هدایت شده از حضرت مهدی(عج)
#نحوه_آشنایی
#عنایت_شهید
🍃سال 1398 در مدرسه مان مسابقه کتابخوانی گذاشتند و از آنجایی که من خیلی علاقه به کتاب دارم در مسابقه شرکت کردم.
🍃کتاب مسابقه «سلام بر ابراهیم1» بود که با پخش کتاب ها به دلیل اینکه من پولش را دیر حساب کردم کتاب به من نرسید.
🍃به خاطر این مسئله خیلی دلم شکست. البته با شهید جاویدالاثر #ابراهیم_هادی آشنا نبودم حتی نمی دانستم کتاب مسابقه درباره ی ایشان هست اما چون شخصیت مذهبی داشتم از شهدا خوشم می آمد، دوست داشتم کتاب شهدایی بخوانم و اینکه کتاب به من نرسیده بود خیلی دلخورم کرد.
🍃به مسئول مدرسه هم گفتم کتاب به من نرسیده است من هم می خواهم.
گفتند: با دوستانتان بخوانید کتاب دیگر نیست.
ناامید به سر کلاسم برگشتم.
🍃چند روزی گذشت. به یکی از دوستانم که کتاب را کامل خوانده بود گفتم: می شود کتاب را به من بفروشی؟
او هم قبول کرد و کتاب را به من فروخت.
🍃وقتی کتاب را از دوستم گرفتم اوایل آن را خواندم خیلی جذاب بود و خیلی خوشم آمد ولی وقت خواندنش را نداشتم. برای همین هر وقت می آمدم بخوانم مجبور می شدم هی آن را کنار بگذارم تا اینکه مسابقه برگزار شد. من زیاد چیزی از شهید جاویدالاثر #ابراهیم_هادی نمی دانستم و نتوانستم جواب درست به سوالات مسابقه بدهم و قبول نشدم.
🍃بعد از مسابقه کتاب سلام بر ابراهیم را در خانه مان گذاشتم و قسمت نشد تا مدت ها آن را بخوانم تا اینکه در فضای مجازی از شهید جاویدالاثر #ابراهیم_هادی عکس ها و متن هایی دیدم که از شخصیت شهید خوشم آمد و به خاطر همین تصمیم گرفتم کتاب را بخوانم.
🍃دوباره شروع به خواندن کتاب سلام بر ابراهیم1 کردم.
خواندم خواندم تا اینکه وابسته کتاب شدم با هر قسمت از کتاب می خندیدم یا گریه می کردم و به طور عجیبی شیفته مرام و شخصیت اصلی کتاب یعنی یک شهید گمنام یا همان شهید جاویدالاثر #ابراهیم_هادی شدم و این شهید بزرگوار رفیق شهید بنده شدند.
🍃با اینکه خودم بچه مذهبی هستم و علاقه ی زیادی به شهدا دارم ولی خانواده ام نسبت به من کمتر به مسائل مذهبی و مربوط به شهدا اهمیت می دادند و علاقه ی زیادی نداشتند. برای همین تهیه ی کتاب و هر چیز دیگری مربوط به شهدا سخت بود.
🍃کتاب سلام بر ابراهیم1را که داشتم و خیلی دوست داشتم کتاب سلام بر ابراهیم جلد2 را هم بگیرم.
🍃چون می دانستم خانواده ام قبول نمی کنند که کتاب را بگیرم قبل از اینکه خواسته ام را با آنها در میان بزارم با شهید جاویدالاثر #ابراهیم_هادی که دیگر ایشان را داداش ابراهیم صدا می کردم صحبت کردم و نذر کردم که کمکم کنند.
🍃این جمله ای که می گویند این شهید بزرگوار حتی در جواب یک سلام زیر دین کسی نمی ماند و جواب کارت را می دهد واقعا درست هست.
🍃با اینکه قبلا درباره ی شهدای دیگر با خانواده ام صحبت کرده بودم و خواسته بودم کتاب، کیف یا هرچیزی به مربوط شهدا بوده را برای من تهیه کنند ولی این کار را نکردند خداروشکر این بار برای داداش ابراهیمم به شکل معجزه آسایی قبول کردند.
🍃به لطف خدا و عنایت داداش ابراهیم با کمک خانواده ام کتاب سلام برابراهیم2 ، کیف، وسایل مربوط به شهدا تهیه کردم و خیلی از این بابت خوشحالم.
🍃هنوز بعد مدت ها از برآورده شدن حاجتم سر نذر و عهدی که با داداش و رفیق شهیدم بستم هستم. شک ندارم هرکس با این شهید بزرگوار رفاقت کند، ادامه دهنده ی راهشان باشد و سر عهدش بماند حتما کمک و دستگیری می کند.
