريشه رواني دارد. زن از ابتدا در خود نسبت به مرد احساس حقارت ميكرده است از دو جهت: يكي احساس نقص عضوي نسبت به مرد، ديگري خونروي ماهانه و حين زايمان و حين ازاله بكارت. اينكه عادت ماهانه نوعي پليدي و نقص است، فكري است كه از قديم در ميان بشر وجود داشته است و به همين دليل زنان در ايام عادت مانند يك شيء پليد در گوشهاي محبوس بودهاند و از آنها دوري و اجتناب ميشده است. شايد به همين علت است كه از پيغمبر اكرم درباره اين عادت سؤال شد. ولي آيهاي كه در پاسخ اين سؤال نازل شد اين نبود كه حيض پليدي است و زن حائض پليد است و با او معاشرت نكنيد، پاسخ رسيد كه نوعي بيماري تن است و در حين آن بيماري از همخوابگي احتراز كنيد ( نه از معاشرت): « يسئلونك عن المحيض قل هو اذي فاعتزلوا النساء في المحيض » ( .)1 يعني از تو درباره حيض سؤال ميكنند. بگو نوعي بيماري است، بگو نوعي بيماري است، در حال اين بيماري اب زنان نزديكي نكنيد. قرآن اين حال را فقط نوعي بيماري مانند ساير بيماريها خواند و هرگونه پليدي را از آن سلب كرد. سنن ابوداود " جلد اول صفحه 499 در شأن نزول اين آيه مينويسد: " در " انس بن مالك گفت عادت يهود اين بود كه همينكه زني از آنها حائض ميشد او را از خانه بيرون ميكردند، نه با او غذا ميخوردند و نه از ظرف او آب ميآشاميدند و نه با او در يك اتاق ميزيستند. لهذا از رسول خدا در اين باره سؤال شد و اين آيه نازل گشت. رسول خدا از دوري گزيدن از آنها منع كرد و فرمود جز همبستري هيچ ممنوعيت ديگري ندارند ". بررسي نيا عامل از نظر اسلام از نظر اسلام زن حائض حكم يك انسان به اصطلاح " محدث " را يعني انسان فاقد وضو و غسل را دارد كه در آن حال از نماز و روزه محروم است. يعني وضو يا غسل مرتفع " حدث " نوعي پليدي است كه با " طهارت " هر موجب ميگردد. بدين معني حيض ار نيز ميتوانيم مانند جنابت، خواب، بول و غيره پليدي بدانيم. ولي اين نوع پليدي اولا اختصاص به زن ندارد و ثانيا با غسل يا وضو مرتفع ميگردد. در ميان يهوديان و زردشتيان با زن حائض مانند يك شيء پليد رفتار ميشده است و اين جهت، هم در زن و هم در مرد اين فكر را به وجود آورده كه زن موجود پست و پليدي است، و مخصوصا خود زن در آن حالت احساس شرم و نقص ميكرده خود را مخفي ميساخته است. قبلا از ويل دورانت نقل كردهايم كه گفت: پس از داريوش مقام زن مخصوصا در ميان طبقه ثروتمندان تنزل پيدا كرد. زنان فقير " چون براي كار كردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي خود را حفظ كردند. ولي در مورد زنان ديگر گوشه نشيني زمان حيض كه برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا كرد و سراسر زندگاني اجتماعي ايشان را فرا گرفت ". و هم او ميگويد : " نخستين مرتبه كه زن حيا و شرم را احساس كرد آن وقت بود كه فهميد در هنگام حيض نزديك شدن او با مرد ممنوع است ". درباره اينكه زن ابتدا در خود احساس نقص ميكرده است و سبب شده كه همه خود او و هم مرد، او را موجود پست بشمارد، سخنان زيادي گفته شده است. خواه نآ سخنان درست باشد و خواه نادرست، با فلسفه اسلام درباره زن و پوشيدگي زن رابطهاي ندارد. اسلام نه حيض را موجب پستي و حقارت زن ميداند و نه پوشيدگي را به خاطر پستي و حقارت زن عنوان كرده است، بلكه منظورهاي ديگري داشته است، چنانكه بعدا خواهيم گفت پاورقي: - 1 سوره بقره آيه 222 🖇به ما بپیوندید... ╔═.🍃🕊.═══♥️══╗ https://eitaa.com/sedighehTh7 https://rubika.ir/rihaneh_beheshti ╚═♥️════.🍃🕊.═╝
