eitaa logo
ستارگان آسمانی ولایت⭐️
147 دنبال‌کننده
6.9هزار عکس
465 ویدیو
28 فایل
بسم رب الشهداء🌹 بااین ستاره‌هامیشود #راه راپیداکردبه شرطها وشروطها.. #کمی_خلوص #کمی_تقوا #کمی_امید #کمی_اعتقاد میخواهد. به نیابت از #شهیدان #سعیدبیاضےزاده #احسان_فتحی (یگانه شهیدمدافع حرم شهرستان بهبهان) ارتباط با مدیر @sh_bayazi_fathi313
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ربناهای قنوتم همه ‌اش کرب‌وبلاست جزحرم بر لب من نیست دعایی ابداً #صبحتون_حسینی #اللهم_الرزقنا_توفیق_زیارة‌_الحسین https://eitaa.com/setaregan_velayat313
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
#شهید_سعید_بیاضے_زاده ❤️ دردِ بے درمان شـنیدے؟ حالِ مـن یعـنے همـین! بے تو بودن،درد دارد مے زند مـن را زمـین #صبحتون_شهدایی🌷 https://eitaa.com/setaregan_velayat313
🍃 ♡دل نیستـــــ ♡هرآن دل ڪھ ♡ دلارام نـدارد ♡بے روی دلارام ♡دل آرام ندارد #شهید_احسان_فتحے 🍃 https://eitaa.com/setaregan_velayat313
💠 #با_شهدا ❤️ #شهید_حاج_محمد_ابراهیم_همت 🔶 ننگ تاریخ بر پیشانی ما خواهد ماند، اگر ذره ای از راه شهیدان عقب نشینی کنیم، مانند خوارج نهروان خواهیم بود اگر به اسلام و امام و شهیدان پشت کنیم. https://eitaa.com/setaregan_velayat313
💠وصیت شهید حججی به بانوان: 🔸همیشه این بیت شعر را به یاد بیاورید آن زمانی که حضرت رقیه سلام الله خطاب به پدرش فرمودند: 🔹غصه حجاب من را نخوری باباجان چادرم سوخته اما به سرم هست هنوز https://eitaa.com/setaregan_velayat313
ستارگان آسمانی ولایت⭐️
🖊#کف_خیابون 72 حالا حرف بسیاره در این مورد... اینکه چطور پیش بینی کردیم و درست دراومد، از همون نکات
🖊 73 میدونم که بعدا خوانندگان گرامی ممکنه اعتراض کنند که چرا موضوع شکار تیم نفوذی در مجموعه خودمون و گیر انداختن عوامل شهادت شهید شاهرودی را خیلی سربسته و اجمالی نوشتم! خب حق دارن بنده های خدا! اما چاره ای نیست... هم از موضوع اصلیمون فاصله میگیریم و هم بعضی چیزا را باید مکتوم گذاشت! خیلی حواسمون جمع کردیم که چهره و هویت هیچکدوممون مخصوصا 233 لو نره... بخاطر همین حتی وقتی بچه های خودمون هم اومدن برای انتقال الناز و اون یکی دو نفر نفوذی، 233 پوشیه زد و حتی خود من هم چهره خودمو پوشونده بودم! بعلاوه اینکه حتی دقت کردم کانال ارسال خبر و دریافت دستور و ماشین انتقال و خیلی چیزای دیگه، به صورت زیر پوستی و با رعایت تمام نکات حفاظتی انجام بشه. یک روز به 233 و عبداللهی که خانم بودند استراحت مطلق و تشویقی دادم... ینی حدودا 30 ساعت... چون دوتاشون خیلی زحمت کشیده بودند... 233 که حتی به قفسه سینه اش هم ضربه بدی خورده بود اما به روی خودش نمیاورد و ما هم تا چند روز نمیدونستیم. عبداللهی هم از فشار سیگنال ها و کار با دستگاه های ارتباطی و مخابراتی داشت دیوونه میشد. گفتم دوتاتون برید به خودتون و زندگیتون برسید... گفتم تلاش میکنم از حالا به بعد شب ها زودتر کار را تموم کنیم تا بتونید زودتر برسید خونه... خودم شبها میمونم همین جا... مخصوصا 233 که در شهرک ............ زندگی نمیکرد و بخاطر حساسیت کار خودش و شوهرش مجبور بودن خیلی گمنام تر از بقیه در یکی از محله های اطراف میدون خراسون زندگی کنند! اما من و ابوالفضل موندیم دفتر... به ابوالفضل گفتم همینه که هست... هم مجردی و هم مردی ... زورم به تو بیشتر میرسه... اصلا چه معنی داره بچه مجرد زود بره خونه؟! نمیخوام مامان و بابات فکر کنند دیگه وقتشه که برات آستین بالا بزنند... من عاشق پسرای مجردی هستم که در کارها بیشتر میتونم بهشون زور بگم... حالا اگر زن و بچه هم داشتی خیلی فرقی نمیکردا... کلا نمیخوام بری خونتون! فرمایشیه؟! ابوالفضل با لبخند گفت: «حاجی مگه من حرفی زدم؟! جسارتا خودت میگی و خودت هم جواب خودت میدی! اصلا اگر من حرفی زدم و اعتراضی کردم، منو بده هاپو بخوره! اصلا چرا هاپو؟! بده عفت منو ببره! عفت هم نه... بده ... راستی حاجی وقتی داشتی نماز میخوندی، سه چهار تا تماس نسبتا طولانی از خط مزون و خونه افشین و یکی از خط های کوروش ثبت شده بود!» گفتم: «بمیری تو! حالا باید بگی؟! کو؟ بفرست رو سیستمم!» تا من اون تماس ها را آنالیز کردم فهمیدم که بازم برنامه قم دارن... اینبار گفتن که افسانه هم باید باشه... چندان اطلاعی از خونه فحشای قم نداشتم... چون اون پروژه را واگذار کرده بودم و داشت مسیر خودشو میرفت... اما... در بین تماسهایی که بود، حرف از جلسه بزرگی میزدند که قرار بود هفته آیندش برگزار بشه... البته اگر یادتون باشه، عفت هم در دفتر اون بنده خدا به یکی از همونا گفته بود که جلسه ای در تهران داریم که همه باید باشن! پس خیلی برای ما تازگی نداشت! اما اون چیزی که باید بیشتر روش کار میکردیم، این بود که کلید واژه «قم» خیلی تکرار میشد! ینی معمولا در تماس های مهمی که داشتند یکی همین کلمه «قم» بود که خیلی تکرار میشد و معلوم بود که حالا حالاها براش برنامه دارن و عفت حسابی مشغوله! و یکی هم کلید واژه «بچه های باغ» چند مرتبه در طول روز تکرار میشد! ما از مسئله قم خیلی چیزا میدونستیم و حتی به دفتر روحانیت خودمون هم میخواستیم بگیم که اونا هم حواسشون باشه اما دستور اومد که فعلا صلاح نیست و به کارتون ادامه بدید! ما هم گفتیم چشم! اما این واژه «بچه های باغ» خیلی رو اعصاب بود! مثلا میگفتن: ناهار بچه های باغ چی شد؟! میان وعده چی دارین برای بچه های باغ؟! چرا سرویس بچه های باغ امروز صبح دیر رفته دنبالشون؟! و از اینجور چیزا... نمیشد به سادگی از کنار هیچ چیز گذشت... چه برسه به واژه ای به این مهمی! که احساس حرفه ایم بهم میگفت خیلی دردسر بزرگی پشت این کلمه خوابیده! پس ما باید روی دو چیز متمرکز میشدیم: یکی جلسه ای که قرار بود هفته دیگش در تهران برگزار بشه... ینی دقیقا 10 روز قبل از انتخابات ! ... و یکی هم باید ته و توی بچه های باغ را درمیاوردیم! ادامه دارد...🚸 @mohamadrezahadadpour ایتا https://eitaa.com/setaregan_velayat313 سروش https://sapp.ir/bayazi_and_fathi313