🗣ارسالی از اعضا(۱۳۹۹/۰۴/۰۱)
@Shahid_javidolasar_ebrahim_hadi
هدایت شده از شهید ابراهیم هادی
❤️ #دلنوشته
🌹سلام من یه دختر۱۹ساله هستم. میخواستم نحوه آشنایی با 🌷شهید ابراهیم هادی🌷 رو بگم. این جریان برمیگره به تابستون ۹۵.برای تحویل گرفتن کارت بسیج فعال رفتم بسیج دانش آموزی. دیدم دارن ثبت نام میکنن برای اردوی یاوران ولایت به یکی ازخانم ها گفتم میشه منم ثبت نام کنم.
خلاصه رفتن ما جور شد. اردوی ۵ روزه اونم استان لرستان. برای تفریح بردنمون تپه شهدای خرم آباد. یه چند ساعتی گذشت تا اذان مغرب شد. نمازو که خوندیم همه نشسته بودیم پای سخنرانی حاج آقا.
یدفعه من دیدم یه آقای قدبلند و خوش هیکل اومد نشست. منم از اونایی بودم که وقتی یه پسرخوشتیپ می دیدم نگاهش میکردم، از این خصلتم بیزار بودم😔 ولی چه کنم که به دام شیطان افتاده بودم. این آقارو فقط از نیم رخ میتونستم ببینم..
یه لحظه نگاه کردم به سمت راست که به دوستم بگم نگاه این پسره چقد خوشگله. دیدم دوستم خیلی ازم دوره.🌹به خودم اومدم گفتم: "یا خیر حبیب و محبوب". یعنی خدایا من تورو میخوام اینها چیه؟اینها که دوست داشتنی نیستند، ۹هرچه نپاید دلبستگی نباید (شیخ رجبعلی خیاط)...
خلاصه وقتی رسیدیم خوابگاه، یکی از خانم ها درباره یه شهید صحبت کرد. بعد گفت: ایناها عکسشم تو اتاق خودمونه (توهرخوابگاهی عکس یک شهید بود. از شانس خوب منم عکس شهیدهادی بود). وقتی دیدم عکس رو، یه لحظه خشکم زد گفتم: یعنی این شهید همون آقایی که من تپه شهدا دیدم، همه چی شبیه خودش بود، موهاش، بینی، هیکلش.... مو نمیزد با خودش. وقتی برگشتم کتاب سلام برابراهیم۱ همون خانم دادن خوندم باخوندن اون کتاب حسابی شیفته اش شدم. دیگه تصمیم گرفتم راهی که خدا میخواد رو انتخاب کنم. فقط گفتم برام سخته نخوام آرایش کنم، سخته حجاب کنم، سخته بخوام اونی باشم که تومیخوای ولی تو کریمی میتونی درستم کنی.
خلاصه گذشتن از یک گناه منو رسوند به اینکه همه دغدغم بشه:
🌷رضای خدای تبارک وتعالی
🌷خشنودی حضرت فاطمه زهراسلام الله علیها
🌷خشنودی امام زمام عجل الله تعالی فرجه الشریف
🌷دیدن داداش ابراهیم
🌷اللهم الرزقناشهادت🌺
✅ @EbrahimHadi
هدایت شده از حضرت مهدی(عج)
نحوه ی آشنایی یکی از اعضای کانال با شهید جاویدالاثر ابراهیم هادی
✅عکس باز شود.
@Shahid_javidolasar_ebrahim_hadi
هدایت شده از حضرت مهدی(عج)
#نحوه_آشنایی
#عنایت_شهید
🍃یک سال پیش(سال۱۳۹۸) پسرم کتاب های مربوط به شهید #ابراهیم_هادی (کتاب سلام بر ابراهیم) را از دوستش امانت گرفته بود و به منزل آورده بود.
🍃پسرم به من گفت: مامان وقت کردی این دو جلد کتاب را بخوان خیلی قشنگ و آموزنده است.
گفتم: باشه چشم ممنونم.
🍃من به خاطر گرفتاری های زندگی فرصت نمی کردم کتاب ها را بخوانم، فقط کتاب ها را در کمد کتاب ها گذاشته بودم.
🍃روی جلد کتاب که عکس شهید #ابراهیم_هادی بود را طوری گذاشته بودم که هر وقت وارد اتاق می شدم
ناخودآگاه سلام می کردم و می گفتم سلام بر #ابراهیم_هادی چطوری برادر؟ خوبی؟ میگن شهیدان زنده اند و جواب سلام رو میدن درسته؟؟ و رد می شدم.
