eitaa logo
شهید محمد رضا تورجی زاده
268 دنبال‌کننده
11.3هزار عکس
10.1هزار ویدیو
158 فایل
🌟🌹ستارگان آسمان🌹🌟 ♡″یا زهرا″♡ ✿محمد رضا تورجي زاده✿ ✯🔹فرزند: حسن ✷🌺ولادت:۲۳ تیر ماه ۱۳۴۳ °❥🌹شهادت: ۵ اردیبهشت ۱۳۶۶ محل شهادت: بانه _ منطقه عملیاتی کربلای۱۰ 💫🌹مزار: گلستان شهدای اصفهان
مشاهده در ایتا
دانلود
Koveytipoor - Yaran Che Gharibane (320).mp3
16.79M
یاران چه غریبانه؛ رفتند از این خانه… هم سوخته، شمعِ ما… هم سوخته، پروانه…●♪♫ بشکسته سبوهامان… خون‌ است به دل هامان…●♪♫ فریاد وُ فغان دارد؛ دُردی کش مِیخانه…●♪♫ هر سوی نظر کردم؛ هر کوی گذر کردم… خاکستر وُ خون دیدم؛ ویرانه به ویرانه●♪♫ افتاده سری، سویی… گلگون شده؛ گیسویی…●♪♫ دیگر نبود دستی؛ تا موی کند، شانه… تا سر به بدن باشد؛ این جامه، کفن باشد●♪♫ فریادِ اباذرها؛ ره بسته به بیگانه…●♪♫ لبخندِ سرودی کو؟ سر مستی وُ شوری، کو؟ هم کوزه؛ نگون گشته… هم ریخته، پیمانه…●♪♫ آتش شده در خرمن؛ وای من وُ وای من!●♪♫ از خانه نشان دارد؛ خاکسترِ کاشانه…●♪♫ ای وای! که یارانم؛ گل های بهارانم… رفتند از این خانه؛ رفتند غریبانه…●♪♫
16.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 ابعاد سانسور شده دفاع مقدس ⭕️ مقایسه خسارات ایران در و اول و دوم 💬 ابوذر یاسری استاد دانشگاه و دبير انجمن علمی بيانيه گام دوم 📡 برنامه 📺 شبکه پنج سیما ⏰ 7 دقیقه 📖 کتاب 📖 کتاب ✍ دکتر محمدقلی مجد استاد دانشگاه پنسیلوانیا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 از امام خامنه‌ای سوال می شود بعد از شما چه بر سر این انقلاب و این نظام با اینهمه دشمن خواهد آمد؟ 🌺 ایشان چنین پاسخ میدهند...
🔴 | 🔻چندروز پیش ایشون رو توی لبنان و نیروهای امنیتی لبنان دستگیر کردند و حالا خبرنگار کذاب رژیم‌صهیونیستی اونو به اسم دستگیری نیروی حزب الله در ایران توسط اشوبگران داره منتشر میکنه و میگه ۴۰۰۰ نیروی حزب‌الله وارد ایران شدن ...😅 ❌ این است، دروغ و تحریف
✍🏽در ایام فتنه ۸۸ ... یکبار که رفته بود بیرون آجر به صورتش زده بودند! 🌱بعد از مدت‌ها با اینکه زمان نسبتا زیادی گذشته بود باز هم وقتی هادی می‌خندید جای زخم ایام اغتشاشات روی صورتش گود می‌شد. 🌱هادی در آن ایام برای دفاع از مواضع انقلابی نظام، با یکی از دوستانش به میان اغتشاش‌گران رفته بود و گفته بود باید برویم و جلوی این‌ها را بگیریم. اما یک آجر سنگین به صورتش زده بودند و سه ساعت بیهوش بوده است. 🌱ما نمی‌دانستیم این اتفاق برایش افتاده است. تا یک‌ مدت یک طرف صورتِ هادی کج شده بود به مرور و با گذشت زمان وضعیتش بهتر شد. 🌱وقتی هادی نجف بود من برگه‌ای از بیمارستان در وسایل‌ هادی پیدا کردم که در آن وضعیتِ هادی قید شده بود وقتی آن ورقه را خواندیم. تازه فهمیدیم دقیقاً چه بر سر هادی آمده بود او به‌ قدری درون ریز و تودار بود که به هیچ‌ کدام‌مان حرفی نزده بود. 📃هادی در وصیت‌نامه‌اش آورده است: « یادتان نرود. پیرو خطِ ولایت فقیه باشید. اگر دنبال این مسیر باشید به آن چیزی که می‌خواهید می‌رسید همانطور که من رسیدم» ✨ به نقل از خواهر شهید جانباز_فتنه_ ۸۸ محمد_هادی_ذوالفقاری هدیه به روح مطهر شهید