🖊 74 به ابوالفضل دستور دادم که همه مکالمات درباره بچه های باغ را آنالیز کنه! یه کم دیر متوجه این کلمه شده بودیم... تمام تماس ها و پیامک ها و شواهد میدانی و ... نشون میداد که یه خبرایی هست! اما چه خبرایی؟ مرخصی 30 ساعته 233 و عبداللهی تموم شد... چرا دروغ بگم... تموم تموم که نه... دو سه ساعتی هنوز مونده بود که هردوشون سر و کلشون پیدا شد... میگفتن دلمون طاقت نیاورده... بازم خدا خیرشون بده که اینقدر تعهد به خدمت دارن! عصرش جلسه کاری گرفتیم... بازم به تقسیم کار نیاز داشتیم... عبداللهی گزارش خوبی داد و گفت: «از بررسی حدودا 40 ساعت از تماس ها و پیامک ها و ایمیل ها و... میشه فهمید که جلسه هفته آینده که خیلی به انتخابات نزدیکه، قراره در خیابان......... حسینیه.......... برگزار بشه! یکی از رابطین ما در واحد جنگال (واحد تحقیقات و عملیات جنگ الکترونیک) بالاخره دیشب تونست تماس های عفت که از طریق خط ماهواره ای بوده را هک کنه و محتوای تماس ها را برام ارسال کنه!» گفتم: «بسیار خوب! اما خانم عبداللهی! برای من الان سه تا چیز خیلی مهمه و جسارتا تا این سه تا را یه جورایی برام روشن نکنید کار خاصی انجام ندادید! اولیش اینکه آیا حدسم درسته که آقای حجت الاسلام ............. سخنران این مراسم هست یا نه؟ دوم اینکه آیا حدسم درسته که با این اردوکشی که عفت به قم داشته و داره، و همچنین دیگر رابطینشون در سرار کشور، این جلسه مخصوص روحانیت است یا نه؟ سوم اینکه پک اهدایی جلسه چیه؟!» همشون یه کم معلوم بود که تعجب کردن! عبداللهی با حالت تعجب و پرسشی گفت: «چشم... حتما پیگیری میکنم... اما داستان پک و هدیه چیه؟!» گفتم: «ببینید! اول سخنرانش مهمه که کیه؟! قطعا از ستاد کسانی که کاندیدای اونا هستن نیست! چون اونا خیلی احتیاط میکنند و قطعا برای چنین جلسه مهمی از دو یا سه شخصیت لیدر استفاده میکنند که کمتر توی چشم باشن! من فکر میکنم از همون حجت الاسلام........ استفاده کنند برای سخنرانی اون جلسه! دلیل دارم... چون دارن ازش بت میسازن... یکی که در پس پرده غیبته و همشون هلاکش هستن... حتی از اینکه صدا و سیما هم تحویلش نمیگره، خوشحالن و از همین «حربه خوشحالی» دارن استفاده میکنند! به احتمال قوی خودشه و اونو میارن واسه سخنرانی! یه چیزی هم بهتون بگم... وقتی اونو خیلی در اینجور جلسات علمایی خودشون دعوت کنند و کمتر هم در دید بقیه باشه، کم کم روی «آیت الله» خطاب کردنش و «لیدر» جنبش خطاب کردنش هم مانور میدن! اما نمیدونن که ما حواسمون هست و صدای ضبط شدشون را داریم که رفتن بیت «م خ» و همه چیزو اونجا بستن! دوم اینکه کارکشته ترین کسی که دارن را مسئول پروژه قم کردن! اینم نه اینکه فقط چهارتا فاحشه ببره و بیاره که جو قم را خراب کنند! حرف بالاتر از این حرفاست... اصل قم، به جایگاه روحانیت و