🌷 صدیقه طاهره س🌷
پارت19 #کتاب_مسئله_حجاب عادت زنانگي به عقيده بعضي حجاب و خانه نشيني زن ريشه رواني دارد. زن از
پارت20 بالا بردن ارزش عللي كه قبلا ذكر كرديم كم و بيش مورد استفاده مخالفان پوشيدگي زن قرار گرفته است. به عقيده ما يك علت اساسي در كار است كه مورد غفلت واقع شده است. به عقيده ما ريشه اجتماعي پديد آمدن حريم و حائل ميان زن و مرد را در ميل به رياضت، يا ميل مرد به استثمار زن، يا حسادت مرد، يا عدم امنيت اجتماعي، يا عادت زنانگي نبايد جستجو كرد و لااقل بايد كمتر در اينها جستجو كرد. ريشه اين پديده را در يك تدبير ماهرانه غريزي خود زن بايد جستجو كرد. بزرگتر ني تدب ري زنانه به طور كلي بحثي است درباره ريشه اخلاق جنسي زن از قبيل حيا و عفاف، و از آنجمله است تمايل به ستر و پوشش خود از مرد. در اينجا نظرياتي ابراز شده است. دقيقترين آنها اينست كه حيا و عفاف و ستر و پوشش تدبيري است كه خود زن با يك نوع الهام براي گرانبها كردن خود و حفظ موقعيت خود در برابر مرد به كار برده است. زن با هوش فطري و با يك حس مخصوص به خود دريافته است كه از لحاظ جسمي نميتواند با مرد برابري كند و اگر بخواهد در ميدان زندگي با مرد پنجه نرم كند از عهده زور با زوي مرد بر نميآيد، و از طرف ديگر نقطه ضعف مرد را در همان نيازي يافته است كه خلقت در وجود مرد نهاده است كه او را مظهر عشق و طلب، و زن را مظهر معشوقيت و مظلوميت قرار داده است. در طبيعت، جنس نر گيرنده و دنبال كننده آفريده شده است. به قول ويل دورانت: " آداب جفتجوئي عبارت است از حمله براي تصرف در مردان، و عقب نشيني براي دليري و فريبندگي در زنان... مرد طبعا جنگي و حيوان شكاري است، عملش مثبت و تهاجمي است. زن براي مرد همچون جائزهاي است كه بايد آنرا بربايد ". وقتي كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد يافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست همانطور كه متوسل به زيور و خودآرائي و تجمل شد كه از آن راه مرد تصاحب كند، متوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نيز شد. دانست كه نبايد خود را رايگان كند بلكه بايست آتش عشق و طلب او را تيزتر كند و در نتيجه مقام و موقع خود را بالا برد. سخن ليو دورانت ويل دورانت ميگويد: " حيا امر غريزي نيست بلكه اكتسابي است. زنان دريافتند كه دست و دلبازي مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند ". ويل دورانت ميگويد: " خودداري از انبساط، و امساك در بذل و بخشش بهترين سلاح براي شكار مردان است. اگر اعضاي نهاني انسان را در معرض عام تشريح ميكردند توجه ما به آن جلب ميشد ولي رغبت و قصد به ندرت تحريك ميگرديد. مرد جوان به دنبال چشمان پر از حيا است و بي آنكه بداند حس ميكند كه اين خودداري ظريفانه از يك لطف و رقت ". عالي خبر ميدهد نکته سنجي مولوي مولوي، عارف نازك انديش و دوربين خودمان مثلي بسيار عالي در اين زمينه ميآورد، اول درباره تسلط معنوي زن بر مرد ميگويد: زين للناس حق آراسته است زانچه حق آراست چون تانند رست چون پي يسكن اليهاش آفريد كي تواند آدم از حوا بريد رستم زال ار بود، وز حمزه بيش هست در فرمان اسير زال خويش آنكه عالم مست گفتارش بدي كلميني يا حميرا ميزدي آنگاه راجع به تأثير حريم و حائل ميان زن و مرد در افزايش قدرت و محبوبيت زن و در بالا بردن مقام او و در گداختن مرد در آتش عشق و