🍃گاهی وقت ها می گفتم: باز هم فرصت نکردم بخوانمت،.
🍃هر وقت وارد اتاق می شدم حتما سلام میکردم و با شهید #ابراهیم_هادی دردودل می کردم.
🍃تا اینکه یک روز در خانه با پسرم در حال استراحت بودیم همه جای خانه را سکوت فرا گرفته بود. ناخودآگاه صدای بلندی از اتاقی که کمد کتاب ها در آن بود آمد مثل اینکه شی بزرگی با شیشه ی ملاقی اتاق برخورد کرده باشد.
🍃من و پسرم سراسمیه وارد اتاق شدیم و همه جای آن را نگاه کردیم هیچی نبود، نه روی شیشه ملاقی و نه جای دیگه..
🍃تعجب کردیم. بعد به آشپزخانه رفتم دوباره به اتاق برگشتم که بخاری را کم کنم که یک دفعه چشمم به کتاب شهید #ابراهیم_هادی که کنار بخاری افتاده بود افتاد.
🍃تعجب کردم آخه من خیلی مراقب بودم همیشه بالای قفسه کتاب خانه بود.
🍃از پسرم پرسیدم که چرا کتاب رو روی زمین انداختی؟
گفت: مامان من دست نزدم.
🍃کتاب را برداشتم به عکس نگاه کردم، گفتم: چطوری اینجا افتادی؟..
🍃یاد صدایی که چند ساعت پیش شنیده بودیم و فکر می کردیم چیزی به شیشه ی ملاقی خورده است افتادم.
با خودم گفتم: این چجوری از آن بالا اینجا کنار بخاری با این فاصله افتاده است بعید بود خودش خود به خود افتاده باشد.
🍃نگاهی به عکس شهید #ابراهیم_هادی کردم و گفتم: نکنه خودت رو پرت کردی که بخونمت؟
نمی دونم چی شد دلم لرزید..
🍃از اتاق بیرون آمدم و به پیش پسرم رفتم و قضیه را گفتم.
پسرم گفت: مامان بعید نیست کار خود شهید باشه. بخونش، اگه بخونی میفهمی چی میگم.
🍃منم همان جا شروع کردم به خواندن کتاب کردم. پا به پای کتاب اشک ریختم و خندیدم.
🍃داستان های کتاب خیلی جالب و جذاب بود به نظرم از همه جالب تر آنجایی بود که یک دختر بچه ی کوچک وقتی هر روز به مدرسه می رفت به عکس شهید #ابراهیم_هادی روی دیوار در مسیر مدرسه سلام می کرد و شهید #ابراهیم_هادی در خواب به آن دختر بچه گفته بود که ما جواب سلام شما را می دهیم.
🍃با این داستان جواب سوالم که درباره ی نحوه ی افتادن کتاب در کنار بخاری را گرفتم چون من هم هر روز به ایشان سلام می کردم و می پرسیدم که جواب سلامم را می دهید؟
و به این ترتیب به لطف خدا با شهید #ابراهیم_هادی آشنا شدم.
🍃با این توجه و عنایت شهید به خودم خیلی گریه کردم با ذوق و اشتیاق دو جلد کتاب سلام بر ابراهیم را خواندم. خیلی چیزها از آن یاد گرفتم و هنوزم که هنوزه کتاب های مربوط به شهید #ابراهیم_هادی را در کتاب خانه ی اتاق طوری قرار دادم که هر روز به ایشان سلام کنم و صحبت کنم.
🍃چند تا از کتاب های دیگر هم که مربوط به شهید #ابراهیم_هادی و دوستانش بود را خوندم و عکس تک تکشون رو کنار کتاب #ابراهیم_هادی گذاشتم.
🍃 در این سال ها من خیلی چیزها از شهید #ابراهیم_هادی یاد گرفتم و به لطف خدا هر وقت که بهشون متوسل شدم حاجتم را گرفتم.
🍃ما باید قدر این شهدای بزرگوار را که به خاطر امنیت و آسایش ما جانشان را فدا کردند را بدانیم.
🍃ما مدیون خون پاک شهدا هستیم، پس باید کاری نکنیم که شرمنده ی آنها باشیم و ادامه دهنده ی راهشان باشیم.
🍃خدا را شاکرم که میهن مان ایران چنین دلاورهایی را دارد.
🗣ارسالی از اعضا (۹۹/۵/۲۷)
@Shahid_javidolasar_ebrahim_hadi
هدایت شده از حضرت مهدی(عج)
نحوه ی آشنایی یکی از اعضای کانال با شهید همیشه جاویدالاثر ابراهیم هادی
✅عکس باز شود.
