امام على عليه السلام :
از زشت ترين ستمها ، ستم كردن به مردمان بزرگوار است
مِن أفحَشِ الظُّلمِ ظُلمُ الكِرامِ
غررالحكم حدیث 9272
چقدر این تصویر تلخه . . .
کسانی که دستکش های خودشون یا هر گونه زباله رو روی زمین می اندازند اگه پدر خودشون هم باشه کاری می کنند که خم شه و دستکش های رها شده رو اینجوری از روی زمین جمع کنه؟؟
بمباران شیمیایی حلبچه توسط رژیم بعث عراق
1366/12/28
با پیروزی رزمندگان اسلام در عملیات والفجر 10 (تاریخ 66/12/25)و آزادسازی بسیاری از مناطق کردنشین از جمله شهر استراتژیک حلبچه، و استقبال مردم شهرها و روستاها از طلیعه سپاهیان نور و آزادی، رژیم بعثی عراق ، تاریخ 66/12/28در یک اقدام غیرانسانی، به قصد انتقام گیری از این شکست فاحش و دشمنی با مردم، شهر حلبچه و اطراف آن را هدف بمب های شیمیایی قرارداد. آن رژیم با ارتکاب به این عمل ضد بشری، هیروشیمای دیگری آفرید و برگ سیاه دیگری بر پرونده سراسر ننگ خود افزود.
در این فاجعه بزرگ، حدود پنج هزار کرد عراقی به شهادت رسیده و هفت هزار تن دیگر مصدوم شدند. فاجعه حلبچه علاوه بر جنبه های انسانی و اخلاقی، زیان هایی در روابط خارجی رژیم بعثی عراق در پی داشت و حتی بسیاری از حامیان آن را برآشفته کرد. انعکاس صحنه های دلخراش قربانیان گازهای سمّی حلبچه در سراسر جهان، موقعیت بین المللی رژیم عراق و حامیان وی را بسیار تضعیف نمود.
اعزام خبرنگاران خارجی به ایران و بازدید از منطقه، تدریجاً ابعاد این جنایت دهشتناک را افشا کرد و واکنش های متعددی را برانگیخت. به کارگیری سلاح های شیمیایی از سوی عراق در حالی صورت می گرفت که این کشور جزو 120 کشور امضا کننده پروتکل ژنو راجع به منع استفاده از سلاح های سمی و خفه کننده قرار داشت. پس از یک ماه از بمباران حلبچه، بازتاب آن در رسانه های خبری خارجی مشاهده می شد. لیکن با اتمام حملات عراق به شهرهای ایران و نیز اعزام نمایندگان ایران وعراق به سازمان ملل و مذاکره با دبیرکل سازمان ملل، تدریجاً از جنایات عراق در حلبچه همه چیز به فراموشی سپرده شد.
پنجشنبه آخر سال
پنج شنبه است و یاد درگذشتگان
اللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ،
تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ.
بسم الله الرحمن الرحیم
آیا در منزل قرنطینه هستید ؟
چند روز ؟
حوصله تان سر رفته ؟
تحملتان تمام شده ؟
خیلی خسته شدید؟
لطفا این متن را با دقت بخوانید ببینید یک عده برای شرف و عزت و ناموس ودین ما چه کشیده اند .......( خاطره ای از ۱۸ سال اسارت سیدالاسراء،شهید سرلشگر خلبان حسین لشگری،اولین اسیر ایرانی در جنگ تحمیلی که آخرین اسیری هم بود که آزاد شد)
آن قدر اسارتش طولانی شده بود که یک افسر عراقی گفته بود تو به ایران باز نمی گردی بیا همین جا تشکیل خانواده بده!... همسر شهید لشگری می گفت خدا حسین را فرستاد تا سرمشقی برای همگان شود...او اولین کسی بودکه رفت( اولین اسیر بود) و آخرین نفری بود که برگشت.... اسیر که شد پسرش علی۴ ماهه بود و دندان نداشت و به هنگام آزادیش علی پسرش دانشجوی دندانپزشکی بود...وقتی بازگشت از او پرسیدند این همه سال انفرادی را چگونه گذراندی و او می گفت: برنامه ریزی کرده بودم و هرروز یکی از خاطرات گذشته خود را مرور می کردم سالها در سلول های انفرادی بوده و با کسی ارتباط نداشت، قرآن راکامل حفظ کرده بود، زبان انگلیسی می دانست و برای ۲۶ سال نماز قضا خوانده بود
حسین می گفت: از هیجده سال اسارتم ده سالی که تو انفرادی بودم سالها با یک "مارمولک" هم صحبت می شدم. بهترین عیدی که این ۱۸ سال اسارت گرفتم، یک نصفه لیوان آب یخ بود! عید سال ۷۴ بود، سرباز عراقی نگهبان یک لیوان آب یخ می خورد می خواست باقی مانده آن را دور بریزد، نگاهش به من افتاد، دلش سوخت و آن را به من داد، من تا ساعت ها از این مساله خوشحال بودم، این را بگویم که من ۱۲ سال ( نه ۱۲روز یا ۱۲ ماه)در حسرت دیدن یک برگ سبز، یک منظره بودم، حسرت ۵ دقیقه آفتاب را داشتم...
📚 کتاب خاطرات دردناک.
🖊ناصر کاوه.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
پیشاپیش سال ۱۳۹۹ را به همه شما سروران گرامی تبریک و تهنیت عرض نموده و آرزوی سلامتی و تندرستی دارم.