سوز، مثلي لطيف ميآورد: آنها را به آب و آتش تشبيه ميكند، ميگويد مثل مرد مثل آب است و مثل زن مثل آتش، اگر حائل از ميان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه ميكند و آنرا خاموش ميسازد، اما اگر حائل و حاجبي ميان آن دو برقرار گردد مثل اينكه آب را در ديگي قرار دهند و آتش در زير آن ديگ روشن كنند، آنوقت است كه آتش آب را تحت تأثير خود قرار ميدهد، اندك اندك او را گرم ميكند و احيانا جوشش و غليان در او به وجود ميآورد، تا آنجا كه سراسر وجود او را تبديل به بخار ميسازد. ميگويد: آب غالب شد بر آتش از لهيب زآتش او جوشد چو باشد در ``حجيب`` 🖇به ما بپیوندید... ╔═.🍃🕊.═══♥️══╗ https://eitaa.com/sedighehTh7 https://rubika.ir/rihaneh_beheshti ╚═♥️════.🍃🕊.═╝
🌷 صدیقه طاهره س🌷
پارت20 #کتاب_مسئله_حجاب بالا بردن ارزش عللي كه قبلا ذكر كرديم كم و بيش مورد استفاده مخالفان پ
پارت21 ديگي حايل آمد آن دو را نيست كرد آن آب را كردش هوا مرد برخلاف آنچه ابتدا تصور ميرود، در عمق روح خويش از ابتذال زن و از تسليم و رايگاني او متنفر است. مرد هميشه عزت و استغناء و بي اعتنائي زن را نسبت به خود ستوده است. سخن ابن العف في و نظامي ابن العفيف ميگويد: تبدي النفار دلالا و هي آنسه يا حسن معني الرضا في صوره الغضب نظامي ميگويد: چه خوش نازي است ناز خوبرويان زديده رانده را از ديده جويان به طور كلي رابطهاي است ميان دست نارسي و فراق از يك طرف و عشق و سوز و گرانبهائي از طرف ديگر، همچنانكه رابطهاي است ميان عشق و سوز از يك طرف و ميان هنر و زيبائي از طرف ديگر، يعني عشق در زمينه فراقها و دست نارسيها ميشكفد و هنر و زيبائي در زمينه عشق رشد و نمو مييابد. گفته راسل برتراند راسل ميگويد: " از لحاظ هنر مايه تأسف است كه به آساني به زنان بتوان دست يافت و خيلي بهتر است كه وصال زنان دشوار باشد بدون آنكه غير ممكن گردد ". هم او ميگويد: در جائي كه اخلاقيات كاملا آزاد باشد، انساني كه بالقوه ممكن است عشق شاعرانهاي " داشته باشد عملا بر اثر موفقيتهاي متوالي به واسطه جاذبه شخصي خود، ندرتا نيازي به توسل به عاليترين تخيلات خود خواهد داشت ". ويل دورانت در لذات فلسفه ميگويد: " آنچه بجوئيم و نيابيم عزيز و گرانبها ميگردد. زيبائي به قدرت ميل بستگي دارد و ميل با اقناع و ارضاء، ضعيف و با منع و جلوگيري، قوي ميگردد ". سخن آلفرد يه چکاک از همه عجيبتر سخني است كه يكي از مجلات زنانه از آلفرد هيچكاك - كه به قول آن مجله به حسب فن و شغل فيلمسازي خود درباره زنان تجارب فراوان دارد - نقل ميكند. او ميگويد: من معتقدم كه زن هم بايد مثل فيلمي پرهيجان و پرآنتريك باشد، بدين معني كه " ماهيت خود را كمتر نشان دهد و براي كشف خود مرد را به نيروي تخيل و تصور زيادتري وادارد. بايد زنان پيوسته بر همين شيوه رفتار كنند يعني كمتر ماهيت خود را نشان دهند ". و بگذارند مرد براي كشف آنها بيشتر به خود زحمت دهد ايضا همان مجله در شماره ديگري از همين شخص چنين نقل ميكند: " زنان شرقي تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و رويبندي كه به كار ميبردند خود بخود جذاب مينمودند و همين مسأله جاذبه نيرومندي بدانها ميداد، اما به تدريج با تلاشي كه زنان اين كشورها براي برابري با زنان غربي از خود نشان ميدهند حجاب و 🖇به ما بپیوندید... ╔═.🍃🕊.═══♥️══╗ https://eitaa.com/sedighehTh7 https://rubika.ir/rihaneh_beheshti ╚═♥️════.🍃🕊.═╝