eitaa logo
آسِیدْاِبرآهیم؛
1.7هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.6هزار ویدیو
1 فایل
از قلب به رسانه*بدون دخالت عقل. اینجا؟ازدَردهای حق*میگیم؛ . -من؟همه با یار خوش و من به غمِ یار خوشم سخت کاری‌ست ولی من به همین کار خوشم- . -سندخورده ب نام آسید-³⁰`⁰⁴تا وصال آسید. +دکه تلفنی مون | @dakedel📞 •کپی؟ سنجاق .. +رسانه اختصاصی شهید +
مشاهده در ایتا
دانلود
رسیدیم به یکی از نفس‌گیرترین شب‌های تاریخ... شبی که شاید هیچ‌کس فکر نمی‌کرد چند ماه بعد... به عاشورا ختم بشه... 📜 دستور محرمانه رسید معاویه مرده بود... و یزید تازه روی تخت حکومت نشسته بود. اما خوب می‌دونست یه نفر هست که اگر بیعت نکنه... کل حکومتش زیر سؤال میره... اون یک نفر کی بود ؟ 🏴 امام حسین(ع) برای همین سریع به حاکم مدینه نامه نوشت. 📜 مضمون نامه این بود: ⚠️ از حسین بن علی بیعت بگیر. ⚠️ و این کار رو عقب ننداز. یعنی ماجرا خیلی جدی بود... خیلی بیشتر از یه اختلاف سیاسی ساده... 🌙 یک دعوت عجیب در شب رفیق... حالا تصور کن... شب شده... 🌑 مدینه آرومه... ناگهان پیغام میاد: «حاکم مدینه شما رو احضار کرده.» امام حسین(ع) متوجه شد که اتفاق مهمی افتاده... چون معمولاً این مدل دعوت‌های شبانه... بی‌دلیل نبود. امام تنها رفت؟ نه... اینجا یه نکته جالب وجود داره... امام تعدادی از جوانان بنی‌هاشم رو همراه خودش برد. اما بهشون فرمود بیرون بایستن. یعنی هم آرامش داشت... هم احتیاط. این خودش یه درس بزرگه :) آدم مؤمن نه بی‌گدار به آب می‌زنه... نه از ترس فلج میشه. داخل جلسه چه گذشت؟ حاکم مدینه خبر مرگ معاویه رو اعلام کرد. بعد گفت: 🗣️ «یزید به حکومت رسیده و از شما بیعت می‌خواهد.» فضای جلسه سنگین شد... خیلی سنگین... چون همه می‌دونستن جواب این سؤال... می‌تونه مسیر آینده رو عوض کنه. ⚡ پاسخ امام رفیق... اینجا امام حسین(ع) نه داد زد... نه توهین کرد... نه عصبی شد... خیلی محکم... خیلی باوقار... خیلی حساب‌شده حرف زد... فرمود: 🗣️ «شخصیتی مثل من، پنهانی بیعت نمی‌کند.» یعنی: اگر قراره چنین موضوع بزرگی مطرح بشه... باید آشکار باشه... نه پشت درهای بسته. و از جلسه خارج شد. خطر داشت نزدیک می‌شد وقتی امام از اون جلسه بیرون اومد... دیگه تقریباً مشخص بود که فشارها بیشتر میشه. چون یزید دنبال یه امضا نبود... دنبال مشروعیت بود 🚫 و امام حسین(ع) حاضر نبود این مشروعیت رو بهش بده. شب وداع با مدینه :) رفیق... حالا یکی از غمگین‌ترین صحنه‌های تاریخ رو تصور کن... این شهر... شهر پیامبر بود... شهر کودکی امام حسین بود... شهر خاطرات امام علی بود... شهر حضرت زهرا بود... اما حالا... دیگه امنیتی برای موندن وجود نداشت. 🌙 زیارت قبر پیامبر در منابع تاریخی آمده که امام حسین(ع) پیش از خروج از مدینه به زیارت قبر پیامبر رفت. تصور کن... نوه پیامبر... کنار قبر جدش ایستاده... و می‌دونه روزهای سختی در پیشه... واقعاً دل آدم آتیش می‌گیره... 