eitaa logo
به یاد شهید محسن حججی
855 دنبال‌کننده
8.3هزار عکس
1.5هزار ویدیو
39 فایل
آرزویم، آرزوی زینب است جان ناچیزم، فدای زینب است... شهادت، شهادت، شهادت آرزومه... به یاد شهیدان سردار حاج قاسم سلیمانی، دانشمند هسته ای محسن فخری زاده، محسن حججی، نوید صفری، صادق عدالت اکبری، حامد سلطانی تاریخ تاسیس: ۱۳۹۷.۰۱.۲۹
مشاهده در ایتا
دانلود
😭😭 پیکر سوخته می دانید یعنی چی؟ علی اکبر بدهند و علی اصغر بگیرند می دونید یعنی چی؟ عزیزت میاد دلت میخواد ببوسیش، بغلش کنی نازش کنی، استخوان رو بوسه زدن می دانید یعنی چی؟ چه جور بغلش کنند توی بغلشون گم میشه این پیکر 😭 از زمین خسته شدم بلندم کنید 😭
🕊 مراسم وداع با پیکر با حضور مردم شهید پرور ۹۸.۰۲.۰۵
🕊 مراسم وداع با پیکر مادر عزیز شهید 😭❤️ ۹۸.۰۲.۰۵
🕊 مراسم وداع با پیکر ۹۸.۰۲.۰۵
🕊 مراسم وداع با پیکر ۹۸.۰۲.۰۵
192.6K
پیام برادر #شهید_قاسم_غریب #مدافع_حرم ، برای همگی ما : همکاری نمی کنند بعضی ها، حداقل زخم زبان نزنند.. 🍃 @gharibshahid 🌹 #دلم_یه_جور_بد_گرفته
🌹 مادر شهید پس از سه سال از شهادت، مراسم عقد پسرش را در معراج شهدا برگزار کرد. @tafahoseshohada @shahid_mohsen_hojaji_ya_hosein
Karimi-Shab4MoharramAlhadi1391[04].mp3
5.02M
ستر ناموس نبوت چون است آی زینب یا زینب... یا حسین یا حسین... @shahid_mohsen_hojaji_ya_hosein 🎙 حاج محمود کریمی 💐 تقدیم به و شهدای عزیز مدافع
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃🌸🍃🌸🍃 🌸🍃 🍃 🌾 🌙 شب از مواضع نیروهای خودی عبور کردیم. به سنگرهای عراقی‌ها نزدیک شدیم. شاهرخ مجید را صدا کرد و گفت : 👌 می‌ری تو سنگراشون، یه افسر عراقی رو می‌کشی و اسلحه‌اش رو میاری. اگه دیدم دل و جرات داری میارمت تو گروه خودم. 🔪 مجید یه چاقو از تو کیفش برداشت و حرکت کرد. دو ساعت گذشت و خبری از مجید نشد. به شاهرخ گفتم : 😐 این پسر دفعه اولش بود. نباید می‌فرستادیش جلو، هنوز حرفم تمام نشده بود که در تاریکی شب احساس کردم کسی به سمت ما می‌آید. اسلحه‌ام را برداشتم. یکدفعه مجید داد زد : ⛔️ نزن منم مجید! پرید داخل سنگر و گفت : بفرمایید این هم اسلحه، شاهرخ نگاهش کرد و با حالت تمسخرگفت : 😏 بچه، اینو از کجا دزدیدی!؟ مجید یکدفعه دستش رو داخل کوله پشتی و چیزی شبیه توپ را آورد جلو، در تاریکی شب سرم را جلو آوردم. یکدفعه داد زدم : وای! با دست جلوی دهانم را گرفتم، سر بریده یک عراقی در دستان مجید بود!! 😐 شاهرخ که خیلی عادی به مجید نگاه می‌کرد گفت : سر کدوم سرباز بدبخت رو بریدی؟ مجید که عصبانی شده بود گفت : به خدا سرباز نبود، بیا این هم درجه هاش، از رو دوشش کَندم. بعد هم تکه پارچه‌ای که نشانه درجه بود را به ما داد. 🌺 شاهرخ سری به علامت تایید تکان داد و گفت: حالا شد، تو دیگه نیروی ما هستی. hor-zaman.ir @shahid_mohsen_hojaji_ya_hosein 🔻 قسمت بیست و پنجم 🔺 🍃💐 🌹 🍃 🌸🍃 🍃🌸🍃🌸🍃
هدایت شده از آقا مهدی
📗جشن امضای کتاب #تمنای_بی_خزان 🖊نویسنده:شیرین زارع پور ⏳دوشنبه نهم 9اردیبهشت ماه 🕰ساعت:16،مصلی امام خمینی، شبستان،راهرو11،نشر27بعثت . #رسانه_باشیم . @SHAHIDMAHDi_hoseini
🕊🌷🕊🌷🕊🌷 🌷🕊 🕊 🌟 #رفاقت_تا_شهادت 🌺 تقوا و ایمان رسول از بچگی در او وجود داشت. خانواده ما خانواده مذهبی بود و به لطف خدا حلال و حرام را رعایت می‌کردیم. 🚫 ما موسیقی حرام گوش نمی‌کردیم و حتی در مجالس عروسی که موسیقی بود نیز شرکت نداشتیم، مگر اقوام درجه یک که آن هم سر شام و برای دادن هدیه و صله رحم می‌رفتیم. 👌 خب همه این مراقبت‌ها روی رسول تاثیر می‌گذاشت. @shahid_mohsen_hojaji_ya_hosein 🔸 قسمت دهم #شهید_رسول_خلیلی (محمدحسن) به نقل از مادر شهید #مدافع_حرم 🕊 🌷🕊 🕊🌷🕊🌷🕊🌷