معتبرترین حوزه علمیه جهان تشیع بودنش هست... پس جلسه خیلی باید علمایی باشه... و بلکه بهتره بگم «میتینگ علما» ست ! و برای اینکه پیام خودشون را به نظام برسونند، از همه جا میارن و یکی دو روز هم ازشون پذیرایی میکنند! شک ندارم که این جلسه، نقطه مقابل مجمع سالانه «علمای بلاد» قم خواهد بود که هر سال با پیام رهبر معظم انقلاب و دیگر مراجع محترم تقلید برگزار میشه و معمولا در موسسه آیت الله مصباح صورت میگره! و اما سوم... پک فرهنگی و سیاسی که در آستانه انتخابات بهشون میدن باید جالب باشه! میخوام بدونم چی بهشون میدن؟! چون مطمئن باشید که هر سی دی و هر کتاب و مقاله ای که در این میتینگ بهشون بدن، خوراک منبر و سخنرانی همونایی میشه که در اون جلسه شرکت کردن! ینی حتی متن و حاشیه سخنرانی اون روحانیون در آستانه انتخابات را میخوان تامین کنند تا همشون حرفهای مشترک و مواضع یکسان بگیرن! میبینید دوستان! میبینید چقدر همه چیز حساب شده است؟ من از هیچکدوم از این چیزا نمیترسم! الحمدلله از این مسائل هم گذر میکنیم... اما من از اون چیزی که یه کم میترسم و ذهنمو به خودش مشغول کرده، اینه که بخوان اونا را تا انتخابات، تهران نگه دارن!! این یه کم اذیتم میکنه! نگه داشتن حداقل 100 نفر با اون سر و وضع علمایی و شدت وابستگیش به جریان اینا و ... یه کم خطرناکتر از حد معموله! حالا خدا نکنه بزنه به کلشون و بخوان بریزن تو خیابون!! میگیرین چی دارم میگم؟! » ادامه دارد...🚸 @mohamadrezahadadpour ایتا https://eitaa.com/setaregan_velayat313 سروش https://sapp.ir/bayazi_and_fathi313
🖊 75 همه این حرف ها یه طرف... اما خیلی وقتمون کم بود... نیروی دیگری هم نداشتیم... باید دو تا مسئله ای گفتم را با هم بررسی میکردیم. فورا تقسیم کار مجدد کردیم... عبداللهی و 233 روی طرح بچه های باغ... من و ابوالفضل هم روی اجلاسی که قرار بود برگزار بشه! مسئله اجلاس خیلی مهم تر بود... هر چند میفهمید که ماجرای بچه های باغ هم مشکلات زیادی به وجود آورد... اما داستان اجلاس در دستور کارمون بود... نه فقط برای ما... جوری که فهمیدیم حتی چند تا گروه دیگه هم از بچه های اداره خودمون سوژه هایی که داشتند را دنبال کرده بودند و اونا هم رسیده بودند به همین اجلاس! همه حرکات و دیدارهای عفت در آستانه انتخابات، مخصوصا در جریان این اجلاس، خیلی تعیین کننده بود... ترتیبی دادم که عفت را 24 ساعته تحت نظر داده باشیم... به بچه ها سفارش کردم که حتی از جای خواب و خوراکش هم باید اطلاع داشته باشیم... چه برسه به دیدارها و ملاقات ها و... نکته ای که باید خودم پیگیری میکردم، نفوذ به مکان و زمان اجلاس مذکور بود. خیلی درباره اش فکر کردم... اینقدر برام مهم بود که خودم در اون جلسه باشم که حتی نشستم و برنامش را نوشتم... در همون اوضاع و احوال، رابط ما در قم بهم اطلاع داد که از طرف همون رییس دفتر و چند نفر دیگه که اون شب در اون جلسه عفت بودند دارن برای اجلاس اسم