🚶‍♂️ اولین قدم به سمت کربلا خیلیا فکر می‌کنن سفر کربلا از کربلا شروع شد... نه رفیق... سفر عاشورا از همون شب مدینه شروع شد... اولین قدم... اولین خداحافظی... اولین غربت... همه از همینجا آغاز شد... ی چی رفیق... تا حالا شده برای حفظ یه ارزش... از یه چیز خیلی دوست‌داشتنی بگذری؟ مثلاً: 🎯 یه جمع رو ترک کنی... 🎯 یه موقعیت رو از دست بدی... 🎯 یه سود رو کنار بذاری... فقط چون می‌دونی کارت درسته؟ این کار آسون نیست... و امام حسین(ع) داشت یکی از بزرگ‌ترین هزینه‌های زندگیش رو می‌داد. آیا امام می‌دانست چه می‌شود؟👀 این سؤال یکی از معروف‌ترین سؤال‌های عاشوراست. علم و آگاهی امامان موضوعی عمیق و اعتقادی است و درباره جزئیاتش بحث‌های مفصلی وجود دارد. اما چیزی که از رفتار امام کاملاً پیداست اینه که: ⚠️ ایشان می‌دانست این مسیر، مسیر راحتی نیست. ⚠️ می‌دانست خطر وجود دارد. ⚠️ می‌دانست فشارها بیشتر خواهد شد. ولی با این حال... از مسیر حق عقب‌نشینی نکرد. 💎 تلنگر امشب رفیق... گاهی سخت‌ترین لحظه زندگی... لحظه جنگیدن نیست... لحظه‌ایه که باید تصمیم بگیری: 🟢 راحتی یا 🏴 حقیقت و اون شب... امام حسین(ع) حقیقت رو انتخاب کرد... حتی به قیمت ترک مدینه... :) 📖 حدیث امشب پیامبر اکرم ﷺ فرمود: ✨ «برترین جهاد، گفتن سخن حق در برابر حاکم ستمگر است.» 📝 خلاصه قسمت ششم ✅ یزید پس از رسیدن به حکومت، از امام حسین(ع) بیعت خواست. ✅ امام در جلسه شبانه حاضر شد اما بیعت نکرد. ✅ فشار حکومت رو به افزایش بود. ✅ امام برای حفظ جان خانواده و ادامه مسیر حق، تصمیم به خروج از مدینه گرفت. ✅ پیش از خروج، با مدینه و قبر پیامبر وداع کرد. ✅ اولین گام سفر عاشورا از همین نقطه آغاز شد. 🎯 درس مهم این قسمت رفیق... همه آدم‌ها از حق خوششون میاد... اما تعداد کمتری حاضرن برای حق هزینه بدن... و تعداد خیلی کمتری حاضرن برای حق... همه چیزشون رو فدا کنن... + قسمت بعدی میریم کوفه 🙂 .. | @seyedebram
👀🔍 عزیز‌من ، حالا اگه سوالی تو ذهنت هست بفرما : https://eitaa.com/dakedel [ ناشناس ] + فقط عجله نکن .. ! 🫂
برای غصه های سینه؛مرگ درمونه:) داغ ی شیر خوارمون به حرف آسونه. . . | @seyedebram |
آسِیدْاِبرآهیم؛
_
کوچیکه سرت با طناب می‌بنند؛ ببین به مادرت جماعتی میخندد. . . | @seyedebram |
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جوابم را گرفتم؛تیر سه شعبه بود:) | @seyedebram |
-زیارت شیش ماهه ارباب: السَّلامُ عَلى عَبدِ اللّهِ بنِ الحُسَینِ الطِّفلِ الرَّضیعِ، المَرمِیِّ الصَّریعِ ، المُتَشَحِّطِ دَما ، المُصَعَّدِ دَمُهُ فِی السَّماءِ ، المَذبوحِ بِالسَّهمِ فی حِجرِ أبیهِ ، لَعَنَ اللّه ُ رامِیَهُ حَرمَلَهَ بنَ کاهِلٍ الأَسَدِیَّ وذَویهِ . سلام بر عبداللّه بن الحسین، کودک شیرخواره تیر خورده ضربت خورده به خون تیپده که خونش به آسمان، پرتاب شد و در دامان پدرش، با تیر، سر بُریده شد! خدا لعنت کند حَرمَلَه بن کاهِل اسدى و همراهانش را که به او تیر زدند. . . | @seyedebram |