"من کتاب را خواندم و در اکثر اوراق کتاب گریه کردم" سردار شهید حاج قاسم سلیمانی 📚 کتاب ▫️فضای کتاب «وقت مهتاب گم شد» بسیار عاطفی، معنوی و حماسی است، بار انسانی خاطراتش بسیار سنگین است. از طرفی قهرمان قصه بسیار شهره و مشهور می‌شود و احساس می‌کند علت اینکه همه دوستانش یکی یکی به می‌رسند این است که خیلی معروف و شناخته شده است و باید سلوک گمنامی داشته باشد. 📚
"من کتاب را خواندم و در اکثر اوراق کتاب گریه کردم" سردار شهید حاج قاسم سلیمانی 📚 کتاب ▫️فضای کتاب «وقت مهتاب گم شد» بسیار عاطفی، معنوی و حماسی است، بار انسانی خاطراتش بسیار سنگین است. از طرفی قهرمان قصه بسیار شهره و مشهور می‌شود و احساس می‌کند علت اینکه همه دوستانش یکی یکی به می‌رسند این است که خیلی معروف و شناخته شده است و باید سلوک گمنامی داشته باشد. 📚
🔻 گفتم حاجی راستی چقدر حقوق می‌گیری؟ حاجی مبلغی را گفت که من بسیار تعجب کردم. زیرا او یک سردار و فرمانده‌ نظامی بزرگ در ایران بود. گفتم حاجی این حقوق یک افسر جزء است نه یک فرمانده! یک سردار مثل شما در عراق سه برابر این حقوق می‌گیرد؛ با مزایای فراوان! حاجی به من گفت: شیخنا! مهم نیست فرمانده چقدر از کشورش می‌گیرد. مهم این است که چه چیزی به کشورش می‌دهد و خدای متعال چند برابر آن را به او خواهد بخشید و این یک حتمی است. شیخنا! ما به صورت موقت در این دنیا هستیم و ما و شما به سوی پروردگار کریم خود رهسپاریم. 👤راوی: «سامی مسعودی» از فرماندهان حشد الشعبی ❤️ مثل_شهدا_زندگی_کنیم ❤️ ❤️ 📙برگرفته از کتاب مالک زمان هدیه به روح مطهر شهید ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄
😊 خاطره ای شنیدنی از عملیات بیت المقدس اواخر اردیبهشت ۱۳۶۱ 🔹در آخرین روزهای عملیات آزادسازی خرمشهر، طبق طرح مانور، تصمصم گرفته شد نیروهای تیپ ۲۷ بجای جنگ در دروازه های خرمشهر،بسمت شلمچه رفته تا گلوگاه خروجی بطرف بصره را ببندند که در نتیجه نیروهای دشمن محاصره شده در شهر که قصد فرار را داشتند،به تله افتاده و به اسارت درآیند. لذا در تاریکی شب بسمت غرب خرمشهر رفتیم.حرکت بطرف شلمچه تا دمدمای صبح ادامه داشت. هوا داشت روشن می‌شد که تیمم کرده و نماز صبح را نشسته خواندیم.در این حین،تیربار عراقی‌ها، بچه‌ها را زیر آتش گرفت و عده‌ای بر زمین افتادند.بحالت درازکش رو بزمین چسبیدیم و گلوله‌ها، وزوزکنان از بالای سرمان می‌گذشت.هیچ عارضه و جان پناهی وجود نداشت، جز چاله و پستی بلندی‌های سی سانتی.کار بسیار سخت شده بود و کسی نمی‌توانست در زیر دید و تیر دشمن به سمت زخمی‌ها برود.من هم درحالت خوابیده، احساس کردم تیری بطرفم آمد. وقتی دقت کردم، با کمال تعجب دیدم،شلوارم سوراخ شده بدون آنکه تیر به پایم اصابت کند‼️مرمی فشنگ پاچه شلوار را شکافته و از سوی دیگر خارج شده بود!. . . و تا پایان جنگ، این تنها تیری بود که بمن خورد! ➖راوی: ادمین کانال 📚برگرفته از کتاب: ✍️ نوشته: مدیر کانال ا▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️ 📚 کتاب: ✍️ نوشته: مدیر کانال ⚪️ خاطرات دهه پنجاه، دوران انقلاب و زمان جنگ 📄 مقدمه نویسنده بر کتاب فوق: این کتاب را از سرِ ارادت به جاویدالاثر احمد متوسلیان و به یاد جانفشانی‌های او و یارانش در جبهه‌های غرب و جنوب کشور نگاشتم. هم او که هر چند کوتاه تحت امرش بوده و هنوز انگار سخنانش در صبحگاه