نویسی میکنند! حتی دارن از طلبه های معمم معمولی هم اسم مینویسن تا بلکه نوعی پوشش برای حضور کسانی باشه که قرار نیست لو برن! ضمن اینکه شلوغ شدن اون جلسه هم مدنظرشون بوده! تصمیم گرفتم برم قم اما جور نمیشد... چون کارها خیلی عقب میموند و نمیتونستیم همه چیزو هماهنگ کنیم... در یه سردرگمی خاصی به سر میبردیم... فردای اون روز، 233 و عبداللهی خبرای بدی از پروژه بچه های بچه باغ ارائه دادند که خیلی خطرناک بود! درخواست جلسه فوری کردند... جلسه تشکیل شد... عبداللهی شروع کرد و گفت: «قربان ما حدود 17 ساعت بررسی کردیم... همه چیزو بررسی کردیم... هر چی که فکرش بکنید... از باشگاه کوروش شروع کردیم... چون فهمیدیم که اونا هر روز به طرف باغ وسیعی بعد از جاده لشکرک میرفتند! با وجود اینکه خیلی احتیاط میکردند اما من و 233 مجبور شدیم خودمون وارد عمل بشیم و به اطلاعات مجازیمون اکتفا نکنیم... تا اینکه به خود باغ رسیدیم... لطفا اجازه بدید از اینجاش به بعد را 233 گزارش بده... چون من در جاده اصلی پوشش میدادم که اتفاقی نیفته!» گفتم: «خواهش میکنم... بفرمایید!» 233 گفت: «من خیلی بلد نیستم مثل خانم عبداللهی لفظ قلم حرف بزنم... چون ما از اولش دهاتی بودیم... حالا هم نیروی پیاده کف خیابون... خیلی بلد نیستم پیچش بدم و گزارشی حرف بزنم... اما قربان! چیزی با چشم خودم دیدم که برای اولین بار در طول این مدت، قدری ترسیدم... حالا شاید نشه اسمش را هم بذاریم ترس... اما خب! نمیشه به راحتی از کنارش رد شد!» گفتم: «لطفا سریعتر!» 233 گفت: «چشم! در اون باغ، من یه گردان حدودا 200 تا 300 نفره پسر و دختر و مرد و زن دیدم که به صورت قاطی داشتند آموزش میدند!» با تعجب و اخم گفتم: «ینی چی؟ گردان کدومه؟ چه آموزشی؟!» 233 ادامه داد: «از آموزش ساخت نارنجک دستی گرفته تا پرتاب نارنجک دستی... از روش سریع جمع شدن تا روش سریع پراکنده شدن... از آموزش غش کردن و بی تحرک ماندن تا آموزش حمل جنازه و غش و ضعف کرده... از دفاع شخصی گرفته تا فنون رزمی و ضرب و شتم و خیلی مسائل دیگه!» به فکر فرو رفتم... گفتم: «تحلیلت از این مشاهداتی که داشتی چیه؟» 233 گفت: «اینا خیلی جدی بودند... هم کسانی که آموزش میدادن و هم کسانی که آموزش میدیدند! با چاقو و چوب و سطل آشغال و بنزین و اینا آموزش میدیدند! خب این وسایل، مال بچه بازی یا عملیات های نظامی نیست... اینا بیشتر در درگیری های خیابانی و مواجهه با پلیس ضد شورش و اینا به کار میره! من فکر میکنم اینا برای خرابکاری های گسترده دارن تربیت میشن و مطمئنم که برنامه های خاصی دنبال میکنند!! ادامه دارد.... 🚸 @mohamadrezahadadpour ایتا https://eitaa.com/setaregan_velayat313 سروش https://sapp.ir/bayazi_and_fathi313
هدایت شده از مفتاح‌حیدریون
#امام_خامنه‌ای عرصه ی جنگ نرم، بصیرتی عمارگونه و استقامتی مالک اشتر وار می طلبد. با تمام وجود خود را برای این عرصه آماده کنید. #بصیرت_افزایی @meftah1414