﷽
_______________
هفته پیش چهارشنبه اینجا بودم. زل زدم به قاب عکست که جلوی میکروفون تنظیم شده بود. خیال کردم هفته بعد میخواهی روی این بالکن، جلوی پرده آبی برایمان حرف بزنی. حدس زدم شاید ایستاده سخنرانی کنی و از تاریخ ایران بگویی تا برسی به این روزها. من هم مثل همیشه از راه دور، بروم توی کانال خامنهای دات آی آر و تکه تکه حرفهایت را بخوانم تا بسته کامل بارگذاری شود. توی رویا بودم که دستهای دختر نوجوان سیاه پوش آمدند زیر بالکن و اشک ریختند و هم دیگر را بغل کردند. رویایم شکست و لبخند روی لبم ماسید و حسرت قلبم را نیشگون گرفت و دردش پیچید توی جانم.
راستی حواست هست نوشتههایم ضمیر دوم شخص مفرد گرفته و از #او برایم #تو شدهای؟
@selvaaa
یکی از هنرجوهای سابقم، خادم این هیئت دخترونهست. اگر ساکن تهران هستید و دختر نوجوان دارید، دوم، سوم و چهارم تیرماه دعوتید به این محفل.🌱
https://eitaa.com/joinchat/28573773Cde0db10308
-2313280534621184255_561679887954325.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
هدایت شده از کارام جانم میرود
ا﷽
روز ۹ اسفند وقتی انفجارهای پیدرپی بیت رهبری را لرزاند، ترکشهایش به قلب تکتک مردم ایران اصابت کرد. چه آنهایی که در خیابان کشوردوست ساکن بودند و چه آنهایی که در زابل و تایباد و جلفا و پیرانشهر زندگی میکردند.
همهی ما مجروح آن حادثه هستیم. روحمان زخمی عمیق برداشته، زخم فراق رهبر. زخمی که با گذشت چهار ماه هنوز خون تازه دارد.
ما ملت مبهوتی هستیم که در مرحلهی انکارِ سوگ ماندهایم. ما روزها و ماهها، زمان احتیاج داریم تا بفهمیم بعد از ۹ اسفند چه حفرهای در قلبمان ایجاد شده است.
اما دست تقدیر نمیایستند و چرخ روزگار میچرخد.
این روزها که به وداع و تشییع رهبرمان رسیدهایم، در همین حالِ بهت و ناباوری باید این لحظهها را ثبت کنیم تا برای خودمان و آیندگانمان باقی بماند.
فرقی نمیکند چه از دل خانه، چه از وسط موکب پذیرایی و چه از کنار پیکر رهبر شهیدمان، باید قلم دست بگیریم و روایت اقتدار و حماسه از وداع با آن مردِ خدا را بنویسیم.
در این کانال روایتهایی از سراسر ایران را خواهیم خواند. روایتهایی از یادبودهای خانگی، روایتهایی از مسافران خارجی در فرودگاه، روایتهایی از مرزهای زمینی، روایتهایی از خیابانهای تهران و قم و مشهد تا روایتهایی از کنار پیکر آقا.
#باید_برخاست
#یالثارات_الحسین (ع)
〰〰〰〰
💠 هر روایت قطعهای از حافظهی تاریخی این روزهاست
#کارامجانممیرود || روایتهای مردمی از وداع با رهبر شهید
📍ایتا | بله |📍
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو هر وقت خواستی بیایی مصلی، من زودتر رسیدم. زیر تیغ آفتاب اول صبح، بیقرار منتظرت ماندم. فرقی نداشت نماز عید فطر باشد یا جمعه نصر. تا میآمدی همه جلو پایت قیام میکردیم.
حالا تو همانجا آمدهای و من نرسیدم. برایت قیام کردهاند ولی عزیزم چرا خوابیده آمدی؟
#تو
#واقعاداریمیروی؟
@selvaaa
هدایت شده از مهجور ☫
با سلام و احترام؛
لطفا کارت پستال را باز نمایید.
https://DigiPostal.ir/cv2unsu