@Shahid_javidolasar_ebrahim_hadi
هدایت شده از حضرت مهدی(عج)
#نحوه_آشنایی
#عنایت_شهید
🍃من با شهید ابراهیم هادی از دبیرستان وقتی ۱۵ ساله بودم آشنا شدم.
🍃 در دبیرستان کنار کلاس مان یک قفسه کتاب خاک گرفته داشتیم هیچکس به اون قفسه نگاه نمی کرد.
🍃یه روز دوست صمیمی ام به مدرسه نیومده بود و خیلی حوصله ام سر رفته بود.
🍃من عاشق کتاب بودم برای همین با خودم گفتم حالا که وقت آزاد دارم یک نگاهی به قفسه ی کتاب ها بندازم.
🍃اولین کتاب را که از قفسه بیرون کشیدم عکس شهید ابراهیم هادی را دیدم انگار داشت به من لبخند می زد. همین لبخند باعث شد کتاب را با خودم به خانه ببرم.
🍃اسم کتابی که حس می کردم عکس شهید ابراهیم هادی به من لبخند می زد و به خانه بردم کتاب سلام بر ابراهیم۲ بود.
🍃من کتاب سلام بر ابراهیم۲ را خواندم و با این کتاب هم خندیدم هم گریه کردم.
این کتاب من را به کلی هم از نظر اخلاقی و هم ظاهری تغییر داد.
من باحجاب بودم ولی چادری نبودم.
بعد خواندن کتاب چادر می پوشیدم.
🍃 وقتی کتاب را تمام کردم دلم نمی آمد آن رابه مدرسه برگردانم. برای همین به کتابفروشی رفتم و کتاب سلام بر ابراهیم ۱، کتاب سلام بر ابراهیم۲، کتاب خدای خوب ابراهیم، کتاب راز کانال کمیل و چند کتاب دیگه که در مورد دیگر شهدا بود را خریدم.
🍃دوست داشتم همه چیز را در مورد شهید ابراهیم هادی که دیگر انگار یک عضو جدید به خانواده ام اضافه شده بود را بدانم.
🍃اینگونه بود که شهید ابراهیم هادی رفیق من شد و الان یک سال از آن زمان میگذرد هنوز که هنوزه دلم نیامده کتاب هایی که مربوط به شهید ابراهیم هادی را در قفسه کنار بقیه کتاب ها بزارم.
ارسالی از اعضا(۱۹ مرداد۱۳۹۹)
@Shahid_javidolasar_ebrahim_hadi
هدایت شده از حضرت مهدی(عج)
#عنایت_شهید
🍃خیلی وقت هست که از خواندن کتاب سلام بر ابراهیم ک توسط زینب خانم بچه خواهرم ک توفیق شد پارسال به دستم رسید می گذرد. (نحوه آشنایی ایشان با شهید جاویدالاثر #ابراهیم_هادی در روز ۲۶ اسفند سال۱۳۹۸ در کانال گذاشته شده است.)
🍃مدتی هست انسان فراموشکار شده ام و یکی از حرف های اخلاقی شهید #ابراهیم_هادی را فراموش کرده بودم تا اینکه داشتم به آن کار اشتباه عادت کردم همچنان ادامه می دادم و توجیه شیطانی می کردم.
🍃چند روز پیش به کتابفروشی رفتم از بین سه کتاب شهید یک کتاب را که درباره ی شهید حاج جعفر جنگروی که از دوستان شهید #ابراهیم_هادی بود را انتخاب کردم.
🍃با خودم گفتم: چرا بین این سه تا کتاب فلان کتاب را خریدم.
🍃هر روز یک قسمت از کتاب را می خواندم تا اینکه دیشب توفیق شد (جمعه ۷ شهریور، شب تاسوعا) ادامه کتاب را خواندم.
🍃خیلی برایم جالب بود شهید #ابراهیم_هادی به لطف خدا رفیقش را فرستاده بود تا دستم را بگیرد.
🍃خدا راشکر با خواندن این کتاب به خودم آمدم و قصد ترک اشتباه ام گرفتم.
🍃امیدوارم دوباره حرف های شهدا را که همان حرف خدا و اهل بیت علیه السلام هست فراموش نکنم.
🍃التماس دعا
ارسالی از اعضا (۷شهریور۱۳۹۹)
@Shahid_javidolasar_ebrahim_hadi
هدایت شده از حضرت مهدی(عج)
نحوه ی آشنایی یکی از اعضای کانال با شهید جاویدالاثر ابراهیم هادی
✅عکس باز شود.
@Shahid_javidolasar_ebrahim_hadi