-سِیوآ؛
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من؛ -مولوی
خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من؛
.
یه دیالوگ خیلی قشنگ داشت که میگفت :
« آدمها همیشه برمیگردن ولی موقعی که
تو زندگی کردن بدون اونا رو یاد گرفتی »
یک لحظه بدیدم آن رُخِ زیبای ماهش
افسوس که کم بود زمانِ آن نگاهش
با پوشیه اش خواستِ کس او را نبیند
نمیداند شدم عاشق از آن ریز نگاهش