فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#استادرائفۍپور
⭕️ لات با مرام در حرم امام رضا(؏) 😁♥️
🔰مقام معظم رهبری:
شهید برونسی تحصیلات عالیه که نداشت، وقتی سخنرانی می کرد تأثیر حرفش از آدم های تحصیل کرده به مراتب بیش تر بود، کاملاً تحت تأثیر قرار می داد.
روحیه انقلابی این است.
🌷سردار شهید #عبدالحسین_برونسی🌷
ولادت: ۱۳۲۱/۶/۳
روستای گلبوی کدکن از توابع تربتحیدریه
شهادت: ۱۳۶۳/۱۲/۲۳
عملیات بدر
پیکر پاکش در ۲۵ اسفند شناسایی و بالاخره پس از ۲۷ سال مفقودی در تاریخ ۱۹ اردیبهشت سال ۹۰، همزمان با سالروز شهادت حضرت زهرا(س) بر دوش مردم مشهد تشییع و به خاک سپرده شد.
هدیه به روح شهید برونسی فاتحه مع صلوات 🌹
اللهم صل علی محمد وآل محمد🌹🌹
#از_شهدا_بیاموزیم ❣❣❣❣❣
4_5999006634523756159.mp3
945.1K
❧🔆✧﷽✧🔆❧
🔻📖 تلاوت قرآن کریم
〽️ #تلاوت_روزانه
〽️ #سوره_انعام
〽️ #جزء_7
〽️ #صفحه132
🎤#ابوعبدالله_المظفر
یاسَامِعَ کُلِّ نَجْوى(موسوی):
سلام علیکم
ختم قران دارم .
برای پدر بزرگ مرحومم سیدیونس موسوی🥀🍃 🖤💔
ممنون میشم دوستانی که قصد دارن شرکت کنن پی وی اعلام کنن🌹🌹
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
تا حالا ۶جز خونده شده😊🌱
#روایت_عشق 💌
همراه با آقا اسماعیل از سه راه خرمشهر به سمت خط در حرکت بودیم . خودروی ما یک استیشن کولردار بود . چندنفر از بسیجی ها به محض دیدن استیشن ، دست بلند کردند. من هم مشتاقانه پا روی ترمز نهادم و آنها را سوار کردم. یکی از آنان ، همین که سوار شد و هوای خنک داخل را احساس کرد ، با لحن خاصی گفت : «واای ، شما چه جای خنکی نشسته اید!» آقا اسماعیل با شنیدن این جمله در خود فرو رفت و چیزی نگفت ؛ ولی وقتی آنان پیاده شدند ، به کولر اشاره کرد و گفت :«خاموشش کن!»
بعد آن روز ، دیگر سوار خودروی کولر دار نشد و به تردد با یک ماشین آمبولانس قناعت کرد .
روزی _ در آمبولانس _ سر صحبت را باز کرد و گفت : «من چون فرمانده هستم خودروی کولردار سوار شوم و بچه بسیجی ها در هوای گرم به سر ببرند ؟!»
نگه جهان نوردی ، قدمی ز خود برون آ
که ز خویش اگر گذشتی ، همه جا رسیده باشی
#سردارشهید_اسماعیل_دقایقی
📚بدرقه ماه ص ۸۰
#روایت_عشق 💌
تیسمار بابایی همیشه «هوای سربازان را داشت». روزی به محل خدمت می آید، متوجه می شود که سرباز نگهبان در محل پست خوابیده است. بدون اینکه ترشرویی کند، بیدارش می کند و می پرسد: چرا در هنگام پست خوابیدی؟ سرباز هم پاسخ می دهد: امیر! 8ساعت است که در حال نگهبانی هستم. دیگر این ساعات آخر کم آوردم.
تیمسار اسلحه را از او تحویل می گیرد و او را به آسایشگاه جهت استراحت می فرستد و خود پست می دهد! هر چه اطرافیان اصرار می کنند که: امیر شایسته نیست که فرمانده پایگاه جای یک سرباز پست دهد! تیمسار گوش نمی دهد! پس از ۸ ساعت فرمانده قرارگاه را فرا می خواند می فرماید: ۸ ساعت سخت است! سرباز حق دارد سر پست بخوابد! خودم سختی آن را کشیدم. از این به بعد، پستها را ۳ ساعته کنید!
سردار شهید سر لشکر خلبان
#عباس_بابایی 🌷
کجایند مردان خوب خدا
کجایند مسئولین بی ادعا
دریغ از فراموشی راه لاله ها
کاش مسئولین فعلی هم بشوند رهرو راه شهدا