#حسین_جانم
"هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی
ازین زمانه دلم سیر می شود گاهی"
شبم نگاه که آواره ام پی ماهی
و آه ناله ی شبگیر می شود گاهی
نمی توانم ازین ماه دست بردارم
اگر چه ناوک او تیر می شود گاهی
مپرس از من و حال من و سپیدی موی
" ندیده کرببلا " پیر می شود گاهی
گمان نمیکنم این بار هم پیاده روم
زمان رفتن ما دیر می شود گاهی
مگر چه می شود آلوده ای چو من برسد
حریمش آیه ی تطهیر می شود گاهی
حسین ! آمده بودم که تا تو را بینم
عنایتی ز تو تقدیر می شود گاهی
بس ست هر چه که خواب ضریح می بینم
مگر نبود که تعبیر میشود گاهی
چرا و تا کی و تا چند، تا کجا بی تو
نگو دلت ز دلم سیر می شود گاهی
ببین گرفته گلوی مرا دو پنجه ی غم
ببین که خانه چه دلگیر می شود گاهی
#روح_الله_عمران
🆔@shahid_mahdi_bakhtiyari72
می رفت تا پنیر و دو تا نان بگیرد و ...
شاید اجازه ای بدهد کیف؛ مرهمی
پایش به سنگ خورد ..."بمیرم امیرعلی!
با پای تیر خورده کجای جهنمی"
.
فرزند در میانه ی میدان و ... خط شکست
آه از نهاد اسلحه ناگه بلند شد
بی سیم ماند و جیغ "کجا مانده #الرسول"
دستی به جمع کردن یک #روده بند شد
دار و ندار اسلحه ای یک خشاب شد
گرد و غبار... آینه ها را گرفته بود
بین هوار تانک و والمیرهای داغ
پای مغازه #مادر ی از حال رفته بود
"آبی به صورتش بزنید" اشک او چکید
"مادر! نه سایه داری و ..." بغضش امان نداد
همسایه ای به طعنه به زیر لبش نوشت
"سهمیه را گرفته به ما هم نشان نداد"
کوهی به دوش داشت و سنگی به پا کشید
با هر مصیبتی که شد از جا بلند شد
"حالت که جا نیامده مادر بیا بشین"
"بهتر شدم ... دو طعنه شنیدیم ... چند شد"
#روح_الله_عمران
#چارپاره #شهید
🆔@shahid_mahdi_bakhtiyari72