دوکوهه در گوشم طنین افکن بوده و چهره پُرجذبه و غبار گرفته او در پشتِ دژِ خرمشهر، در نظرم مجسّم است. سخن از دلدادگی خود به حاج احمد و یاد غُربتِ غرب، کردستان و فداکاری‌های آن ایّام پُرتلاطم، موجب شد، تا سرگذشت خود را از آغاز تا پایان جنگ (پذیرش قطعنامه) به رشته تحریر درآورم. ا🔹▪️🔹▪️🔹▪️🔹▪️🔹 برگرفته از متن کتاب:👇👇👇 ما شهدا را نفهمیدیم. آنها چه خوب حقارت و پستی دنیا را شناخته و مفهوم حیات طیبه را درک کرده بودند. آنها حیات واقعی را در جوار رحمت حق می‌دیدند. به اطمینان نفس رسیده بودند و جایگاهشان جز جنت لقای پروردگار نبود. چرا ما نتوانستیم به دنیای آنها وارد شویم. در جوار آنها زندگی می‌کردیم ولی گویا به پهنای ابدیت با آنها فاصله داشتیم. نگاه آنها به ماوراء افق بود و از این ظلمتکده نفس و دنیا، ابدیت را به نظاره نشسته بودند. جان دادن برای آنها فرار از قفس نفس بود. پرنده‌ای که از قفس می‌پرد، چیزی را از دست داده؟ او آزادی را به دست آورده و چه چیز بالاتر و والاتر از رهایی از تعلقات تن! ما به چه گناهی ماندیم و ناچار شدیم دلق رنگین حیات مادی را به تن کنیم؟ ما به آسانی مخاطب کلام شهید باقری شدیم. وقتی مسؤولین را ترغیب می‌کرد تا در خط مقدم حضور پیدا کرده و مشکل نیروها را حل کنند، می‌گفت: برادرها چرا اینقدر خودتان را حفظ می‌کنید؟ آخرش که چی؟ .... نگذارید توی رختخواب و لحاف و تشک بمیرید! چه زود مصداق سخن او شدیم. چشم به هم زدیم چند دهه گذشت. آن موقع که وارد سپاه شدیم، گفتند پاسدار شش ماه بیشتر زنده نیست. پس چه شد؟ این چه سرنوشتی بود که برای خود رقم زدیم. دیگر بوی الرّحمن گرفته ایم! آیا این جایگاه واقعی ما بود؟ مگر ما نباید الآن کنار بروجردی بودیم؟ کنار کاظمی، همت، باکری، کاوه ... ؟؟ - خدایا عاقبتمان چه می‌شود! چرا دیگر یاد یاران شهیدمان را نمی‌کنیم؟ چرا از یاد برده‌ایم آن حماسه عظیم را؟ چرا دیگر خواب شب‌های عملیات را نمی‌بینیم؟ ┈•کانال دفـــــــاع مقـــــــدس•┈ ✅مرجع‌نشرآثارشـ‌هدا و دفاع‌مقدس
ا ﷽ ا 🏷 | 🔰نور ایمان در نهان قلبمان است و قلبمان در منزلگاه پروردگار 🌹 در بیست و پنجم آذر سال ۱۳۴۳ در مشهد متولد شد. وی از دانشجویان ممتاز و تیزهوش رشته مهندسی پتروشیمی دانشگاه شیراز بود. نماز اول وقتش را در مسجد به جماعت می خواند و در بسیج هم فعالیت می کرد. مدتی هم در مسجد کرامت پای درس آیت الله خامنه ای شرکت کرد. با شروع جنگ و فرمان امام، به جبهه رفت. در عملیات والفجر ۸ دیده بان بود. نوبت دیده‎بانی مرتضی نبود اما به جای دوستش رفت و در حال دیده‎بانی بر اثر اصابت ترکش در ۲۷ بهمن ماه ۱۳۶۴ در منطقه اروندرود به فیض شهادت نائل گردید. ✍️ فرازی از وصیت نامه شهید: «بگذارید خون آشامان دد صفت، گلوگاه‎مان را با برق ضربات شمشیر بدرند. ولی بدانید هرگز نخواهند توانست حصار فکرمان را تسخیر کرده و روشنایی یقین و قدرت ایمانمان را بگیرند؛ چرا که نور ایمان در نهان قلبمان است و قلبمان در منزلگاه پروردگار، و خدایمان، یگانه نگهبان و یاری بخشمان است.
1_1881401509.mp3
4.57M
پنج شنبه های شهدایی خوش به حال شهدا...😭😭😭 🎙کربلایی سیدرضا نریمانی اللهم ارزقنا شهادت...
♥️ کاش سحرهای رمضان ؛ میهمانِ سفره‌ الهی با رنگ و بوی سادگی باصفای شهدا باشیم.